کلمهگراف|مهدیهحیاتی👩🏻💻✍🏻
🎙 صدا 📷 دوربین 🎬 حرکت روز #سینما
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیلی وقت بود میخواستم این سبکی کار بزنم، امروز نوبتش رسید...
#AI
🎬| @hayati_text
هدایت شده از |°معراج°|
بسم رب الشهدا
بوی ماه مهر می آید...
به یاد ۱۶۸ فرشتهی بیبال…
۱۶۸ نامی که وقتی معلم از روی دفتر حضور و غیاب میخواند، هیچ صدایی در کلاس نمیپیچد تا بگوید: حاضر
امسال، ۱۶۸ کودک در کلاس درس ما غایباند… اما در مکتب بهشت، با نمرهی سرخ شهادت، برای همیشه شاگرد اول شدهاند.
#مدرسه_شجره_طیبه_میناب🇮🇷
موقعیت:
داری آرزوهاتو زندگی میکنی...
#ساخت_فیلم_کوتاه
🎬| @hayati_text
چشم روی هم گذاشتیم و تابستون هم تموم شد...👀
جدی جدی ۶ ماه از سال گذشت؟
🍂 | @hayati_text
یعنی واقعا دارم میرم؟
ساعت ۴ و نیم بعد از ظهر باید امامزاده رودبند باشیم و من ساعت ۳ بار و بندیلم رو جمع میکنم. استثنائا یکم دیر جنیدم ولی خب چیزی رو هم از دست ندادم. به موقع میرسم. صحبت های مدیر کاروان تفسیرکنندهی سفره. ساعت ۵:۳۰ حرکت میکنیم.
#سفرنامه
(پارت ۱)
✍🏻مهدیه حیاتی
🚌| @hayati_text
«باید برخاست»
آهنگ و مداحی و فارسی و عربی و همهچی رو گوش میکنم و یه ورودی متنوع و آشفته به مغزم میدم. چرا؟ نمیدونم. بالاخره باید یه جوری مسافت چند ساعتهی دزفول تا مرز رو بگذرونم. ساعت ۱۰:۳۰ هست. میرسیم مرز مهران و نیازه برای خروج از ایران و ورود به کشور همسایه اجازه بگیریم. «باید برخاست»
#سفرنامه
(پارت۲)
✍🏻مهدیه حیاتی
🚌| @hayati_text
انتظار...!
از ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۲:۳۰ سر مرز مهران توقف میکنیم. خیلی خلوته. ماییم و دو کاروان دیگه. ولی باید انتظار بکشیم.
منتظر مُهر شدن پاسپورت،
منتظر همکاروانی،
منتظر اتوبوسی که تا کاظمین قراره ما رو ببره.
این انتظار سخت نیست.
چند ساعت آینده رو تصور میکنم. زیارت اهل بیت(ع) و خداروشکر میکنم که دوستدارشون هستم.
#سفرنامه
(پارت۳)
✍🏻مهدیه حیاتی
🚌| @hayati_text
خادم میگه: « عینی، زائرات، ممنوع تصویر📸🚫 »
ما هم میگیم :« اي، نعم 🙈»