🌴🌴السلام علیک یا امیرالمومنین🌴🌴
🌹🌹الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علیامیرالمومنین واولاده المعصومین علیهم السلام
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
🌹🌹شکر و سپاس فراوان خداوند عزوجل را که درعید سراسر نور غدیر خم به خادمان حضرت زهرا سلام الله علیهابا همیاری و کمک جدی کانون انتظار و بسیج شهید صدوقی توفیق داد به اندازه توان و کمک خیرین عزیز و بزرگوار در راه شاد کردن شیعیان قدم بردارند.
در شب و روز عید سعید غدیر اقلام زیر توزیع گردید:
🌷الف:۷۴بسته غذائی هر بسته دویست و سی هزار تومان شامل۷قلم(برنج،گوشت،روغن،ماکارونی،سویا،رب گوجه،تن ماهی)🌷
🌷ب:دوموردکمک نقدی به مبلغ۴۰۰هزارتومان🌷
🌷ج:توزیع ۶۱۳ پرس غذای گرم🌷
🌷د: اعطای جوایز مسابقه مکتب سلیمانی سرباز ولایت یک میلیون تومان🌷
اجر همه عزیزان با امیرالمومنین علیه السلام
به ارواح رفتگان همه بانیان خیر و دست اندرکاران جمع آوری و توزیع یک سوره حمد و سه صلوات هدیه می کنیم
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
هیات حضرت زهرا سلام الله علیها
کانون فرهنگی هنری انتظار
پایگاه مقاومت بسیج شهیدصدوقی(ره)
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
https://eitaa.com/hazratzahrah/1301
🌷🌷کلام نور🌷🌷
حضرت زهرا(س):
علی «علیه السلام» در راه خشنودی خدا متحمّل رنج و سختی گردید،
و در راه انجام دستورات الهی تلاش می نمود،
و به رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) نزدیک و سیّد و سالار اولیای خدا بود.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@hazratzahrah
9.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادمان نرود برای پیشرفت کشور نیازمند مدیرانی اینچنین جهادی هستیم
https://eitaa.com/hazratzahrah/1471
💐💐اطلاعیه💐💐
بسمه تعالی
جوائز ده نفر برندگان مسابقه
🌷مکتب سلیمانی_سرباز ولایت🌷
به مبلغ یک میلیون تومان روز عید غدیر اعطا شد.
🌷تشکر از همه شرکت کنندگان عزیز. لازم به ذکر است چون نوع پاسخها کامل بود بین همه کسانی که پاسخ فرستاده بودند (حدود صدوچهل نفر) قرعه کشی شد و نام کسی حذف نشد.
🌷 منتظر مسابقه های بعدی هیات حضرت زهرا سلام الله علیها باشید
💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐
https://eitaa.com/hazratzahrah/1471
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⚪️ خطاب شنیدنی و شورانگیز شهید مطهری به حضرت مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
https://eitaa.com/hazratzahrah/1475
🌷🌷 نکتههایناب|
امسال بدون حج گذشت!!!
👈🏾 یادتونه سالهای گذشته مدام در ایام حج مطلب منتشر میکردند که با پولی که از طرف ایرانی-ها صرف هزینه حج میشه چه کارهای عجیب و غریبی میشه کرد و چندصدتا بیمارستان فوق تخصصی در شهرهای ایران میشه ساخت و چند میلیون فقیر رو میشه از فلاکت درآورد و چقدر لامبورگینی با پول ما وارد عربستان خواهد شد و....
و کلا هر مشکل اقتصادی که وجود داشت رو گردن هزینه های مردم برای حج میانداختند؟
◽️ امسال هیچ ایرانی به حج نرفت، پولی هم از کشور بابت حج از کشور خارج نشد، بسم الله! دستاوردهای اقتصادیشو برای ما بشمارید..
◽️ تا حالا چند تا بیمارستان ساخته شد و به چند تا فقیرکمک شد؟؟؟
دیدید همه این حرفها برای دلسوزی فقرا نبود؟ و هدف فقط کم رنگ کردن باورهای مردم به مساله دین بود؟؟؟
میبینید ترفندهای دشمن را؟!!!
https://eitaa.com/hazratzahrah/1475
✨﷽✨
✅داستان بسیار زیبا
✍جوان کافری عاشق دختر عمویش شد. عمویش پادشاه حبشه بود . جوان نزد عمو رفت و گفت: عمو جان من عاشق دخترت هستم. آمده ام برای خواستگاری . پادشاه گفت: حرفی نیست ولی مهر دختر من سنگین است. گفت: هرچه باشد من میپذیرم. شاه گفت: در شهر بدي ها (مدينه) دشمنی دارم که باید سر او را برایم بیاوری، آنوقت دختر از آن تو. جوان گفت: عمو جان این دشمن تو نامش چیست؟ گفت: بیشتر او را به نام علی بن ابیطالب می شناسند. جوان فوراً اسب را زین کرده با شمشیر و نیزه و تیر و کمان و سنان راهی شهر بدی ها شد. به بالای تپه ی شهر که رسید دید در نخلستان جوانی عربی درحال باغبانی و بیل زدن است. نزدیک جوان رفت گفت: ای مرد عرب تو علی را میشناسی؟گفت: تو را با علی چکار است؟ گفت: آمده ام سرش را برای عمویم که پادشاه حبشه است ببرم چون مهر دخترش کرده است. گفت: تو حریف علی نمی شوی.گفت: مگر علی را میشناسی؟ گفت: آری هرروز با او هستم و هرروز او را میبینم.
گفت: مگر علی چه هیبتی دارد که من نتوانم سر او را از تن جدا کنم؟ گفت: قدی دارد به اندازه ی قد من، هیکلی هم هیکل من. گفت: اگر مثل تو باشد که مشکلی نیست. مرد عرب گفت: اول باید بتوانی مرا شکست دهی تا علی را به تو نشان بدهم. چه برای شکست علی داری؟ گفت: شمشیر و تیر و کمان و سنان. گفت: پس آماده باش.
جوان خنده ای بلند کرد و گفت تو با این بیل میخواهی مرا شکست دهی؟ پس آماده باش.شمشیر را از نیام کشید. سپس گفت: نام تو چیست؟ مرد عرب جواب داد: عبداللّه. پرسید: نام تو چیست؟ گفت: فتاح. و با شمشیر به عبداللّه حمله کرد. عبداللّه در یک چشم بهم زدن کتف و بازوی جوان کافر را گرفت و به آسمان بلند کرد، به زمین زد و خنجر او را به دست گرفت و بالا بُرد. ناگاه دید از چشمهای جوان اشک می آید. گفت: چرا گریه میکنی؟ جوان گفت: من عاشق دختر عمویم بودم. آمده بودم تا سر علی را برای عمویم ببرم تا دخترش را به من بدهد، حالا دارم به دست تو کشته میشوم...
مرد عرب جوان را بلند کرد. گفت: بیا این شمشیر، سر مرا برای عمویت ببر. پرسید: مگر تو که هستی؟ گفت: منم اسداللّه الغالب، علی بن ابیطالب. كه اگر من بتوانم دل بنده ای از بندگان خدا را شاد کنم، حاضرم سر من مهر دختر عمویت شود... جوان بلند بلند شروع به گریه کرده به پای مولای دو عالم افتاد و گفت: من میخواهم از امروز غلام تو شوم یا علی... بدین گونه بود که "فتاح" شد "قنبر" غلام علی بن ابیطالب.
📚بحارالانوار ج3 ص 211
@hazratzahrah