eitaa logo
حسینیه باب الحوائج حضرت اباالفضل علیه السلام( تفتی های مقیم مرکز )
297 دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
2.2هزار ویدیو
66 فایل
🍀 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 🍀 🌷اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ الْحُسَیْن🌷 🌹السَّلامُ عَلَيْكَ يا أَبَا الْفَضْلِ الْعَبّاسَ🌹 با سلام واحترام خدمت شما این کانال به جهت اطلاع رسانی وارسال پیام های حسینیه راه اندازی شده است.یاعلی
مشاهده در ایتا
دانلود
🔘 داستان کوتاه تاجر خرمایی که هرگز ضرر نمی کند حکایت چنین است که ... تاجری دمشقی همیشه به دوستانش می گفت که من در زندگی ام هرگز تجارتی نکرده ام که در آن زیان کنم حتی برای یک بار ! دوستانش به او می خندیدند و می گفتند که چنین چیزی ممکن نیست که حتی یکبار هم ضرر نکرده باشی ... تا اینکه یکبار تاجر آنها را به مبارزه طلبید تا به آنها نشان دهد که راست می گوید .. او از دوستانش خواست که چیزی محال و نشدنی از او بخواهند تا او انجام دهد .. دوستانش به او‌ گفتند : اگر راست می گویی به عراق برو و خرما ببر و بفروش و در این امر موفق شو زیرا که آنجا خرما مثل خاک صحرا زیاد است و ‌کسی خرمای تو را نمی خواهد .. تاجر قبول کرد و خرمایی که از عراق آمده بود را خریداری کرد و به طرف بغداد راهی شد .. آورده اند که در آن هنگام خلیفه عراق برای تفریح و استراحت به طرف موصل رفته بود .. زیرا موصل شهری زیبا و بهاریست که در شمال عراق قرار دارد و به خاطر طبیعت زیبایش اسم دوبهاره را رویش گذاشته اند زیرا در سرما و‌گرما همچون بهار است دختر خلیفه گردنبند خود را در راه بازگشت از سفر گم کرده بود ، پس گریه کنان شکایت پیش پدرش برد که طلایش را گم کرده است .. خلیفه دستور به پیدا کردنش داد .. وبه ساکنان بغداد گفت هرکس گردنبند دخترش را بیابد پس پاداش بزرگی نزد خلیفه دارد و دختر خود را به او خواهد داد .. تاجر دمشقی وقتی به نزدیکی بغداد رسید مردم را دید که دیوانه وار همه جا را می گردند ... از آنها سؤال کرد که چه اتفاقی افتاده است ؟! آنها نیز ماجرا را تعریف کردند و بزرگشان گفت : متاسفانه فراموش کردیم برای راه خود توشه و غذایی بیاوریم و اکنون راه بازگشت نداریم تا اینکه گردنبند را پیدا کنیم زیرا مردم از ما سبقت می گیرند و ممکن است گردنبند را زودتر پیدا کنند .. پس تاجر دمشقی دستانش را به هم زد و گفت : من به شما خرما می فروشم ... مردم خرماها را با قیمت گرانی از او خریدند ...و او گفت : هاااا ... من برنده شدم در مبارزه با دوستانم ... این سخن به گوش خلیفه رسید که تاجری دمشقی خرماهایش را در عراق فروخته است !! این سخن بسیار عجیب بود زیرا که عراق نیازی به خرمای جاهای دیگر نداشت ! بنابراین خلیفه او را طلبید و ماجرا را از او سؤال کرد ؛ پس تاجر گفت : هنگامی که کودکی بودم، یتیم شدم و مادرم توانایی کاری نداشت ، من از همان کودکی کار می کردم و به مادرم رسیدگی می کردم ، و نان زندگی مان را در می آوردم .. در حالیکه پنج سال داشتم ... و کارم را ادامه دادم و کم کم بزرگ شدم تا به بیست سالگی رسیدم .. و مادرم را اجل دریافت ... او دستانش را بلند کرد و دعا کرد که خداوند مرا موفق گرداند و هرگز روی خسارت و زیان را نبینم در دین و دنیایم .. و ازدواج مرا از خانه حاکمان میسر گرداند و خاک را در دستانم به طلا تبدیل کند ... دراین هنگام که دعاهای مادر را برای خلیفه تعریف می کرد ناخودآگاه دستش را در خاک برد و بالا آورد و مشغول صحبت کردن بود که خلیفه گردنبند دخترش را در دست او دید ! خلیفه تبسمی کرد ، تاجر که آنچه در دستش بود را احساس کرد فهمید چیزی غیر از خاک را برداشته به دستان خود نگاه کرد دانست که این گردنبند دختر خلیفه است پس آن را برگرداند و دانست که از دعای مادرش بوده است ... اینچنین بود که برای اولین بار خرما از دمشق برای فروش وارد عراق شد .. و او نیز داماد خلیفه گشت !! سبحان الله از دعای مستجاب مادر که چنین زندگی فرزند را می سازد ... خداوندا برّ و نیکی به والدین را به ما عطا کن .
۴ تیر ۱۴۰۲
ز بهر رفع حاجات و نیاز خویش گردیده سلاطین جهان یکسر گدای حضرت باقر زبان از وصف او لکن، قلم از مدح او عاجز که جز حق کس نمی ‏داند بهای حضرت باقر ▪️ حال و هوای حرم مطهر رضوی در آستانه شهادت امام محمد باقر علیه السلام شهادت حضرت امام محمد باقر علیه السلام تسلیت باد .
۴ تیر ۱۴۰۲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۴ تیر ۱۴۰۲
حسینیه باب الحوائج حضرت اباالفضل علیه السلام( تفتی های مقیم مرکز )
کتاب #عارفانه زندگی و خاطرات شهید احمد علی نیری قسمت سی و یکم ( ادامه قسمت قبل ) یکی از بچه ها که
کتاب زندگی و خاطرات شهید احمد علی نیری قسمت سی و دوم راوی : حجت الاسلام اسلامی فر چند سالی است که برای تبلیغ از طرف حوزه علمیه‌ی قم به منطقه دماوند می روم. ماه رمضان و محرم را در خدمت اهالی با صفای روستای آیینه ورزان هستم. به دلیل ارادتی که به شهدا دارم همیشه روی منبر از آن ها یاد می کنم.اولین روزهایی که به این روستا آمدم متوجه شدم مردم مؤمن اینجا پانزده شهید تقدیم اسلام و انقلاب کردند. من همیشه از شهدا برای مردم حرف میزنم و نام شهدای روستا را روی منبر می برم. اما برای من عجیب بود.وقتی به نام شهید احمدعلی نیری می رسیدم مردم بسیار منقلب می شدند.! چرا مردم با یاد این شهید این گونه اند؟ مگر او که بوده؟! از چند نفر قدیمی های روستا سؤال کردم.گفتند: ا‌و در اینجا به دنیا آمد اما ساکن تهران بود. فقط تابستان ها به اینجا می آمد و حتی این سال های آخر هم کمتر احمدعلی را می دیدیم. اما نمی دانید که این جوان چه انسان بزرگی بود.هرچه خوبی سراغ داشتیم در وجود او جمع بود. یکی از قدیمی های روستا که از مالکان بزرگ منطقه و از بزرگان دماوند به حساب می آمد را دیدم. به ظاهر اهل مسجد و....نبود.جلو رفتم و سلام کردم. گفتم: ببخشید شما از شهید احمد نیّری خاطره ای داری؟ نگاهی به من کرد و با تعجب گفت: احمدعلی رو می گی؟! با خوشحالی حرفش را تأیید کردم. نگاهی به چهره‌ام انداخت. اشک در چشمانش حلقه زد. چند بار نام او را تکرار کرد و شروع کرد با صدای بلند گریه کردن! ناراحت شدم. کمی که حالش سرجا آمد دوباره سوالم را مطرح کردم. با بغضی که در گلو داشت گفت: «احمد را نه من شناختم ، نه اهالی اینجا، نه هیچ کسی دیگر. احمد را فقط خدا شناخت. او یک فرشته بود در لباس انسان. احمد مدتی به اینجا آمد تا بچه های ما و اهالی این منطقه خدا را بشناسند و از وجود او استفاده کنند.» ادامه دارد ... با کسب اجازه از ناشر کتاب ( انتشارات شهید هادی ) امام و شهدا را یاد کنیم با ذکر صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم شهید
۴ تیر ۱۴۰۲
4_345554935284237609.mp3
9.37M
🕋 سید رضا نریمانی ✍ روضه 🕋 شهادت امام‌باقر (ع) 🌺 اللهم عجل لولیک الفرج
۴ تیر ۱۴۰۲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۵ تیر ۱۴۰۲
🕊🌹🕊 عالم بہ عشق روے تو بیدار میشود هر روز عا‌شقان تو بسیار میشود وقتے سلام مے دهمت در نگاہ من تصویر مهربانے تو تڪرار میشود ✋سلام آقا جان صبحت بخیر اے سپیده دَم عاشقان☀️
۵ تیر ۱۴۰۲
✨ إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ. وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ✨ 🌱ولىّ شما، تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده‌اند: همان كسانى كه نماز برپا مى‌دارند و در حال ركوع زكات مى‌دهند. و کسانی که ولایت خدا و پیامبر او و افراد باایمان را بپذیرند، پیروزند؛ (زیرا) حزب و جمعیّت خدا پیروز است.🌱 🌸سوره مائده آیه 55 و 56🌸
۵ تیر ۱۴۰۲
▪️لقب‌ های ایشان را هادی، باقر، شاکر ذکر کرده‌اند. ▪️کنیه ایشان ابوجعفر است. ▪️زادروز:۱ رجب سال ۵۷ قمری هجری ▪️زادگاه:مدینه ▪️مدت امامت:۱۹ سال(۹۵ تا ۱۱۴) ♦️شهادت:۷ ذی الحجه در سال ۱۱۴ قمری ▪️طول عمر:۵۷ سال ▪️مدفن:بقیع، مدینه 🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴 ▪️امام محمد باقر(ع) فرزند امام سجاد(ع) و فاطمه(س) دختر امام حسن مجتبی(ع) است. ▪️رسول اکرم(ص) ده‌ها سال قبل از به دنیا آمدن امام باقر(ع)، نام او را محمد و لقبش را «باقر» قرار داد و حدیث جابر و روایات دیگر بر این نامگذاری دلالت می‌کند. پس از نزول آیه اطاعت جابر بن عبدالله انصاری از حضرت رسول اکرم(ص) پرسید : یا رسول‌الله(ص)! ما خدا و رسول او را شناختيم، اولى الأمر كيستند كه خداى تعالى اطاعت آنان را دوشادوش اطاعت خود و شما قرار داده است؟ حضرت رسول اکرم(ص) خطاب به جابر بن عبدالله انصاری فرمود : آنان جانشینان من و امامان مسلمانان بعد از من‌ هستند که اولِ ایشان علی بن ابی‌طالب(ع) است و بعد از او به ترتیب حسن، حسین، علی بن حسین و محمد بن علی که در تورات به باقر معروف است و تو در هنگام پیری او را خواهی دید و هر وقت او را دیدی، سلام مرا به او برسان. پس از محمد بن علی نیز به ترتیب، جعفر بن محمد، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی، علی بن محمد، حسن بن علی و پس از ایشان فرزندش هم‌ نام و هم‌کنیه من است.(۱) ▪️همسر ایشان فاطمه با کنیه أم فروه دختر قاسم بن محمد بن أبی بکر است. ▪️دوران امامت امام محمد باقر(ع) مصادف با ضعف دولت بنی امیه و درگیری امویان بر سر قدرت بود که عباسیان درصدد روی کار آمدن بودند که امام باقر(ع) در این دوره، جنبش علمی وسیعی را پدید آورد، که در دوره امامت فرزندش امام صادق(ع) به اوج خود رسید. ▪️دوران امامت ایشان با پنج تن از خلفای بنی امیه معاصر بود. ۱)ولید بن عبدالملک (۸۶-۹۶ق) ۲)سلیمان بن عبدالملک (۹۶-۹۹ق) ۳)عمر بن عبدالعزیز (۹۹-۱۰۱ق) ۴)یزید بن عبدالملک (۱۰۱-۱۰۵ق) ۵)هشام بن عبدالملک (۱۰۵-۱۲۵ق) ▪️در اعیان الشیعه‌ آمده است که عبدالملک بن مروان به پیشنهاد امام باقر(ع)، اقدام به ضرب سکه اسلامی کرد. ▪️از جمله فعالیت‌های علمی امام باقر(ع)، مناظره با افراد مختلف در موضوعات گوناگون است، مانند : مناظره امام(ع) با اسقف مسیحی، با حسن بصری، با هشام بن عبدالملک، با محمد بن منکدر و.. ▪️از نظر علمای شیعه، فقیه‌ترین فقیهان صدر اسلام ،شش نفرند که همه آنان از شاگردان واصحاب امام محمد باقر(ع) و امام صادق(ع) بوده‌اند. آنان عبارتند از : زرارة بن اعین، ابو بصیر اسدی، فضیل بن یسار، محمد بن مسلم طائفی و برید بن معاویه عجلی ▪️شیخ طوسی، در کتاب رجال خویش، اصحاب و شاگردان امام محمد باقر(ع) را که از آن حضرت نقل حدیث کرده‌اند ۴۶۲ مرد و دو زن دانسته است. ▪️شیخ مفید می‌نویسد : امام محمد باقر(ع) در علم، زهد و بزرگواری از همه برادرانش برتر، و قدر و منزلتش بیشتر بود و همه کس او را به عظمت می‌ستود و مورد احترام عامه و خاصه بود. بدان اندازه که از او در خصوص علم دین و آثار و سنت نبوی و دانش قرآن و سیره و فنون اخلاق و آداب، آشکار شده است از هیچ یک از فرزندان حسن(ع) و حسین(ع) آشکار نشده است. ♦️سرانجام امام باقر(ع) در روز هفتم ماه ذی الحجه، در سن ۵۷ سالگی، در دوران خلافت هشام بن عبدالملک، وبه دستور او، در سال ۱۱۴ قمری به شهادت رسید و در قبرستان بقیع نزد پدر گرامیشان به خاک سپرده شد.(۲) ▪️امام محمد باقر(ع) پیش از شهادت خود، به امام صادق(ع) وصیت کرد که بعداز شهادتش، به مدت ده سال در منی بر ایشان مرثیه و روضه بخوانند. در روایت آمده است : 《یَا جَعْفَرُ(ع)! أَوْقِفْ لِی مِنْ مَالِی کَذَا وَ کَذَا لِنَوَادِبَ تَنْدُبُنِی عَشْرَ سِنِینَ بِمِنًى أَیَّامَ مِنًى》 ای جعفر(ع)! از مال من فلان مبلغ را وقف کن تا نوحه ‏سرایان ده سال در منى برایم نوحه ‏سرائى کنند.(۳) 📚منابع: ۱)اعلام الوری طبرسی، ج۲، ص۱۸۱-۱۸۲ ۲)سیره پیشوایان استاد پیشوایی، ص۶۵۳ ۳)الکافی شیخ کلینی، ج۵، ص۱۱۷ ┈••🏴🕌🏴••┈ 💖 🏴 🕌 🏴🕌 🕌🏴🕌 🏴🕌🏴🕌🏴🕌🏴
۵ تیر ۱۴۰۲
🏴 فرارسیدن شهادت مظلومانه شاهد لحظه های تب آلود عاشورا یادگار روزهای آمیخته باعشق و اشک و عطش تندیس اسوه اخلاق، شکافنده دریای علوم پنجمین کوکب آسمان امامت حضرت امام باقر علیه السلام برشیعیان آن امام تسلیت باد ▪️کسی که بود شکافنده‌ی تمام علوم هزار حیف که از زهر کینه شد مسموم ▪️سر تو باد سلامت یا رسول ‌الله وصّی پنجم تو کشته شد، ولی مظلوم ▪️گهی به زخم زبان قلب حضرتش خستند گهی به خانه‌اش از کینه خصم برد هجوم ▪️بسان مادر و آباء رنج دیده‌ی خویش همیشه بود ز حقّ و حقوق خود محروم
۵ تیر ۱۴۰۲