|فاضلنظری
آبرویی را که کمکم جمع کردم حاضرم،
روز دیدار تو یکجا خرج رسوایی کنم...
من حس میکنم در مورد بعضی آدما باید فقط تو حرم امام رضا گریه کرد...
#توئیتا
من امشب آسمونو نگاه کردم؛
اما تو تو آینه نگاه کن:)
–ماه می داند و من، حالِ مرا؛ دور از تو...
|حسینزحمتکش
آنچه من پای به دست آوردن چشمت زدم،
قید دینم بود لامذهب! نمیفهمی چرا؟!
|امیرحسینثابتی
دلش را بردی اما کاش وقت دلبری کردن؛
برایش لااقل از شعر های من نمیگفتی!
دقیق یادم هست یک شب؛
شعری که برای من گفته بود را برای دیگرای خواند...
آهــ
چای ما را شبیه هم میکرد...
|غلامرضاطریقی
حالم بد است؛ مثل زمانی که نیستی...
دردا که تو همیشه همانی که نیستی!
وقتی که ماندهای نگرانی که ماندهای؛
وقتی که نیستی نگرانی که نیستی...
عاشق که میشوی نگران خودت نباش!
عشق آنچه هستی است نه آنی که نیستی!
با عشق هرکجا بروی حیّ و حاضری!
در بند این خیال نمانی که نیستی...
تا چند من غزل بنویسم که هستی و...
تو با دلی گرفته بخوانی که نیستی!
من بیتو در غریبترین شهر عالمم...
بی من تو در کجای جهانی که نیستی؟!