اجزای جمله.pdf
2.71M
#جمله #اجزای_جمله
توضیح انواع جملهٔ دو جزئی، سه جزئی و چهار جزئی
قابل استفاده برای دانش آموزان سال دهم، یازدهم و به ویژه دوازدهم
https://eitaa.com/hedayate12
#استعاره:
نکته: اصل استعاره بر تشبیه استوار است و به دلیل اینکه در استعاره فقط یک رکن از تشبیه ذکر می شـود و خواننده را به تلاش ذهنی بیشتری وا می دارد ، لذا استعاره از تشبیه رساتر ، زیباتر و خیالانگیز تر است .
انواع استعاره : با توجه به اینکه در استعاره یکی از طرفین تشبیه ذکر می شود ، آن را بر دو نوع تقسیم کرده اند . ۱- استعاره ی مصرحه ۲- استعاره ی مکنیه
استعاره ی مصرحه ( آشکار ) : آن است که « مشبهبه » ذکر و « مشبه » حذف گردد . ( در واقع مشبه به جانشین مشبه می شود )
مثال ۱ : ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم یک ساعتم بگنجان در سایهی عنایت
توضیح : « آفتاب خوبان » استعاره برای معشوق است . ( آفتاب خوبان « مشبه به » که ذکر شده و معشوق « مشبه » حذف شده است )
مثال ۲ : صدف وار گوهر شناسان را دهان جز به لؤلؤ نکردند باز
توضیح : « لؤلؤ » استعاره از سخنان با ارزش است . ( لؤلؤ « مشبه به » ذکر شده و سخنان با ارزش « مشبه » که حذف شده است)
استعاره مکنیه : آن است که « مشبه » به همراه یکی از لوازم و ویژگی « مشبه به » ذکر گردد و خود « مشبه به » حذف شود.
نکته ۱ : گاهی لوازم یا ویژگی « مشبه به » در جمله به « مشبه » نسبت داده می شود .
مثال : مرگ چنگال خود را به خون فلانی رنگین کرد .
توضیح : « مرگ » را به « گرگی » تشبیه کرده است که چنگال داشته باشد اما خود « گرگ » را نیاورد و « چنگال » که یکی از لوازم و ویژگی گرگ است به آن ( مرگ ) نسبت داده است .
نکته۲ : گاهی لوازم یا ویژگی « مشبه به » در جمله به « مشبه » اضافه مـی شود که در ایـن صـورت « اضافه ی استعاری » است.
مثال ۱ : سر نشتر عشق بر رگ روح زدند یک قطره از آن چکید و نامش دل شد
توضیح : « روح » را به بدنی تشبیه کرده که « رگ » داشته باشد و « رگ » را که یکی از ویژگی های « مشبهبه »است به « روح » اضافه کرده است .
مثال ۲ : مردی صفای صحبت آیینه دیده از روزن شب شوکت دیرینه دیده
#اضافه استعاری
توضیح : « شب » را به اطاقی تشبیه کرده که « روزن یا پنجره » داشته باشد و « روزن » را که یکی از ویژگیهای « مشبه به » بود به « شب » اضافه کرده است .
نکته : جمله ای که در آن آرایه استعاره به کار رفته ادبی تر است ، نسبت به جمله ای که دارای آرایه تشبیه است .
نکته : در اضافه ی استعاری « مضاف » در معنی حقیقی خود بکار نمی رود و ما « مضاف الیه » را به چیزی تشبیه می کنیم که دارای جزء یا اندامی است ولی چنین جزء و اندام که « مضاف » است برای « مضاف الیه » یک واقعیت نیست بلکه یک تصور و فرض است .
مثال : دست روزگار ــــــــــ دست برای روزگار یک تصور و فرض است .
روزن شب ـــــــــــــ روزن یا پنجره ای برای شب یک تصور است و وافعیت ندارد .
نکته ی مهم : در استعاره مکنیه چنانچه مشبه به ، انسان باشد ، به آن «تشخیص » گویند .
تشخیص ( آدم نمایی ، انسانانگاری ، شخصیت بخشی )
نسبت دادن حالات و رفتار آدامی به دیگر پدیده های خلقت اس. ( دادن شخصیت انسانی به موجوداتی غیراز انسان)
مثال۱ : برگ های سبز درخت در وزش نسیم به رقص در می آیند.
توضیح : رقصیدن یکی از حالات و رفتار انسانی است که در این جا به برگهای درخت نسبت داده شده است.
مثال۲ : سحر در شاخسار بوستانی چه خوش می گفت مرغ نغمه خوانی
نکته : هر موجودی غیر از انسان در کلام « منادا » قرار گیرد آن کلام دارای تشخیص است.
مثال : ای دیو سپید پای در بند ای گنبد گیتی ای دماوند
نکته : همانطور که اشاره شد استعاره مکنیه ای که ، مشبه به آن « انسان » باشد ، تشخیص خواهد بود چه به صورت ترکیب اضافی باشد یا غیر اضافی.
مثال : ابر می گریدو می خندد از آن گریه چمن
توضیح : در مثال فوق دو تشخیص به کار رفته است ،گریه را به ابر نسبت داده است و خنده را به چمن .
توجه : ترکیباتی نظیر : دست روزگار ، پای اوهام ، دست اجل ، قهقه ی قشنگ ، حیثیت مرگ ، زبان سوسن ، دهن لاله و … همگی اضافه ی استعاری مکنیه ( تشخیص ) هستند.
کانال درسی10- 11- 12 https://eitaa.com/hedayate11 https://eitaa.com/hedayate10
https://eitaa.com/hedayate12
"آرایه های ادبی"
🔶مراعات نظیر:
آوردن واژه هایی از یک مجموعه که با هم تناسب دارند.
این رابطه وتناسب می تواند از نظر جنس، نوع، مکان و ...باشد. مثال:
ابر و باد و مه وخورشید و فلک در کارند تا تونانی به کف آری و به غفلت نخوری
🔶 تلمیح:
اشاره ای به بخشی از دانسته های تاریخی و روایات وداستان هایی که در منابع مختلف ذکر شده شده است.
مثال:
زحسرت لب شیرین هنوز می بینم
که لاله می دمد از خون دیده ی فرهاد
🔶تضمین:
آوردن بخشی از آیه، حدیث، مصراع یا بیتی از شاعری دیگر در بین کلام خود است.
مثال:
چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت
شیوه ی جنات تجری تحتها الانهار داشت
🔶 تضاد:
آوردن دوکلمه با معنی متضاد است برای روشنگری یا زیبایی
مثال:
شادی ندارد آن که ندارد به دل غمی
آن را که نیست عالم غم نیست عالمی
🔶تناقض یا پارادوکس:
آوردن دو واژه یا دو معنی متناقض است یعنی وجود یکی نقض وجود دیگری است.
مثال:
هرگز وجود حاضر غایب شنیده ای
من در میان جمع و دلم جای دیگرست
🔶 حس آمیزی:
آمیختن دو یا چند حس است یعنی مثلا بو کردن که مربوط به حس بویایی است را با شنیدن که مربوط به شنوایی است ترکیب کنیم و بگوییم: بوی تو ز لاله می شنوم(بو شنیدن)
مثال:
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در اینگنبد دوار بماند
🔶حسن تعلیل:
آوردن علتی ادبی برای امری درشعر یا نثر که مبتنی بر تشبیه است و در واقع علمی وعقلی نیست.
مثال:
باران همه بر جای عرق می چکد از ابر
پیداست که از روی لطیف تو حیا کرد
یعنی: اگر باران از ابر می بارد به این علت است که از روی لطیف تو شرمسار است.
مثال:
تویی بهانه ی آب ابرها که می گریند
بیا که صاف شود این هوای بارانی
🔶اغراق:
ادعای وجود صفت یا حالتی است به اندازه ای که وجود آن محال و غیر ممکن باشد.
مثال:
هرگز کسی ندید بدین سان نشان برف
گویی که لقمه ای است زمین در دهان برف
🔶ایهام:
آوردن واژه ای با حداقل دومعنی که یکی نزدیک به ذهن و دیگری دور از ذهن باشد.و مخاطب را به شک بیندازد که منظور و مراد شاعر کدام معنا بوده است.
مثال:
خانه زندان است و تنهایی ضلال
هرکه چون سعدی گلستانیش نیست
گلستان ایهام دارد، با دو معنا: گلزار و کتاب سعدی
🔶 تکرار:
تکراریک یا چند کلمه در شعر
مثال:
آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
🔶جناس:
آوردن واژه هایی است که در تلفظ مشترک ودر معنی متفاوتند.
مثال:
ای مِهرتودردل ها، وی مُهرتو بر لب ها
وی شور تودرسّرها، وی سِرتودرجان ها
مُهر و مِهر/سّر وسِر
جناس انواع مختلفی دارد: تام، ناقص حرکتی، ناقص اختلافی، ناقص افزایشی
🔶 واج آرایی:
تکرار یک یا چند واج(صامت و مصوت) در یک مصراع یا بیت یا یک جمله و سطر.
مثال
لبخند تو خلاصه ی خوبیهاست
لختی بخند خنده ی گل زیباست
🔶 تشبیه:
ادعای شبیه بودن دویا چند چیزاست.
ارکان آن:مشبه، مشبه به، ادات تشبیه و وجه شبه
مشبه ومشبه به راطرفین تشبیه می نامند.
ادات تشبیه عبارتنداز مثل، مانند، چو، چون، همچو وهمچون، به سان، به کردار و...
گرت زدست براید چونخل باش کریم
ورت زدست نیایدچوسروباش آزاد
ارکان تشبیه در مصراع اول:
تو:مشبه
چو:ادات
نخل:مشبه به
کریم وبخشنده بودن:وجه شبه
🔶سجع:
شبیه بودن دو واژه در واجها یا حروف پایانی، وزن یا هردوی آن ها.
مثال:
الهی اگر بهشت چون چشم و چراغ است، بی دیدار تو درد و داغ است
بین داغ و چراغ جناس وجود دارد.
🔶 استعاره:
مانند تشبیه است ولی فقط از ارکان تشبیه مشبه به یا مشبه ذکر شده است
مثال:
بتی دارم که گرد گل زسنبل سایه بان دارد
بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد
در مصراع اول بت ، گل و سنبل استعاره اند.
با کمی دقت می فهمیم که مثلا بت در آغاز اینگونه بوده:یار مثل بت است
🔶 تشخیص:
در واقع جان بخشیدن به اشیای بی جان است یعنی خصوصیات انسانی را به پدیده های دیگر نسبت بدهیم.
مثال:
گل بخندید که از راست نرنجیم ولی
هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت کانال درسی10- 11 -12 https://eitaa.com/hedayate12 https://eitaa.com/hedayate11 https://eitaa.com/hedayate10
#دستور_زبان_فارسی
#ساختمان_اسم
❇️ درباره ساختمان اسم: اسم یکی از انواع کلمات است که نقشی مهم در زبان به عهده دارد. ساختمان اسم از این جهت مورد بررسی قرار میگیرد که آیا از یک جزء تشکیل شده ( مثل کلمه سفید ) و یا قابل تجزیه به جزء های کوچکتر است. ( مثل واژه گلخانه)
ساختمان واژه دو شکل کلی دارد؛
⭕️ 1. واژه ساده
اسم های ساده ، آن دسته از اسم ها هستند که قابل تجزیه به بخشهای کوچکتر نباشند و فقط از یک جزء تشکیل شده باشند. مثلا: کتاب – خدا – دین – درس- معلم
باید ببینیم که آیا می توان این کلمات را به دو یا چند جزء تقسیم کرد؟ اگر نشد آن کلمه ساده است.
⭕️ 2. واژه غیر ساده
واژه غیر ساده آن است که فقط از یک جزء تشکیل نشده باشد. مثلا از قرار گرفتن دو جزء معنا دار در کنار هم شکل بگیرد. مثلا: راهنما ( راه + نما ) ، حسابدار ( حساب + دار ) ، کمربند (کمر + بند )
و یا یک کلمه می تواند از کنار هم قرار گرفتن یک جزء معنادار و یک جزء بی معنا ( وند ، پیشوند ، پسوند ) ساخته شده باشد. مثلا: پردازش ( پرداز + ــِ ش ) ، دسته ( دست + ه)
واژه های غیر ساده انواعی دارند که در اصل در پایه هفتم با آنها آشنا می شوید اما به دلیل اهمیت موضوع در آزمونهای نمونه و تیزهوشان مختصری به انواع واژه غیر ساده اشاره می کنیم.
#انواع_واژه_های_غیر_ساده
اسم #مرکب : اسمی که از کنار هم قرار گرفتن دو جزء معنادار ساخته شود. این جزء ها خود می توانند اسم ، صفت ، ضمیر و یا بن فعل باشند.
مثالها : جانباز – پایدار – گلخانه
اسم #مشتق: اسمی که از ترکیب یک جزء معنادار و یک یا چند وند ( پیشوند و پسوند ) به وجود آمده باشد.
مثالها:
خندان ( خند + ان ) – صبحانه ( صبح + انه ) – هنرمند (هنر + مند)
برای آنکه بهتر اسمهای مشتق را بشناسیم لازم است که ابتدا با انواع وند ها ( اجزای بی معنا) آشنا شویم.
#مهمترین_وند_ها
پر کاربرد ترین پیشوند ها:
با ( با هنر ) – بی ( بی عقل ) – باز ( بازپرس ) – هم ( همراه ) – بر ( بر گشت ) – نا ( نا سپاس ) – نَ (نَسوز )
پر کاربردترین پسوند ها:
بان ( دروازه بان) – دان ( قلم دان) – ستان ( بیمارستان ) – سار ( چشمه سار ) – زار ( لاله زار ) – گر ( کوزه گر) – گری ( یاغی گری) – گاه ( آزمایش گاه) - ــِـ ش ( دانش ) – وار ( امیدوار، دیوانه وار) – چه ( کتابچه) – گین ( اندوهگین) – ناک ( سوزناک) – مند ( اندیش مند) – گار ( آموزگار) - ــَــنده ( دونده) – ان (به غیر از نشانه جمع مثلا گریان، کوهان) – انه ( روزانه) – ار ( دیدار) – ا ( بینا و شنوا) - ه ( نوشته ، هفته ) – ی ( به غیر از ی نکره ، مثلا آهنی ) – ور ( هنرور) - ــــَک ( عروسک)
https://eitaa.com/hedayate10 کانال درسی10
جمعبندی و خلاصه زمان های ادبیات متوسطه اول: دستور_زبان_فارسی
انواع فعل از نظر زمان
پیش از پرداختن به فعل از نظر زمان، یادآوری چند نکته لازم است:
یادآوری:
الف) بن ماضی= مصدر بدون «ن»:
مصدر بن ماضی
رفتن ........................ رفت
گفتن ........................ گفت
دیدن ........................ دید
شنیدن ...................... شنید
نگریستن .................. نگریست
جستن ...................... جست
ب) بن مضارع= فعل امر بدون « ب »:
مصدر ..... فعل امر ..... بن مضارع
رفتن ........ برو .............. رو
گفتن ....... بگو .............. گو
دیدن ....... ببین ........... بین
شنیدن ..... بشنو ........... شنو
نگریستن .... بنگر............ نگر
جستن ...... بجو ........... جو
و...
پ) صفت مفعولی:
بن ماضی + ه ه
نمونه: رفته، دیده، گفته، شنیده، خوانده، نوشته، گفته، شناخته، نشسته، انداخته، آمده و...
انواع فعل از نظر زمان:
الف) ماضی: فعلی است که بر زمان گذشته دلالت دارد.
ب) مضارع: فعلی که بر زمان حال و گاهی آینده دلالت دارد.
پ) مستقبل (آینده): فعلی که بر زمان آینده دلالت دارد.
انواع فعل ماضی:
۱- ماضی ساده:
بن ماضی+ شناسههای ماضی (--َم، -ی، ... / -یم، -ید، --َند):
شناختم، شناختی، شناخت/
شناختیم، شناختید، شناختند
۲- ماضی استمراری:
می+ ماضی ساده:
میگفتم، میگفتی، میگفت
میگفتیم، میگفتید، میگفتند
نکته:
در فارسی کهن، ماضی استمراری به چند صورت دیگر هم به کار میرفت:
الف) «همی» به جای «می»: همیگفتم...
ب) می/ همی + ماضی ساده + ی (استمراری): میگفتمی...
ت) ماضی ساده + ی (استمراری): گفتمی...
۳- ماضی بعید:
صفت مفعولی + بودم، بودی، بود/ بودیم، بودید، بودند:
رفته بودم، رفته بودی، رفته بود
رفته بودیم، رفته بودید، رفته بودند
۴- ماضی نَقلی:
صفت مفعولی + ام، ای، است / ایم، اید، اند:
شنیدهام، شنیدهای، شنیدهاست
شنیدهایم، شنیدهاید، شنیدهاند
نکته:
در فارسی کهن، ماضی نقلی به صورت زیر، هم به کار میرفت:
شنیدهستم، شنیدهستی، شنیدهاست
شنیدهستیم، شنیدهستید، شنیدهستند
۵- ماضی التزامی:
صفت مفعولی + باشم، باشی، باشد / باشیم، باشید، باشند:
آمده باشم، آمده باشی، آمده باشد
آمده باشیم، آمده باشید، آمده باشند
۶- ماضی مستمر (ملموس):
داشتم، داشتی، داشت/ داشتیم، داشتید، داشتند + ماضی استمراری:
داشتم میگفتم، داشتی میگفتی، داشت میگفت
داشتیم میگفتیم، داشتید میگفتید، داشتند میگفتند
انواع فعل مضارع:
۱- مضارع اِخباری:
می + بن مضارع + شناسههای مضارع (--َم، -ی، --َد / -یم، -ید، --َند):
میشناسم، میشناسی، میشناسد
میشناسیم، میشناسید، میشناسند
چند نکته:
* فعلهای است، هست، نیست و دارم، داری، دارد، داریم، دارید، دارند، نیز مضارع اِخباری بهشمارمیآیند.
* در فارسی کهن، گاهی فعل مضارع اخباری، بدون «می» به کار میرفت:
روم، روی، رود/ رویم، روید، روند
* در فارسی کهن، گاهی به جای «می»، «همی» به کار میرفت: همیگویم...
۲- مضارع التزامی:
ب + بن مضارع + شناسههای مضارع:
بدانم، بدانی، بداند / بدانیم، بدانید، بدانند
چند نکته:
* گاهی فعل مضارع التزامی بدون «ب » به کار میرود؛ مانند: فعلهای باشم، باشی، باشد، باشیم، باشید، باشند/
شوم، شوی، شود، شویم، شوید، شوند/
برگردم...، روی دهد و...
* در فارسی کهن، گاهی فعلهای مضارع التزامی که امروزه، همراه « ب » به کار میروند، بدون «ب » به کار میرفتند: گویم = بگویم و...
* در فارسی کهن، گاهی فعل مضارع التزامی در معنی مضارع اخباری به کار میرفت:
بخواهد: میخواهد / بگوید: میگوید
۳-مضارع مستمر:
دارم، داری، دارد/ داریم، دارید، دارند + مضارع اخباری:
دارم میروم، داری میروی، دارد میرود
داریم میرویم، دارید میروید، دارند میروند
۳- آینده:
خواهم، خواهی، خواهد/ خواهیم، خواهید، خواهند + مصدر بدون --َن:
خواهم دید، خواهی دید، خواهد دید
خواهیم دید، خواهید دید، خواهند دید
https://eitaa.com/hedayate10 کانال درسی10
🔰انواع ضمیر و کاربردهای آن
ضمیر،واژهای است که جانشین اسم میشود (برای جلوگیری از تکرار اسم).
رستم پهلوان بزرگی بود هر کس او را ميدید.
او ضمیراست و جانشین رستم شده است رستم مرجع ضمیر است.
❇️اقسام ضمیر عبارتند از:
1-شخصی
2-مشترک
3-اشاره
4-پرسشی
5-تعجبی
6-مبهم
7-ملکی
1- ضمیر شخصی: ضمیرهایی هستند که برای هریک از اشخاص (اول شخص، دوم شخص و سوم شخص، مفرد یا جمع ) ساخت جداگانه دارند.
ضمیرشخص دوگونه است:منفصل، متصل
الف- ضمیر شخصی منفصل یا گسسته، ضمیری است که به واژه پیش از خود نميچسبد و به تنهایی بکار ميرود: من، تو، او (وي)، ما، شما، ایشان
ب - ضمیر شخصی متصل یا پیوسته:ضمیری است که به واژه پیش از خود ميپیوندد و به تنهایی بهكار نميرود.
م، ت، ش، مان، تان، شان
تذکر: وقتی که ضمیر م، ت، ش به کلماتی که به ه ختم ميشوند افزوده شود الفی به آن اضافه ميشود. میوهام، جامهات
اگر ضمایر متصل به واژهای که آخرش ا یا و باشد ی به آن اضافه ميشود. قلمهایم، ابرویت
2-ضمیر مشترک:
ضمیری است که برای همه ساختهای ششگانه یکسان بهکار ميرود.
خود: خودم، خودت، خودش، خودمان، خودتان، خودشان
علاوه بر ضمیر خود، در ضمیر خویش و خویشتن نیز ضمیر مشترکند که بیشتر در زبان و ادب بهكار ميرود.
3-ضمیر اشاره:
ضمیری است که مرجع آن به اشاره معلوم ميشود. آن، این و اقسام دیگری که در بحث صفت اشاره آنها را نام بردهایم اگر این کلمات به همراه اسم بیایند صفت اشاره و اگر جانشین اسم شوند ضمیر اشارهاند. این کتاب را بگیر و آن را بخوان.
4-ضمیرپرسشی:ضمیرپرسشی نیزهمان صفات پرسشی هستندکه جانشین اسم شدهاند:که،چه،کدام، کدامین، کی، کجا، چگونه
5-ضمیر تعجبی:
واژه "چه" وقتی که بیهمراهی اسم بیاید و مفهوم تعجب و شگفتی را برساند. چه هوای خوبی ! چه زیباست !
6- ضمیر مبهم:
واژههایی هستند که بر کس یا چیز یا مقدار مبهميدلالت ميکنند: همه آمدند. فلانی، آدم بسیار خوبی است.
تذکر: همچنانکه قبلا ذکر شد این ضمایر اگر با اسم بیایند صفت ميباشند.
7- ضمیر ملکی:
واژه مرکب ازآنِ که بهمعنی مال ِ یا متعلق به باشد: این کتاب از آن ِ مسعود است.
✨این واژه در قدیم گاهی بهصورت آن ِ بهكار ميرفته است .
❇️کاربرد و نقش ضمیر ها
ضمیرها معمولا جانشین اسم هستند از این رو نقشهاي مختلف اسم را بر عهده ميگیرند.
1- نقش نهادی: من فردا به مسافرت ميروم. خودت این مطلب را گفتی.
2- نقش مسندی: محمود من هستم. احمد کدام است.
3- نقش مفعولی: تو او را ندیدی. خویشتن را رها ساختم.
4- نقش متمی: به آن دست مزن. بهخود گفتم.
5- نقش منادایی: ای آن که به اقبال تو در عالم نیست.
6- نقش تمیزی: مرا که پنداشتی؟
7- نقش قیدی: کجا ميروی؟ چقدر خوابیدی؟
8-نقش مضافالیهی: دلم به حالش (ش مضاف الیه است) سوخت. او از گفته خویش پشیمان
https://eitaa.com/hedayate10 کانال درسی10
قالب های شعری.pdf
676.7K
قالب های شعر فارسی
کانال درسی10 -11-12 https://eitaa.com/hedayate10 https://eitaa.com/hedayate11 https://eitaa.com/hedayate12
عزیزان دانش آموز! از مطالب کانال سواد رسانه ، جهت بالابردن علم و آگاهی خود و خانواده ، غافل نشوید. این کانال را مهر ماه امسال راه اندازی کردیم که بسیار کاربردی و مفید است.
لینک کانال سواد رسانه 👇👇👇
https://eitaa.com/hedayate10
03 فارسی دهم.pdf
446.1K
#آزمون_مستمر
#فارسی_دهم
آزمون تشریحی فصل دوم فارسی(۱)،درس ۱ تا ۵
کانال درسی10 https://eitaa.com/hedayate10
کتاب را که باز میکنی
دو بال یک پرنده را گشودهای
پرندهای که از زمین
تو را به شهرهای دور
تو را به باغهای نور میبرد...
#فریدون_مشیری
🍁🍁
https://eitaa.com/hedayate12 https://eitaa.com/hedayate11 https://eitaa.com/hedayate10