eitaa logo
دانشگاه حجاب
13.4هزار دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
3.9هزار ویدیو
188 فایل
نظرات 🍒 @t_haghgoo پاسخ به شبهات 🍒 @abdeelah تبلیغ کانال شما (تبادل نداریم) 🍒 eitaa.com/joinchat/3166830978C8ce4b3ce18 فروشگاه کانال 🍒 @hejabuni_forooshgah کمک به ترویج حجاب 6037997750001183
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
 🌺🍀🌺🍀🌺🍀 دوباره سایه ی ماه کریمی از سرم کم شد به تعقیب رجب بودم که شعبان المعظم شد جهان بی ماه شعبان رنگ آسایش نخواهد دید ببین بر درد دنیا، خنده ی آن ماه، مرهم شد   🌺حلول ماہ معظم شعبان را تبریڪ عرض می‌کنیم. | ‎‌✾࿐༅ eitaa.com/hejabuni
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دانشگاه حجاب
شاهزاده ای در خدمت قسمت صد و بیست و هشتم🎬: مسجد مدینه مملو از جمعیت بود و هر کس چیزی می گفت، قاصدی
شاهزاده ای در خدمت قسمت صد و بیست و نهم🎬: عمربن خطاب گلویش را صاف کرد و نگاهی به جمعیت انداخت و گفت : همانطور که میبینم ، پچ پچ هایتان حاکی از این است که می دانید چه شده و چه خبرهایی در شهر پخش است. عده ای می گویند که کارگزاران دولت ما تخلف کردند و اموالی را به تصاحب خود در آورده اند ، پس لازم نیست پشت سر ما حرفهای درشت بزنید و ما را متهم به نادانی و بی لیاقتی نمایید . قاصدی هم که رسید و نامه اش را خواندم مؤید این موضوع است . پس ما حکمی خواهیم کرد و خاطیان را مجازات خواهیم نمود عمر این حرف را زد و از جای برخواست و همانطور که سعی می کرد نگاهش را از جمعیت بگیرد ،راه بیرون رفتن را در پیش گرفت. بحث بین مردم داغ شده بود ، انها مدتها بود می دانستند که عمال عمر مشغول ظلم و تعدی به اموال مسلمین هستند و به بیت المال دست درازی می کنند و اما چون طبیعت خشن عمر را می شناختند از ابراز این سخنان خودداری می کردند تا مبادا مورد خشم خلیفه خود خوانده دوم قرار گیرند. اما اینک که کسی پیدا شده بود و شجاعت آن را داشت که موضوع را بیان کند ، دیگران هم سخنان انباشته شده در دلشان را به زبان می آوردند. یکی از گوشه ای گفت : خلیفه باید تمام کارگزاران خطاکارش را از سمت خود معزول کند و اموالی را که به ناحق تصاحب کرده اند باز پس گیرد. دیگران هم‌که دور او را گرفته بودند با تکان دادن سر و گفتن آری آری ، حرف او را تایید نمودند. فضه که در گوشه ای ترین قسمت مسجد ، مشغول ذکر خداوند و شاهد تمام سخنان بود ، آهی کوتاه کشید و با خود اندیشید : کسی که کرسی خلافت زیر پایش غصبی است و مسندی را به زور تصاحب کرده ، نمی تواند قاضی عادلی برای این محکمه باشد .... ادامه دارد... 📝به قلم :ط_حسینی ‎‌✾࿐༅ https://eitaa.com/hejabuni
دانشگاه حجاب
شاهزاده ای در خدمت قسمت صد و بیست و نهم🎬: عمربن خطاب گلویش را صاف کرد و نگاهی به جمعیت انداخت و گف
شاهزاده ای در خدمت قسمت صد و سی ام: فضه مثل همیشه کارهای منزلش را کرد و راهی خانه مولایش علی علیه السلام شد. درب منزل مولا چون همیشه به روی ارادتمندانش باز بود ،فضه تقه ای به درب زد و وارد شد و متوجه جمعی شد که داخل اتاق مولا، گرد خورشید وجودش جمع شده بودند. شیعیانی که ارادتمند مولا بودند و حال بعد از اینکه چند سال از عروج پیامبر گذشته بود با پوست و‌گوشت و خونشان حس کرده بودند که راه حق و اسلام ناب نه از منبری می گذرد که غاصبانی غصبش کردند ، بلکه از خانه ای می گذرد که نواده های پیامبر در آن قد می کشند ، از منزلی می گذرد که هنوز سیاهی شعله های آتش بر درب آنجا هویدا بود و به همگان میگفت راه حق، همین خانه اولین مظلوم و مظلومهٔ عالم است. فضه خود را به پشت درب رساند و در واری لنگه ای که باز بود بر زمین نشست تا سخنان مریدان مولا و مولای مظلومش را بشنود. در همین هنگام بود که یکی از افراد به سخن در امد و گفت : یا علی علیه السلام ، آیا می دانی که عمر درباره کارگزاران و کارمندان خطاکارش چه حکم کرده؟ عمر انگار از اعتراض مردم به ستوه آمده و حکم کرده نصف مال تصاحب شده را به بیت المال برگردانند و جای تعجب است که این حکم را برای یکی از کارمندانش که از قضا قفنذ هست لغو کرده و همین نیمه مال را هم از او نگرفته.. در این هنگام همهمه ای بین جمع درگرفت و شخصی دیگر صدایش را بلند کرد و گفت : پس با این حال به عمر ثابت شده که کارگزارانش خطاکارند ،حکم عقل بود که نباید آنها را بر مقامشان ابقاء نماید باید آنها را عزل میکرد و کل مال تصاحب شده را از آنها باز پس می گرفت... با این سخن ،همگان صدای آری آری سر دادند و در همین بین عباس پسر عموی مولا علی رو به ایشان گفت : براستی که چرا عمر اینچنین کرد و چرا قنفذ را از دادن نصف مال تصاحب شده معاف کرد؟! مولا علی علیه السلام اشک به چشمان مبارکش آورد و با بغضی در گلو فرمودند: شکایت می کنم از قنفذ برای ان ضربتی که به فاطمه زد و فاطمه در حالی از دنیا رفت که اثر آن همچون بازوبند در بازویش بود و این معاف شدن هم بهای همان کتکی ست که او در پیش چشم عمر و با حکم او به فاطمه ام زد... فضه با شنیدن این سخنان بغض فرو خورده اش را شکست و همچون ابر بهار اشک میریخت که.... ادامه دارد... 📝به قلم :ط_حسینی ‎‌✾࿐༅ https://eitaa.com/hejabuni
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
12.mp3
18.53M
📗 کتاب صوتی "خاطرات همسر سردار شهید علی چیت سازیان" قسمت 2️⃣1️⃣ 🎙با صدای 🇮🇷•°‎‌✾࿐༅ eitaa.com/hejabuni
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
8.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌🇮🇷🌷 ♦️ دستاوردهای انقلاب اسلامی ♦️ پیشرفت‌های خیره‌کننده‌ زنان #جایگاه_زنان ‌🇮🇷•°‎‌✾࿐༅ eitaa.com/hejabuni
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
8.51M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥این ویدئو شاید یک تلنگر کوچک باشه برامون تا دیگه نماز صبحمون قضا نشه. ‎‌✾࿐༅ https://eitaa.com/hejabuni