eitaa logo
دانشگاه حجاب
13.4هزار دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
3.9هزار ویدیو
188 فایل
نظرات 🍒 @t_haghgoo پاسخ به شبهات 🍒 @abdeelah تبلیغ کانال شما (تبادل نداریم) 🍒 eitaa.com/joinchat/3166830978C8ce4b3ce18 فروشگاه کانال 🍒 @hejabuni_forooshgah کمک به ترویج حجاب 6037997750001183
مشاهده در ایتا
دانلود
دانشگاه حجاب
نگاه خدا💗 #قسمت_چهل‌ونه آماده که شدم، گوشی‌ام زنگ خورد. عاطفه بود. - آخ که چقدر دلم برات تنگ شده
💗نگاه‌خدا💗 امیر با دسته گل‌مریم جلو آمد. - تقدیم به همسر عزیزم - واییی امیر چه خوشگل شدی -ععع اختیار دارین شما هم خوشگل شدی یه چادر از پشتش دراورد. - خانمم میشه این چادرو بزاری سرتون ؟دلم نمیخواد این صورت زیبا رو نامحرم ببینه یک نگاه به چشمهای عسلی‌اش کردم. - چرا که نشه... چادرم را گذاشتم سرم. ،امیر جلوی چادرم را کشید پایین. هیچ جایی را نمیدیدم. - امیر آقا الان دارم درکتون میکنم که به جز آسفالت چیزی‌و نمیبینی. سویچ را دادم دستش. - ببخشید دیگه زحمت رانندگی و خودتون باید بکشین. +نمیشه با آژانس بریم؟ - نخیر دلم میخواد باهم دوتایی بریم. امیر تو بچگی یه تصادف خطرناکی داشته با خانواده اش ،که خدا رو شکر خطر جانی نداشت ولی از اون به بعد ترس از رانندگی داشت. - امیر جان نرسیدیم ؟ - نه عزیزم. چادرم راکمی زدم بالا. - وااا امیر لاکپشت از تو سریع تر میره اینجوری تا شبم نمیرسیم . -سارا جان دیگه بیشتر از این نمیتونم گاز بدم. -یادم باشه بعد عروسی ،چند جلسه برات کلاس رانندگی بزارم. بعد دوساعت رسیدیم بهشت زهرا. همه امده بودند منتظر ما بودند ؛ از ماشین پیاده شدم ،امیر دستم را گرفت. بر روی صندلی هایی که برای من و امیر آماده کرده بودند و پارچه ای سفید برآن کشیده بودند نشستیم همه ساکت شدند... عاقد شروع کرد به خواندن خطبه عقد... بعد از گل چیدن و گلاب آوردنِ من! بار سوم با اجازه پدرم و با یاد مادرمهربانم " بله" را گفتم.... و بعد هم "بله" ی امیر ... و صلوات و اظهارشادی و تبریکات همه ... و حالا رسما سرنوشت ما تا ابد به هم گره خورد... اصلا از زیر چادر کسی را نمیدیدم. فقط صدایشان را می‌شنیدم. " ای وای...چقدر سخته، ای کاش چادر نمیزاشتم " 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 ادامه دارد... 🏴 @hejabuni