فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هیئت باید جامع باشد
و آینده نگر
و آینده نگار
و انسان ساز
سرمایه اصلی جامعه اسلامی، انسان ها هستند.
@hejrat_kon
هجرت | مامان دکتر |موحد
هیئت باید جامع باشد و آینده نگر و آینده نگار و انسان ساز سرمایه اصلی جامعه اسلامی، انسان ها هستند.
پریروز داشتم این کلیپ رو میدیدم
بچهها اومدن گفتن چیه و من نشون دادم
امروز تو مراسم روضه،
پسرم گفت مامان همه جای روضه بچهها دارن با گوشی بازی میکنن
گفتم: عه واقعا ؟
گفت: آره، بر این وضعیت باید گریه کرد....
وسط روضه آدم رو میخندونن🤦♀
@hejrat_kon
#بخش_اول
روز سوم است
آفتاب داغ کربلا طوری بر بدنها تابیده که رنگ پیکرها را تغییر دادهاست.
عمر سعد، بعد از روز واقعه، تا ظهر روز یازدهم در کربلا ماند.
کار داشت که ماند.
چون مسلمان بود(!)، دستور داد پیکر کشته شدگان لشکرش را جمع کنند و بر آنها نماز بخوانند و دفن کنند...
اما پیکر پسر فاطمه، و یاران او، بر زمین ماند.
همانجا بود که اندوه و غم چنان بر حجت الله، امامِ بعد از حسین، زین العابدین و سید الساجدین، فشار آورد که زینب کبری، عمه ولی خدا، با احساس خطر و برای حفظ جان امام، به ایشان فرمود: «ای بازماندۀ جد و پدر و برادرم مرا چه میشود که میبینم نزدیک است از شدت غم جان دهی؟»
و امام فرمود: «عمه جان چگونه بیتابی نکنم؟ در حالی که میبینم سید و سرورم حسین و نیز برادران و عموها و عموزادگان و خاندان و وابستگانم همگی بر خاک غلتیده و در خون غوطهور و برهنهاند و در میانۀ صحرا افتادهاند و این دشمنان ددمنش پوشش آنان را هم به غارت بردهاند. ایشان را میبینم که کسی کفنشان نکرده و به خاکشان نسپرده و کاری به کارشان ندارد گویا که از خاندان دشمنان مسلماناناند.»
زینب کبری فرزند برادر را دعوت به شکیبایی کرد و او را دلداری داد. اخبار غیبی را به زین العابدین یادآوری کرد. فرمود که مردمانی بزرگ این پیکرهای پاک پراکندۀ خونآلود را جمع میکنند و به خاک میسپارند. آنان در این سرزمین برای تربت پاک سیدالشهدا نشانهای مینهند که اثرش درگذر زمان هرگز از میان نمیرود.
اینجا زینب، دختر علی، این زن یکه تاز،
ستون امام شد! تکیه گاه امام شد.
کما اینکه درست دیروز در همان ساعات، به فریاد امام دیروز رسیده بود. آنجا که حسین، با زانوانی سست شده، و جگری داغ افتاده، صورت بر صورت علی اکبر نهاده بود و انقدر ماندنش در آن حال طول کشیده بود که دشمن گمان میبُرد پدر به پای پیکر پسر جان داده است. آن جا هم ناگاه دستی بر شانه امام قرار گرفت و او را توان بلند شدن داد... دست دختر علی، علمدار بعد از واقعه…
✍ هـجرٺــــ
بله و ایتا @hejrat_kon
اینستاگرام @dr.mother8
ادامه👇
#بخش_دوم
روز سوم است
آفتاب داغ کربلا طوری بر بدنها تابیده که رنگ پیکرها را تغییر دادهاست.
زنان قبیله مشهور بنی اسد، گذارشان به کربلا افتاده است.
با یک دشت روبرو شده اند پر از نیزه و شمشیرهای شکسته
گویی دو سپاه چند هزار نفری مقابل هم جنگیده اند و برای چند هزار کشته گرفتن، آنهمه سلاح خرج شده است!
حالی که یک سپاه، فقط هفتاد و دو نفر داشته…
دشت،
معطر است
بدنهای مانده قاعدتاً باید نفس کشیدن را هم مشکل کنند
اما دشت سراسر عطرآگین است
قبل از زنان بنی اسد، ملائک از آسمان آمده اند و پیکرها را با آب حیات از بهشت، غسل داده اند…
زنان را اندوه و وحشت فرا میگیرد
میدانند بدن ها، پیکرهای سپاه حسین علیه السلام هستند
و باید دفن شوند
نزد مردان خود برمیگردند و تعریف میکنند
اما مردان… میترسند…
مردان قبیله از ابن زیاد و تهدیدهای رعب آورش، سخت میترسند
زنان اما جور دیگرند
ساعتی پیش، دیدهاند آنچه خلایق تا قیام قیامت خواهند شنید!
تاب ندارند…
به مردان میگویند: باشد! بمانید! خودمان میرویم!
و ابزار دفن در دست، راهی میشوند.
از غیرت و عاطفه زنان، مردان به جوش میآیند!
بیدار میشوند!
ترس رنگ میبازد!
ترس همیشه مقابل عاطفه و غیرت، رنگ میبازد؛
کم میآورد
لرزان و رنگ پریده به گوشهای میخزد…
روز سوم است
مردان و زنان بنی اسد، به کربلا رسیده اند
به دشتی سرتاسر بدن....
باید شروع کنند
شروع هم میکنند
اما
ناگاه متحیر میمانند
روی قبرها چه بنویسند؟!
بنویسند این پیکر کیست؟
صاحب پیکرهایی که سر ندارند را،
چطور باید شناخت؟!......
روز سوم است
همه متحیر اند و دست بر کمر، مستأصل
ناگاه
سواری از دوردست ظاهر میشود
مردی بر مرکبی سوار است
محزون و خاک آلود، روبه قبیله میکند: من این پیکرها را میشناسم
مدد کنید تا تدفین را سرعت ببخشیم...
حق همین است
امام را جز امام، تغسیل و تدفین نمیکند
قانون خداوند است
ولو مستلزم معجزه باشد
حبیب
بریر
حر
زهیر
جون
سعید
قاسم
علی اکبر
عباس...
همه را علی بن الحسین میشناسد و میشناساند
اما نوبت به در خاک گذاشتن پیکر هزار زخم حسین که میرسد،
زین العابدین داخل قبر میرود
هرچه صبر میکنند، بیرون نمیآید.
نگاه میکنند و میبینند مانند عمه اش زینب، صورت بر حنجر بریده گذاشته
و رگ های بریده پدر را بوسه میزند…
الا لعنة الله علی القوم الظالمین
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
و السلام علی من دفنه اهل القری
✍ هـجرٺــــ
بله و ایتا @hejrat_kon
اینستاگرام @dr.mother8
دهه اول محرم
دهه بکاء و عزاداری و اشک ه
ولی دهه دوم خیلی فرصت خوبیه برا اینکه تاریخ بخونیم (یا گوش بدیم از جای معتبر)
تاریخ صدر اسلام و ائمه اطهار علیهم السلام
خیلی خیلی به کار میاد
تاریخ درس هایی برای امروزه
و وقتی میخونیم، متوجه میشیم چقد داریم دنیا رو، آدم ها رو، جریان ها رو اشتباه میبینیم! بد میفهمیم! کج موضع میگیریم!
البته اگر شاقول و معیار رو، اهل بیت علیهم السلام بدونیم 😏 و هر حرکت و موضعگیری و مواجهه اهل بیت برای ما درس و الگو باشه
باز هم این کتاب رو توصیه میکنم
یا همون حلقات «انسان ۲۵۰ ساله»
@hejrat_kon
براتون بخشهایی از کتاب رو میگذارم
هی میخوام هیچی نگم درباره پزشکیان و تصمیم ها و مسائل
هی میخوام صبوری کنم ببینم چی میشه
هی این ظریف رو میبینیم و دندون رو جگر میذارم
ولی خداوندگارا ما رو به خائنین و منافقین گرفتار نکن
چقد این شبها برای عافیت و عاقبت به خیری ملت با این دولت دعا کردم...
بعد به نامزدهای ما میگفتن پوششی
اینا خود رئیس جمهورشون پوششیه
تا این جای کار و علی الظاهر...
کاش جناب پزشکیانِ نهج البلاغه خوان،
این جاهای تاریخ رو هم توجه داشت.
از نهج البلاغه و تاریخ امیرالمؤمنین الگو و عبرت میگرفت
وگرنه چه بسیارند حافظان قرآن و حدیث که عمل به اون ندارند....
@hejrat_kon
کتاب «علی از زبان علی»
کارت واکسن معنوی دیده بودید؟ 😊
اموری که برای آشنایی کودکان با ظواهر عبادات و نمازخوان شدن فرزند، در احادیث آمده
کاری از مؤسسه نسل توحیدی
@hejrat_kon