🔆💠🔅💠﷽💠🔅
💠🔅💠🔅
🔅💠🔅
💠🔅
🔅
✅روز خود را با صدقه آغاز کنید، زیرا ...
✍حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه فرمودند: كسى كه اول روز تصدقى بكند حق سبحانه و تعالى از او شرِ آنچه از آسمان نازل مىشود در آن روز را دفع مىكند ، و اگر در اول شب تصدق كند حق سبحانه و تعالى از او شرِ آنچه را که از آسمان در آن شب نازل می شود را دفع مىكند .
هرروز صدقه بدهیم ، هرچند اندک ، هرچند تکه نانی ... دفع بیماری با صدقه
حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه فرمودند: سنت است كه بیمار به دست خود صدقه به سائل دهد و بگويد كه برای او دعا كند.
حضرت رسول اکرم صلى الله عليه و آله فرمودند: آن خداوندى كه بجز او خداوندى نيست، دفع مىكند به سبب صدقه دردها را و دبيله را (و آن دُمَلى است كه در شکم میروید و غالبا مىكُشد) و دفع مىكند سوختن و غرق شدن و خانه بر سر فرو آمدن و جنون را. و آن حضرت هفتاد نوع از بلاهاى بد را شمردند.
📚 کتاب من لا یحضره الفقیه، ط_الاسلامیه، ج ٢
@Bakhoda1400
#داستان_آموزنده
🔆نتيجه بدزبانى
🍃روزى بازرگانى از اهالى بغداد از بهلول پرسيد: اى بهلول عاقل ! من چه بخرم تا منفعت زياد نصيبم گردد؟
🍃بهلول جواب داد: آهن و پنبه .
آن تاجر رفت و آهن و پنبه خريد و انبار كرد و در مدت كوتاهى همه آنها را فروخت و سود فراوانى نصيبش گشت .
🍃باز نزد بهلول آمد و اين بار گفت : اى بهلول ديوانه ! اين بار چه بگيرم تا سود كنم ؟
بهلول گفت : اين بار پياز و هندوانه بگير!
تاجر رفت و تمام سرمايه خود را داد و پياز و هندوانه خريد و در انبار كرد اما خريدار پيدا نشد و كم كم هندوانه و پياز او خراب شد و گنديد و تمام سرمايه اش را از دست داد.
تاجر با ناراحتى و عصبانيت نزد بهلول آمد و معترضانه به او گفت : بار اول با تو مشورت كردم ، آهن و پنبه خريدم و سود كلانى بردم ولى اين بار با پيشنهاد تو پياز و هندوانه خريدم كه گنديد و كسى نخريد، در نتيجه ورشكست شدم .
🍃بهلول در پاسخ گفت : بار اول به من گفتى : اى بهلول عاقل ... من نيز طبق عقل ، تو را راهنمايى كردم و نتيجه خوبى گرفتى ولى اين بار به من گفتى اى بهلول ديوانه من هم از روى ديوانگى به تو دستور دادم و نتيجه بدى گرفتى تازه من چيزى بدهكار نيستم يك حرف زدم سود بردى و يك حرف زدم ضرر كردى و با توجه به سود و زيان دو معامله تو به وضع اول برگشتى !.
🍃به اين ترتيب تاجر بيچاره ، نتيجه بدزبانى خود را گرفت و فهميد كه ((از ماست كه بر ماست.
@Bakhoda1400
✍🏻روزی شخصی خدمت حضرت علیه السلام رفت و گفت یا امیر بنده به علت مشغله زیاد نمیتوانم همه دعاها را بخوانم،چه کنم؟
امیرالمومنین فرمودند:خلاصه تمام ادعیه را به تو میگویم،هر صبح که بخوانی گویی تمام دعاها را خواندی.
①الحمدلله علی کل نعمه
②و اسئل لله من کل خیر
③و استغفر الله من کل ذنب
④واعوذ بالله من کل شر
①خداراسپاس وحمدبرای هر نعمتی که به من داده
②و از خداوند درخواست میکنم هر خیر و خوبی را
③و خدایا مرا ببخش برای تمام گناهانم.
④و خدایا به تو پناه می برم از همه بدی ها.
📚بحارالانوار:ج۹۱
📜 اساطیر نامه | مروری بر تاریخ
https://eitaa.com/joinchat/2868183226Cfce63ae436
🔻مرد عنکبوتی ایران ،رکورد مرد فرانسوی را شکست!
✍مجدالدوله پسر عیسی خان اعتمادالدوله، برادر مهدعلیا و دایی ناصرالدین شاه قاجار بود.مجدالدوله پسر دایی و از نزدیکان جدایی ناپذیر ناصرالدینشاه بود، بهطوریکه در هر سه سفر ناصرالدینشاه به اروپا او را همراهی کرد.در آخرین سفر، هنگام بازدید شاه از برج ایفل پاریس که به تازگی برای نمایشگاه بینالمللی ساخته شده بود.
🔸به شاه گفته شد که یک ماجراجوی فرانسوی همان روز، به منظور ثبت رکورد، بدون تجهیزات از داربستهای برج تا بالای آن صعود کردهاست. به محض شنیدن این موضوع، مجدالدوله که در شمار همراهان شاه بود، کلاه و لباده را به کناری نهاد و به همان شکل از برج بالا رفت و رکورد مرد فرانسوی را شکست.
📜 اساطیر نامه | مروری بر تاریخ
https://eitaa.com/joinchat/2868183226Cfce63ae436
🌹🍃
مال حرام، ماندنی نیست
مردی در بصره، سالها در بستر بیماری بود؛ به طوری که زخم بستر گرفته و اموال زیادی را فروخته بود تا هزینه درمان خود کند و همیشه دست به دعا داشت. روزی عالمی نزد او آمد و گفت: میدانی که شفا نخواهی یافت! آیا برای مرگ حاضری؟ گفت: بهخدا قسم حاضرم. داستان مرد بیمار به این طریق بود که در بصره بیماری وبا آمد و طبیبان گفتند: دوای این بیماری آبلیموست.
این مرد، تنها آبلیموفروش شهر بود که آبلیمو را نصفه با آب قاطی میکرد و میفروخت. چون مشتری زیاد شد، کل بطری را آب ریخته و چند قطرهای آبلیمو میریخت تا بوی لیمو دهد.مردی چنین دید و گفت: من مجبور بودم بخرم تا نمیرم، ولی دعا میکنم زندگی تو بر باد برود، چنانچه زندگی مردم را بر باد میدهی و خونشان را در شیشه میکنی. عالم گفت: از پول حرام مردم، نصف بصره را خریدی! و حالا ۱۰ سال است برای درمان و علاج خود آنها را میفروشی.
میدانی از آن همه مال حرام چه مانده است؟ دو کاسه! آن دو را هم تا نفروشی و از دست ندهی، نخواهی مرد و زجرکش خواهی شد. پس مالت را بده که بفروشند تا مرگت فرا رسد. پیرمرد به پسرش گفت: ببر بفروش، چون مال حرام ماندنی نیست. چون پسر کاسهها را فروخت، پدر جان داد.
🌹🍃
#حکایت #داستان #حدیث #پند اخلاقی و آموزنده
#معجزات و #تلنگر های #قرآن #آخرت #قیامت
✍ @hekayate_qurani
💚 @Mojezeh_Elaahi
#داستانک
✅📝روزی زنی با شوهرش غذا میخورد. فقیری درب خانه را زد. زن بلند شد و دید که فقیر است. غذایی برداشت تا به او بدهد.
شوهرش گفت: کیست؟
زن جواب داد: فقیر است برایش غذا میبرم.
شوهرش مانع شد تا اینکه جر و بحثشان بالا گرفت و کارشان به طلاق کشید.
سالیان سال گذشت و زن، شوهر دیگری گرفت. روزی با شوهر دومش غذا میخورد
که فقیری در خانه را زد مرد در را باز کرد. دید که فقیری است که نیاز به غذا دارد. به خانه برگشت و گفت: ای زن غذایی برای فقیر ببر.
زن فورا بلند شد و غذا را برد
اما
زن با چشمانی پر از اشک برگشت.
شوهرش گفت چه شده ای زن.
زن گفت: این فقیر که در خانه آمده شوهر قبلی من است.
مرد زنش را در آغوش گرفت و سپس رو به او کرد و گفت: من هم همان فقیری هستم که آن روز به در خانه شوهرت آمدم.
هیچ گاه زمانه را دست کم نگیریم
@Bakhoda1400
🛑جرج جرداق از راز نوشتنش درباره امام علی می گوید: عدهای از مردم کشورهای حوزه خلیج فارس و مصر به من پیشنهاد میکردند که مثلا در مورد عمر و یا دیگران بنویسم... اما من نپذیرفتم نه به این خاطر که بخواهم بگویم عمر و یا کس دیگری بد است؛ نه اصلا اینطور نبود، بلکه من پس از علی علیه السلام کسی را شایسته نوشتن ندیدم و تصمیم گرفتم که جز در مورد علی (ع) ننویسم
🇮🇷 @MobserChannel 🇮🇷
🇮🇷 eitaa.com/Mobser 🇮🇷
🔻اولین گواهینامه رانندگی در ایران
✍ سیف اله خان اولین ایرانی است که موفق به اخذ گواهینامه شد. این گواهینامه روی کاغذ A۳ بوده که در بالای آن با خط درشت "کورس شوفری ایران" و کمی پایینتر عنوانی به نام "تصدیق نامه" روی آن نگاشته شده بود. این تصدیق نامه به دو زبان فارسی و فرانسه به نام آقای "سیف اله خان" در ۹ مرداد ماه ۱۳۰۸ صادر شده است و محل نگهداری آن در کاخ موزه صاحبقرانی است.
🔸در متن این تصدیق نامه قید شده است: «بموجب این ورقه تصدیق مینماید که آقای سیف اله خان از تاریخ ۹ خرداد ماه ۱۳۰۷ تا تاریخ ۹ مرداد ۱۳۰۸ مرتبا با ادامه تحصیلات خود در موسسه اتوموبیل رانی، دوره تحصیلات علمی و عملی اتوموبیل رانی باتمام رسانیده و از عهده امتحانات بترتیب ذیل برآمده است
📜 اساطیر نامه | مروری بر تاریخ
https://eitaa.com/joinchat/2868183226Cfce63ae436
🔻حکایت ماست و خیار ناصرالدین شاهی
✍ نقل است در زمان ناصرالدین شاه، روزی امیرکبیر که از حیف و میل سفره های خوراکِ درباری به تنگ آمده بود به شاه پیشنهاد کرد که برای یک روز آنچه رعیت می خورند را میل فرمایند.
🔸شاه پرسید که مگر رعیت ما چه میل می کنند؟امیر گفت : ماست و خیار
شاه سر آشپزباشی را صدا زد و فرمان داد برای ناهار فردا ماست و خیار درست کند…
سر آشپزباشی به تدارکات چی دستور تهیه مواد زیر را داد:
۱- ماست پر چرب اعلا ۶ من
۲- خیار نازک و قلمی ورامین ۲ من
۳-گردوی مغز سفید بانه ۱ کیلو
۴- پیاز اعلای همدان ۱ من
۵- کشمش اعلا و مویزِ شاهانی بدون هسته ۱ کیلو
۶- نان مرغوب مغز دار خاش خاش دارِ دو آتیشه ۳ من
۷- نعنای باغی اعلا و سبزیهای بهاری ۱ کیلو!
۸- و …
🔸ناصر الدین شاه بعد از اینکه یک شکم سیر ماست و خیار تناول کردند، فرمان به یک کاسهِ اضافه داد و در حالی که ترید می فرمودند برگشت و به امیرکبیر گفت: « پدر سوخته ها ، رعایای ما چه غذاها می خورند و ما بی خبر بودیم ! هر کس نارضایتی کرد و کفرانِ نعمت، به چوب و فلک ببندینش!!
📚منبع: آخرین خبر
📜 اساطیر نامه | مروری بر تاریخ
https://eitaa.com/joinchat/2868183226Cfce63ae436
🔻روایت ناصرالین شاه از زیارت حرم حضرت علی (ع)
✍ داخل ضریح که شدیم مثل بهشت بود. روح و صفائی داشت، که محال است هیچ جای دنیا هیچ باغی، به این صفا باشد. بنای گنبد، گویا از صفوی است . کاشی معرق غریبی توی گنبدکار کرده اند. که هیچ همچه کاشی در دنیا نمی شود. مثل مینائی که در سرقلیانهای اعلا درست می کنند.
🔸ضریح حضرت از نقره است. گویا پیشکش صفوی ها باشد. فرشهای ابریشمی قالی که صفوی یعنی شاه عباس انداخته است و رقم هم دارد کلب آستان علی عباس ، مثل این است که امروز از کارخانه در آمده است. بسیار فرشهای خوبی است که ساعت دو به غروب مانده وارد شدیم بالای سر حضرت، نماز ظهر و عصر و نماز زیارت خوانده شد الحمدالله تعالی به این توفیق رسیدیم، شکر خدا را واقعا حظی کردیم، که کمتر همچه چیزی نصیب می شود
📎پانوشت: نکته نغز این است که ناصرالدین شاهی که تمام لذات دوران خود را چشیده و لذتی را بر خود حرام نکرده، می گوید محال است هیچ جای دنیا، هیچ باغی، به این صفا باشد!
📚 منبع: شهریار جاده ها، سفرنامه ناصرالدین شاه به عتبات، محمد رضا عباسی
📜 اساطیر نامه | مروری بر تاریخ
https://eitaa.com/joinchat/2868183226Cfce63ae436
🔻حکایتی زیبا از دهخدا، عاقبت دوستی با نادان
✍ خري و اشتري بدور از آبادي بطور آزادانه باهم زندگي مي کردند.... نيمه شبي در حال چريدن علف ، حواسشان نبود که ناگهان وارد آبادي انسانها شدند. شتر چون متوجه خطر گرديد رو به خر کرد و گفت : اي خر خواهش مي کنم سکوت اختيار کن تا از معرکه دور شويم و مبادا انسانها به حضورمان پي ببرند!" خر گفت : "اتفاقا درست همين ساعت، عادت نعره سر دادن من است." شتر التماس کرد که امشب نعره کردن را بي خيال گردد.تا مبادا بدست انسانها بيافتند.
🔸خر گفت: " متأسفم دوست عزيز! من عادت دارم همين ساعت نعره کنم و خودت مي داني ترک عادت موجب مرض است و هلاکت جان!" پس خر بي محابا نعره هاي دلخراش بر ميداشت. از قضا کارواني که در آن موقع از آن آبادي مي گذشت، متوجه حضور آنان گرديدند و آدميان هر دو را گرفته و در صف چارپايان بارکش گذاشتند.
🔸صبح روز بعد در مسير راه ، آبي عميق پيش آمد که عبور از آن براي خر ميسر نبود. پس خر را بر شتر نشانيده و شتر را به آب راندند. چون شتر به ميان عمق آب رسيد شروع به پايکوبي و رقصيدن نمود. خر گفت :اي شتر چه مي کني؟ نکن رفيق وگرنه مي افتم و غرق مي شوم."
🔸شتر گفت : خر جان، من عادت دارم در آب برقصم.!! ترک عادت هم موجب مرض و هلاکت است!" خر بيچاره هرچه التماس کرد اما شتر وقعي ننهاد. خر گفت تو ديگر چه رفيقي هستي؟! شتر گفت : " چنانکه ديشب نوبت آواز بهنگام خر بود!!! امروز زمان رقص ناساز اشتر است!" شتر با جنبشي ديگر خر را از پشت بينداخت و در آب غرق ساخت. شتر با خود گفت : " رفاقت با خر نادان ، عاقبتي غير از اين نخواهد داشت. هم خود را هلاک کرد و هم مرا به بند کشيد
📜 اساطیر نامه | مروری بر تاریخ
https://eitaa.com/joinchat/2868183226Cfce63ae436
🔴 یک داستان یک پند
✍ با پیرمردِ مؤمنی، در مسجد نشسته بودم. زن جوانی صورت خود گرفته بود و برای درخواست کمک داخل خانهی خدا شد.
پیرمردِ مؤمن٬ دست در جیب کرد و اسکناس ارزشمندی به زن داد. دیگران هم دست او را خالی رد نکردند و سکهای دادند. جوانی از او پرسید: پول شیرین است چگونه از این همه پول گذشتی؟ سکه ای می دادی کافی بود!!
پیرمرد تبسمی کرد و گفت:پسرم صدقه٬ هفتاد نوع بلا را دفع میکند. از پول شیرینتر، جان و سلامتی من است که اگر اینجا٬ از پولِ شیرین نگذرم، باید در ساختمانِ پزشکان بروم و آنجا از پولِ شیرین بگذرم و شربت تلخ هم روی آن بنوشم تا خدا سلامتیِ شیرینِ من را برگرداند! بدان که از پول شیرینتر، سلامتی٬ آبرو٬ فرزند صالح و آرامش است. به فرمایش حضرت علی (ع) چه زیاد است عبرت و چه کم است عبرتگیرنده.
وأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ۛ وَأَحْسِنُوا ۛ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ (سورهی بقره آیهی 195) و (از مال خود) در راه خدا انفاق کنید و خود را با (دوری از انفاق) به مهلکه و خطر در نیفکنید و نیکویی کنید که خدا نیکوکاران را دوست دارد
👳 @mollanasreddin 👳