eitaa logo
بازگشت جهنم Darkness
55 دنبال‌کننده
2 عکس
0 ویدیو
0 فایل
حرف دلت اینجاس
مشاهده در ایتا
دانلود
و چشم هایش تنها دلیل برای زیستن بود . D.MN
بی‌صدا اشک می‌ریخت. مرا یادِ باران‌هایی می‌انداخت که شب‌ها بی‌صدا می‌باریدند و صبح از نمِ زمین،متوجهشان می‌شدیم! از سرخیِ چشم‌هایش( :
شبایی که میرسد دل ادم مانند خدا تنها میشود مانند خدا هم دم ندارد و مانند خدا کسی را ندارد اما معشوقه ناپیداری داری که هرگز نمی تواند ان را از یاد ببرد Darkness
تو ناگهان میان صد ها دلیل برای نبودن تبدیل به تنها دلیل برای بودن شدی ناگهان دیدم جهان تغییر کرد دیگر دوست نداشتم نباشم اتفاقا بسیار بودن را میخواستم,بودن کنارت نفس کشیدن در اغوش تورا به خودم امدم و دیدم بعد از سال ها شاید برای اولین بار برای یک چیز درحال جنگیدن هستم برای تو قسم خوردم حتی اگر تمام جهان سنگی شوند در راهم،ابی خواهم شد که انقدر با صبوری به سنگ ضربه میزند تا درنهایت از میان آن راهی برای عبور بسازد D.mn
خاطرات مثل یک دریاس ناگهان تو را با خود غرق میکند تو را در عمقی از غم فرو میکشد اما وقتی درخشان میشوی اون سیل دیگر مانع تو نخواهد بود زیرا تو به بزرگترین پیشرفت خودتت دست یافتی و حالا داری بیشتر رشد میکنی
همچو غم دیدارت مرا تنها کرد هم چو تنهایی شد مستی و در نهایت مرگ شد ارامش نهایی🖤
همچو غم دیدارت شد عذاب دردم پچه ها چن روز فعالیت ندارم خواهرم چند وقته فوت شده و خب امشب تولدش بود💔🖤
شیطانی باش که برای همه بی رحم در این حال برای یکی مثل بهشت Darkness
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود آن‌دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود وقتی که من عاشق شدم به شیطانت سجده کردم من بودم و چشمان تو، نه آتشی وُ نه گِلی چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر. چیزی در آنسوی یقین، شاید کمی هم کیش‌تر.. آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود دیگر فقط تصویر من در مردمک‌های تو بود... D.mn
ما پُر بودیم از عشق، پس به کجا پَر کشید؟ سرشار از زندگی، میل به زیستن و دویدن به سوی آرزوهامان، تو به من بگو آن همه دلبستگی کجاست؟ حالا که خانه‌، بوی خون می‌دهد گوشه‌ای بی‌صدا نشسته‌ایم و از همه‌چیز می‌گریزیم، حتی خودمان. من اگر می‌دانستم باید به کجا برویم، اصلا رویاهایمان کجا کوچ کرده‌اند، خودم و تو و ایران را باهم به آن‌جا می‌بردم. عزیزکم، برایم نامه بنویس یا غزلی بگو. چیزی که قلب از هم پاشیده و روح شرحه‌شرحه‌ام را آرام کند، شاید باز توانستم به این زندگی سراسر کثافت و افسردگی دوباره خودم را گِره بزنم.