یا رقیه «سلام الله علیها»
از نيمه شب گذشته و خوابش نبرده بود
طفل سه ساله ای كه، دگر سالخورده بود
درگوشه ی خرابه ،به جای ستاره ها
تا صبح ،زخم های تنش را ،شمرده بود
ازضعف،نای پاشدن ازجایِ خود نداشت
آخر سه روز بود، كه چيزی نخورده بود
بادست های كوچكش، آرام و بی صدا
از فرط درد، بازوی خود را فشرده بود
اين نيمه جان مانده هم از، لطف زينب«س» است
ورنه هزار مرتبه در راه مرده
شب سوم ❤️🩹