از روز نهم اسفند، همه «ماکان» را شناختیم...
برای کفشش اشک ریختیم، برای پولیورش، برای جاویدالاثر ماندنش.
اما «امیرعلی جداوی» تا همین امروز، بیصدا ماند؛ چون پدرش نمیخواست مادرِ باردارش بداند که مزار فرزندش خالی است و هنوز پیکرش پیدا نشده است.
چه تلخ است که کودکی، حتی پس از شهادتش هم، دردش را در سکوت به دوش بکشد...
شاید امیرعلی، مظلومترین کودک این جنگ بود.
خدا رحمت کند همه کودکان بیگناهی را که آرزوهایشان ناتمام ماند، و داد همه مظلومان را از هر کس که در خاموش شدن این زندگیها نقش داشت، بگیرد.