هدایت شده از رضا ،
فرم جمع آوری اطلاعات دانش آموزان متقاضی سرویس مدرسه
با سلام واحترام ،اولیای گرامی لطفاً فرم بالا راحداکثر تا پایان امروز جمعه تکمیل نمایید تا اطلاع کامل از دانش آموزان متقاضی سرویس داشته باشیم.
✅✅✅تکمیل ننمودن فرم به منزله عدم استفاده از سرویس ایاب وذهاب می باشد.
سلام ، وقت بخیر ، اولیای گرامی جهت قرار داد سرویسها امروز به مدرسه مراجعه نفرمایید.
سلام علیکم ، با احترام به اطلاع اولیای گرامی می رساند جهت عقد قرارداد سرویس ایاب وذهاب دانش آموزان برای سال تحصیلی جدید فردا یکشنبه با توجه به حضور نماینده شرکت از ساعت 8.30تا13 به اموزشگاه مراجعه فرمایید.
در ضمن کارت بانکی و چک به همراه داشته باشید.
عدم حضور جهت عقد قرار داد به منزله انصراف می باشد ومسولیت رفت و آمد به عهده ولی محترم دانش آموز می باشد.
باسلام و آرزوی سلامتی
با توجه به اتمام ثبت نام سرویس مدرسه لطفا اگر به هردلیلی نتوانستید ثبت نام کنید به شرکت واقع در خیابان لعلی ،خ الزهرا شرکت راهوران آقای شعبانی مراجعه نمایید.
آخرین مهلت ثبت نام مدرسه هم برای پایه هشتم و نهم روز شنبه ساعت ۸ الی ۱۲ میباشد . سپس کلاس بندی انجام می شود.
باسلام
دانش آموزان زیر جهت ثبت نام در پایه هشتم و کلاسبندی روز شنبه به مدرسه مراجعه کنند.دقت کنید در صورت کلاسبندی حق اعتراض وجود ندارد.
محمدسینا بیاتی
ارشیا خلیلی
محمدزارعی
محمدطاها منتظری
دانیال گودرزی
محمدپویا اسماعیلی
باسلام
دانش آموزان زیر جهت ثبت نام در پایه نهم و کلاسبندی روز شنبه به مدرسه مراجعه کنند.دقت کنید در صورت کلاسبندی حق اعتراض وجود ندارد.
امیرعلی احمدلو
کسری اسرافیلی
محمدمهبدرضایی
محمدفراهانی
امیرمحمدمومنی
امیرصالح نجاری
طاهانوری
سیناآقامحمدی
حامدبابایی
آرسام جدیدالاسلامی
کوروش علی پور
محمدپارسا فراهانی
آریان مرزبان
علی مهرانفر
اولیای محترم به علت مشغله کاری و انجام پروژه مهر فقط روز شنبه جهت ثبت نام تشریف بیاورید.
#پندانه 🙏💚
✍️ دو خاطره متفاوت از گمشدن مداد سیاه در مدرسه
🔻مرد اول میگفت:
🔹چهارم ابتدایی بودم. در مدرسه مداد سیاهم را گم کردم. وقتی به مادرم گفتم، سخت مرا تنبیه کرد و به من گفت بیمسئولیت و بیحواس هستم.
🔸آنقدر تنبیه مادرم برایم سخت بود که تصمیم گرفتم دیگر هیچوقت دست خالی به خانه برنگردم و مدادهای دوستانم را بردارم.
🔹روز بعد نقشهام را عملی کردم. هر روز یکیدو مداد کش میرفتم تا اینکه تا آخر سال از تمامی دوستانم مداد برداشته بودم.
🔸ابتدای کار خیلی با ترس این کار را انجام میدادم، ولی کمکم بر ترسم غلبه کردم و از نقشههای زیادی استفاده کردم تا جایی که مدادها را از دوستانم میدزدیدم و به خودشان میفروختم.
🔹بعد از مدتی این کار برایم عادی شد. تصمیم گرفتم کارهای بزرگتر انجام دهم و کارم را تا کل مدرسه و دفتر مدیر مدرسه گسترش دادم.
🔸خلاصه آن سال برایم تمرین عملی دزدی حرفهای بود تا اینکه حالا تبدیل به یک سارق حرفهای شدم!
🔻مرد دوم میگفت:
🔹دوم دبستان بودم. روزی از مدرسه آمدم و به مادرم گفتم:
مداد سیاهم را گم کردم.
🔸مادرم گفت:
خب چه کار کردی بدون مداد؟
🔹گفتم:
از دوستم مداد گرفتم.
🔸مادرم گفت:
خوبه. دوستت ازت چیزی نخواست؟ خوراکی یا چیزی؟
🔹گفتم:
نه. چیزی از من نخواست.
🔸مادرم گفت:
پس او با این کار سعی کرده به دیگری نیکی کند، ببین چقدر زیرک است. پس تو چرا به دیگران نیکی نکنی؟
🔹گفتم:
چگونه نیکی کنم؟
🔸مادرم گفت:
دو مداد میخریم، یکی برای خودت و دیگری برای کسی که ممکن است مدادش گم شود. آن مداد را به کسی که مدادش گم میشود، میدهی و بعد از پایان درس پس میگیری.
🔹خیلی شادمان شدم و بعد از عملیکردن پیشنهاد مادرم، احساس رضایت خوبی داشتم. آنقدر که در کیفم مدادهای اضافی بیشتری میگذاشتم تا به نفرات بیشتری کمک کنم.
🔸با این کار، هم درسم خیلی بهتر از قبل شده بود و هم علاقهام به مدرسه چند برابر شده بود. ستاره کلاس شده بودم. به گونهای که همه مرا صاحب مدادهای ذخیره میشناختند و همیشه از من کمک میگرفتند.
🔹حالا که بزرگ شدهام و از نظر علمی در سطح عالی قرار گرفتهام و تشکیل خانواده دادهام، صاحب بزرگترین جمعیت خیریه شهر هستم.