eitaa logo
هشتم دو شاهد علامه حلی ره
99 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
181 ویدیو
285 فایل
هشتم دو شاهد علامه حلی ره
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از محمدرضا غلامی
📙 تمرین دوم_ الثانی 🔖 جمله‌های زیر را با توجّه به تصویر ترجمه کنید. هٰذَا الرَّجُلُ یَغسِلُ قُبورَ الشُّهَداءِ. معنی: این مرد قبرهای شهیدان را می‌شوید. هٰذِهِ الْمَرأَهُ تَغسِلُ قُبورَ الشُّهَداءِ. معنی: این زن قبرهای شهیدان را می‌شوید. نَحنُ نَذهَبُ إلَی الْجَبَلِ لِحِفْظِ نَظافَهِ الطَّبیعَهِ. معنی: ما برای حفظِ پاکیزگیِ طبیعت به کوه می‌رویم.
هدایت شده از محمدرضا غلامی
📙 تمرین سوم _ الثالث 🔖 جمله‌های زیر را ترجمه کنید؛ سپس زیر فعل مضارع خط بکشید. ۱. وَ مَنْ یَشْکُرْ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ معنی: و هر کس سپاسگزاری کند، تنها برای خودش سپاسگزاری می‌کند. ۲. أَ أَنتَ تَجْمَعُ الْأَخْشابَ أَمْ أُخْتُکَ تَجْمَعُ؟ معنی: آیا تو چوب‌ها را جمع می‌کنی یا خواهرت جمع می‌کند؟ ۳. جَدّی ما طَلَبَ مِنّا مُساعَدَهً وَ جَدَّتی تَطلُبُ الْمُساعَدَهَ. معنی: پدربزرگم از ما کمکی درخواست نکرد (نخواست) و مادربزرگم کمک درخواست می‌کند. (کمک می‌خواهد). ۴. والِدُنا یَعْمَلُ فِی الْمَصْنَعِ وَ والِدَتُنا تَعْمَلُ فِی الْمَکْتَبَهِ. معنی: پدرمان در کارخانه کار می‌کند و مادرمان در کتابخانه کار می‌کند.
هدایت شده از محمدرضا غلامی
📙 تمرین چهارم_ الرابع 🔖 ترجمه کنید
هدایت شده از محمدرضا غلامی
📙 تمرین پنجم_ الخامس 🔖 گزینۀ مناسب را انتخاب کنید.
هدایت شده از محمدرضا غلامی
📙 تمرین ششم _ السادس 🔖 در گروه‌های دو نفره مکالمه کنید.
هدایت شده از محمدرضا غلامی
معنی صفحه ۵۷ عربی هشتم 🔖 بخوانید و ترجمه کنید. ۱. لا خَیرَ فی قَوْلٍ إلّا مَعَ الْفِعْلِ. ترجمه: هیچ خیری در سخن گفتن نیست، مگر اینکه همراه انجام دادن باشد. ۲. اَلسُّکوتُ ذَهَبٌ وَ الْکَلامُ فِضَّهٌ. ترجمه: سکوت طلا و سخن گفتن نقره است. ۳. أَکْثَرُ خَطایَا ابْنِ آدَمَ فی لِسانِهِ. ترجمه: بیشتر گناهان آدمی‌زاد در زبان اوست. ۴. اَلْکَلامُ کَالدَّواءِ. قَلیلُهُ یَنْفَعُ و کَثیرُهُ قاتِلٌ. ترجمه: سخن مانند داروست. مقدار کم آن سود می‌رسانَد و زیادی آن کُشنده است. ۵. غَضَبُ الْجاهِلِ فی قَولِهِ وَ غَضَبُ الْعاقِلِ فی فِعْلِهِ. ترجمه: خشم نادان در گفتارش است و خشم عاقل در کار او.
هدایت شده از محمدرضا غلامی
قواعد درس 4
هدایت شده از محمدرضا غلامی
اربعینیات صفحه ۵۹ عربی هشتم ◆ اَلزّائِرُ الْإیرانیُّ: أَ أَنتَ تَعرِفُ مَتیٰ نَصِلُ إلیٰ کَربَلاء؟ آیا میدانی کی (چه زمانی) به کربلا می رسیم؟ اَلزّائِرُ الْعِراقیُّ: نَعَم؛ بَعدَ ساعَهٍ. أَ أَنتَ جِئتَ مِن إیران؟ بله؛ بعد از یک ساعت. آیا از ایران آمدی؟ ◆اَلزّائِرُ الْإیرانیُّ: نَعَم؛ أنا مِن إیران. بله، من اهل ایران هستم. ◆اَلزّائِرُ الْعِراقیُّ: وَ مِن أَیِّ مَدینَهٍ؟ و از کدام شهر هستی؟ ◆اَلزّائِرُ الْإیرانیُّ: مِن مَدینَهِ قُم. أَ أَنتَ جِئتَ إلیٰ إیران أیضاً؟ از شهر قم. آیا شما هم به ایران آمده اید؟ ◆اَلزّائِرُ الْعِراقیُّ: نَعَم؛ جِئتُ مَرَّتَینِ إلیٰ إیران وَ شاهَدْتُ الْمُدُنَ الْمُقَدَّسَهَ. بله؛ دو بار به ایران آمدم و شهرهای مقدس را دیدم. ◆اَلزّائِرُ الْإیرانیُّ: کَیفَ کانَتْ سَفرَتُکُم إلیٰ إیران؟ سفر شما به ایران چگونه بود؟ ◆اَلزّائِرُ الْعِراقیُّ: کانَتْ طَیِّبَهً؛ لِأَنَّ الشَّعْبَ الْإیرانیَّ شَعبٌ مِضیافٌ. خوب بود، چون مردم ایران مردمی مهمان نواز هستند. ◆اَلزّائِرُ الْإیرانیُّ: وَ کَذٰلِکَ الشَّعْبُ الْعِراقیُّ شَعبٌ مِضیافٌ. و به همین ترتیب، مردم عراق مردمی مهمان نواز هستند. ◆اَلزّائِرُ الْعِراقیُّ: اَلْحَمدُ لِلّٰهِ. أ تَذهَبُ إلیٰ کَربَلاء؟ خدا را شکر. آیا به کربلا می روی؟ ◆اَلزّائِرُ الْإیرانیُّ: نَعَم؛ أنا أَمْشی مِنَ النَّجَفِ إلیٰ کَربَلاء. بله؛ از نجف تا کربلا پیاده می روم. ◆اَلزّائِرُ الْعِراقیُّ: أنتَ ضَیفُناَ الْعَزیزُ فی مَوکِبِ الْإمامِ الرِّضا (ع) حَتّی‌ تَرجِعَ. در موکب امام رضا (ع) تا بازگشت مهمان عزیز ما هستید. ◆اَلزّائِرُ الْإیرانیُّ: طوبیٰ لِلشَّعبِ الْعِراقیِّ لِهٰذِهِ الضّیافَهِ! خوشا به حال مردم عراق برای این مهمان نوازی! ◆اَلزّائِرُ الْعِراقیُّ: نَحنُ فی خِدمَهِ الْمُحِبّینَ لِأَهلِ الْبَیتِ. ما در خدمت عاشقان اهل بیت هستیم.
هدایت شده از محمدرضا غلامی
متن درس 4
هدایت شده از محمدرضا غلامی
۱- کانَ فَرَسٌ صَغیرٌ مَعَ أُمِّهِ فی قَریَهٍ. قالَتْ أُمُّ الْفَرَسِ لِوَلَدِها: ترجمه: اسب کوچکی با مادرش در روستایی بود. مادر اسب به بچه‌اش گفت: ۲- «نَحنُ نَعیشُ مَعَ الْإنسانِ وَ نَخدِمُهُ؛ ترجمه: «ما با انسان زندگی می‌کنیم و به او خدمت می‌کنیم. لِذا أَطلُبُ مِنْکَ حَمْلَ هٰذِهِ الْحَقیبَهِ إلَی الْقَریَهِ الْمُجاوِرَهِ.» ترجمه: بنابراین از تو می‌خواهم که این کیف را به روستای مجاور (همسایه) ببری.» ۳- هوَ یَحْمِلُ الْحَقیبَهَ وَ یَذْهَبُ إلَی الْقَریَهِ الْمُجاوِرَهِ. ترجمه: او کیف را بر می‌دارد و به سوی روستای مجاور می‌رود. ۴- فی طَریقِهِ یُشاهِدُ نَهْراً. یَخافُ الْفَرَسُ ترجمه: در راهش رودی را می‌بیند. اسب می‌ترسد وَ یَسْأَلُ بَقَرَهً واقِفَهً جَنْبَ النَّهرِ: ترجمه: و از گاوی که کنار رود ایستاده، می‌پرسد: ۵- «هَلْ أَقدِرُ عَلَی الْعُبورِ؟»: ترجمه: «آیا می‌توانم عبور کنم؟» الْبَقَرَهُ تَقولُ: «نَعَم؛ لَیسَ النَّهْرُ عَمیقاً.» ترجمه: گاو می‌گوید: «بله؛ رود عمیق نیست.»
هدایت شده از محمدرضا غلامی
۶- یَسْمَعُ سِنجابٌ کَلامَهُما وَ یَقولُ: ترجمه: سنجاب حرف آنها را می‌شنود و می‌گوید: «لا؛ أیُّهَا الْفَرَسُ الصَّغیرُ، أنتَ سَتَغْرَقُ فِی الْماءِ، ترجمه: «نه؛ ای اسب کوچک تو در آب غرق می‌شوی هٰذَا النَّهرُ عَمیقٌ جِدّاً. عَلَیْکَ بِالرُّجوعِ. أَ تَفهَمُ؟» ترجمه: این رود بسیار عمیق است. تو باید برگردی. آیا می‌فهمی؟» ۷- وَلَدُ الْفَرَسِ یَسْمَعُ کَلامَ الْحَیَوانَینِ وَ یَقولُ فی نَفْسِهِ: «ماذا أَفْعَلُ یا إلٰهی؟!» ترجمه: بچه اسب حرف دو حیوان را می‌شنود و با خود می‌گوید: «خدایا چه کار کنم؟!»