eitaa logo
𝐏𝐮𝐫𝐠𝐚𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐭𝐞𝐚𝐫𝐬
639 دنبال‌کننده
66 عکس
2 ویدیو
0 فایل
𝑨 𝒉𝒖𝒏𝒅𝒓𝒆𝒅 𝒍𝒆𝒕𝒕𝒆𝒓𝒔 𝒕𝒐 𝒂 𝒉𝒖𝒏𝒅𝒓𝒆𝒅 𝒑𝒍𝒂𝒄𝒆𝒔
مشاهده در ایتا
دانلود
ا﷽ا ماییم که از باده‌ی بی‌جام خوشیم هر صبح منوریم و هر شام خوشیم گویند سرانجام ندارید شما ماییم که بی‌هیچ سرانجام خوشیم
نامه‌ای به یک نجیب. گرچه دور از دوران در عصر تازه‌ای قدم می‌گذاری ولی به مانند اشرافی فروتن قدم ها را با وقاری جاوید می‌گذاری، گویی که نجیب زاده‌ای هستی که در هنگام عصرانه چای وقارت را می‌نوشد و بعد با اشتیاقی نافذ تدریس تواضع و فروتنی را می‌دهد...؛ در آن عصری که آدمیان همگی نگاره شده‌ی دیگری هستند و افرادی که با سلایق و علایق خود پیش می‌روند محدود هستند چشمان شما می‌درخشد و تفاوت شما آشکار می‌شود و شما تنها نجیبی هستید که در میان ربات هایی که تقلید شده راه می‌روند متواضع قدم می‌زنید؛ شاید همین است که نام نجیب نه تنها برازنده درگاه شماست بلکه نامیست که از بدو تولد با شما همراه بوده است به آن گونه که انگار در ابتدا نجیب زاده ای بوده‌اید که پس از اتمام ان اشراف زادگی اکنون در عصر مدرن متولد شده‌اید و هنوز فروتنی و تواضع یک نجیب را دارا هستید.
ا﷽ا بحریست نه کاهنده نه افزاینده امواج برو رونده و آینده عالم چو عبارت از همین امواجست نبود دو زمان بلکه دو آن پاینده
نامه‌ای به Z.‌azar کشتی امید آن زمانه پنهان ز دریا ها می‌رفت، گر شناخته می‌شد افسوس ها موج بر او می‌تاخت؛ در سایه تاریکی شب های تار، شفاف می‌رفت هر یک بادبان ها ز نگاه بر جا می‌رفت. ناخدایِ کشتیِ بی ناخدا کس نبود آنکه کشتی ها را هدایت می‌کرد یک نفر بیش نبود. گه گلایه ها پیش خدا می‌زدند به دریا ها و طوفان ها گر که خشمگین می‌شد آشفته بازاری میان ماهیان بر پا می‌شد کشتی پنهان، نهان می‌گشت از زمانه امواج دیوانه ویرانه می‌کرد آنکه کشتی را هدایت می‌کرد پس صبوری کرد تا آنگاه که از کشتی قسمتش قایق وارانه نباشد...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ا﷽ا از مردم صدرنگ سیه پوشی به وز خلق فرومایه فراموشی به از صحبت ناتمام بی خاصیتان کنجی و فراغتی و خاموشی به
نامه‌ای به افتن اگر چو ستاره بدرخشی همه در انتظار سقوط‌ ات در سینمای زندگیت خواهند نشست و کسانی نیز بدون بلیط از قبل رزرو شده از پشت دیوارها باز به تماشا خواهند برخواست؛ گر درخشش‌ات را دنیا ببیند تاریکی هایش سرچشمه خواهند گرفت افکار غلیظ سقوط هر گاه که پله ای بالاتر روی دستانت را خواهند گرفت که بازگرد آنجا در انتها نابودیست؛ تاریکی هیچ‌گاه نخواهد وارد درون شود تا که سقوط را رقم زند زیرا نمی‌تواند بال هایت را تسخیر کند و خود را به فلاکت بکشد تاریکی ها در کنار تو در گوشت زمزمه خواهند کرد زمزمهٔ شکست و تو هنگامی خواهی پرواز کرد که در بلندای آسمان زمزمه ها را رد کنی ولی اگر مکث کنی خواهی دید که یک صدا بی‌شمار صدا شده‌اند و همه در صحنه لحظه ها بیننده هستند و دنیا برای روشنایی، تاریکی ها را فراهم دیده سقوط از هر جایی اتفاق ‌می‌افتد بجز زمانی که موج امیدت را حفظ نمایی و بدانی درخشش تو می‌تواند تمام تاریکی ها را در هم بشکند و تمامی صدا ها را کور‌ نماید.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ا﷽ا عمر پروازم چو بوی گل به افسردن گذشت این قفس آیینه‌دار خاطر صیاد بود مفت ما کز سعی ناکامی به استغنا زدیم ورنه دل مستسقی و عالم سراب‌آباد بود