نامهای برای داداشم..لوکی
برادر دلتنگتم
تو همون ادم خاص و جالب و البته متفاوت و بد اخلاقی هستی که توی قلبم خالی بود ، دوست دارم داداش و ممنون که قلبم و اکیپ مارول رو برام کامل کردی.
نمی دونم یهو چیشد که انقدر ازت دور شدم و چرا نشد دور هم باشیم
با اینکه خیلی نبودم اما توی همون مدت کوتاه رفاقت رو ازت یاد گرفتم
حتی اگه تا ابد طول بکشه یا همینجوری دور باشیم با تمام اتفاق ها باز هم هر صبح رو به فکر شما بیدار میشم و روز رو با یادتون بیدار میشم و هر شب رو با رویای شما میگذرونم و در خواب وجودتون رو حس میکنم .
همه حرفات رو یادمه چه شوخی و چه جدی ، بحث هامون و دعوا ها و..
تو همیشه داش لوکی هستی و میمونی
درکت میکنم سلطان
مراقب خودت باش و خودت رو ناراحت نکن
زندگیم توی ارزوی دوباره داشتن تون شاد کنار هم خلاصه میشه و تا اخرین لحظه ای که جون توی بدنم هست به یاد تو و بچها ام
و سال نو ات مبارک داش لوکی
امیدوارم سال خوبی داشته باشی و موفقیت و آرامش همیشه همراهت باشه
وجودم و زندگیم فدات بهترین
___________________________________
صدایی خفه.
مرز بین یادآوری تکه آجریست که فاصله انداخته؛ فاصلهای که هر صبح در مُشته، مشتی که هر صبح گرفته میشه، تا زمانی که موجب یاداوری بشه آجری که هر لحظهای اضافه میشه و خط فاصله رو طولانی تر میکنه و هر آجر خیال شیرینی است از با هم بودن در حالی که واقعیت تلخی است از نبود.
نامهای برای رفیقم(دایی)..استرنج
داداشم استرنج دلتنگتم
تو برام همیشه اون ادم مهربون و دل پاکی هستی که برای رفاقت صدشو گذاشته
همیشه دوست دارم رفیق و برام عزیزی ممنون که ایگنورم نکردی و بودی
اصلا نمیدونم چرا نشد مثل قبل دور هم باشیم ولی همیشه رفیق های عزیزم هستید
حتی اگه تا ابد طول بکشه یا همینجوری دور باشیم با تمام اتفاق ها باز هم هر صبح رو به فکر شما بیدار میشم و روز رو با یادتون بیدار میشم و هر شب رو با رویای شما میگذرونم و در خواب وجودتون رو حس میکنم .
همه لحظه هارو یادم هست و میمونه
و تو همیشه برام رفیق و دایی عزیزم استرنج میمونی
مراقب خودت باش و هیچوقت ناراحت نباش و اشک نریز.
زندگیم توی ارزوی دوباره داشتن تون شاد کنار هم خلاصه میشه و تا اخرین لحظه ای که جون توی بدنم هست به یاد تو و بچها ام
و سال نو ات مبارک دایی استرنج
امیدوارم سال خوبی داشته باشی و موفقیت و آرامش همیشه همراهت باشه
وجودم و زندگیم فدات بهترین
____________________________________
صدایی خفه.
یادگارِ شیرینِ تلخی همان درمانی ست که درد است بودش چیزی و نبودی چیز دیگریست عیدی این عیدانه همان دلتنگی ست، دلتنگی آن دَمی که حال جایش را بجای وجود شخص به خاطره شخص وانهاده.
درمانست که درد دارد نه دردی که درمان دارد اگرچه توهم شیرین ما را خوش بگذارد توهمی بیش از جذشتگان نیست که فردای تلخ را تلخ تر مینماید.