eitaa logo
𝐏𝐮𝐫𝐠𝐚𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐭𝐞𝐚𝐫𝐬
643 دنبال‌کننده
63 عکس
0 ویدیو
0 فایل
𝑨 𝒉𝒖𝒏𝒅𝒓𝒆𝒅 𝒍𝒆𝒕𝒕𝒆𝒓𝒔 𝒕𝒐 𝒂 𝒉𝒖𝒏𝒅𝒓𝒆𝒅 𝒑𝒍𝒂𝒄𝒆𝒔
مشاهده در ایتا
دانلود
ا﷽ا منم بنده اهل بیت نبی ستاینده خاک پای وصی برین زادم و هم برین بگذرم چنان دان که خاک پای حیدرم نباشد جز از بی پدر دشمنش که یزدان به اتش بسوزد تنش
نامه‌ای به آراد. درود.‌‌خودم میدونم چمه و‌برای چی دیگه دوست نیستیم.‌اما خواستم بگم ممنون که بازم یه مدت‌ تحملم کردی و ..خوشگذشت. امیدوارم دوستای خوبی پیدا کنی و‌زندگی‌شادی داشته باشی‌. و اینکه، ببخشید رو‌مخ بودم و زیاد پیام میدادم شاید فقط میخواستم حالتو بدونم. ولی دیگه رو مخ نمیرم.‌ شاد باشی.. از طرف کسی که رها شد. ____________________________________ صدایی خفه. در بالین سرزمینی سوخته دود هایی از انتظاراتی بالای می‌روند که در نهایت چیزی جز خفگی را به ارمغان نمی‌آورند. هر چند زمان گذر کند و مانند قاصدکی به پرواز درآید؛ قاصدکی که قصد برآورد سازی آرزویی دارد که نمی‌تواند با خود آن را به بلندای آسمان برساند اما در انتهای سفر که زمان خداحافظی فرا می‌رسد آرزو خود را رها می‌کند تا قاصدک راهی آسمان شود. نه برای آنکه قصد با آن بودن را ندارد بلکه برای شادیی که با رفتن آرزو قاصدک بلندی بیشتری در اسمان نصیبش می‌شود زیرا سبک تر شده است و می‌تواند بر روی ابر هایی با غنچه های سفید رقصان بماند؛ پس این پایان آرزوی آرزو بود برای قاصدک تا به پاس قدردانی از آن دقایق با هم بودن شادیی نصیب قاصدک شود.
نامه‌ای به نارا. سردی وجود هر شخصی بیشینه گرمای وجودش است؛ زمستانی که از برف هایی از آتش پیشی می‌گیرند و از تابستانی گرم جلو می‌زنند در حالی که باقی به سرمای وجود، شاد باش تکیه می‌کنند تا از آتش دوزخی که برایشان پیش آمده دور باشند و تنها شخصی از تگرگ های آتشین درون بهره می‌برد که خود آنست. در حالی که لبخند بر گوشه لبان یخ بسته‌اند اما وجود آنقدر سرد شده است که تفاوتی با گرمای سوزناک ندارد و این سرنوشتی است که باقی را به سرمایی که مشکلات را خاموش می‌کنند برساند در حالی که خود بر سرمایی سلطه دارد که می‌داند قوی ترین آتش است که گرما را سوق می‌دهد؛ هشداری که باقی می‌ماند همین است سرمایی که برای باقی نجات است و آن نجات را تامین می‌کند تنها می‌داند که آن سرما فریب است و آن را هدیه می‌دهد و پس از آن آنقدر پیش می‌رود که باقی به سرمای وجود آن زمانی پی می‌برند که خود بخشی از سرما می‌شوند و آنگاه جمعی از سرمازدگان در آتش به سوز می‌روند. برای نازا بدون ز.
هدایت شده از ɴᴀᴠɪs
اگر نامه ای میخواستید برای خودتون یا کسی به این ایدی پیام بدید بگید؛ @S0NGH00N اگرم خواستید میتونید روی این پیام فور شده بزنید و به خودم پیام بدید.
من چرا هر بار یادم میره پیام ناشناس داریم_
عه برای خودم نامه اومد_
ا﷽ا ای در دل من میل و تمنا همه تو وندر سر من مایه‌ی سودا همه تو هرچند بروی کار در می‌نگرم امروز همه تویی و فردا همه تو
نامه‌ای به آبی. به ابی عزیزم:( آبی عزیزم میدونم چقدر ناراحتی برای مشکلاتی که داری میخوام زود تر حالت خوب شه،حس میکردم اگه زندگیت برم همه چی برات آسون تر میشه...ولی برا من سخت تر؛) ولی مهم نیست میخوام خوشحال باشی پیش دوستای جدیدت، میخوام با اون از ته دل بخندی؛)میخوام بدون من به گربه ها غذا بدی ،با اونا بری خرید اونا رو بغل کنی؛(وقتایی که از ته دل میخندی رو خیی دوس دارم لبخندتو ،صدای قشنگتو،چشمای قهوه ایت، موهای ابی قشنگت،ابرو هات، لپ هاتت، ولی تو تا آخرش نینیه من می مونی) (از طرف قرمزت💋) ____________________________________ صدایی خفه. ترکیب رنگ‌ها زمانی برنده می‌شوند که در کنار هم جان می‌گیرند و پدیده‌ای از محبت را پدید می‌آورند؛ زمانی که آبی‌های جهان با قرمز‌های باقی مانده جهانی می‌سازند که از رنگ ها نشاط یافته دولتمندیی به وجود می‌رسد که بر روی مرز های ممنوعه به رقص مینوازد و ارمغان‌هایی را هدیه می‌کند که نتیجه سفرش از رهواره‌ای رنگیست که رنگ‌بندیش نشاط بخش عشقی هست که از جدایی برای مراقبت و شادیش شکل گرفته است و ترکیب رنگیی را که به سقوط ویران کرده است.