eitaa logo
°•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
983 دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
491 ویدیو
55 فایل
•[ بـِـسْمِ رَبِّ الشُّهَدا ]• •{ڪانال شہید محمد ابراهیم همت}• 🌹|وَقتے عِشْق عاقل مےشود،عَقْل عاشق مے شود،آنگاہ شہید مےشوید|🌹 🌷شهید مصطفی چمران🌷 @deltange_hemmat68 @shahidhemmat68 انِتقاد،پیشْنَهاد،پروفایلِ سفارشی
مشاهده در ایتا
دانلود
°•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🌹قسمت بیست وسوم #کرامات_و_معجزات_شهدا 👤زینب اصرار داشت همراه من بیاد دکتر اما بالاخره من راضیش کرد
🌹قسمت بیست وچهار وسطای مسابقه امتیازها طوری بود که من برنده مسابقه بودم اومدم با پا بکوبم به کتف حریف که اون با نامردی با مشت کوبید به چشمم فقط فهمیدم چشمم جایی را نمیبینه... 😔وقتی به هوش اومدم دیدم یه سرم به دستمه و چشمم بسته شده. زینب پیشم بود دکتر وارد اتاق شد. ⚠️دکتر: چه کردی با خودت خانم معروفی مگه نگفتم ضربه مساوی نابینایی -دکتر بهش گفتم به چشمم ضربه نزن اما نامردی کرد +دختر خوب گرد و خاک برات سمه -اما من باید برم جنوب +تو چقدر لجبازی دختر برو بیا کور شدی دست من نیستا 🍃اسممو نوشتم ۱۵ روز دیگه میریم راهیان نور کور بشم به درک من باید برم جنوب... ... ✅تمام اسامی مستعارهست بجز و وتمام روایات می باشد http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
°•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🌹قسمت بیست وچهار #کرامات_و_معجزات_شهدا وسطای مسابقه امتیازها طوری بود که من برنده مسابقه بودم اومد
🌹قسمت بیست وپنج من منتظر رفتن به شلمچه بودم، اونجا محجبه شدم اونجا بهم نماز یاد داد. 😭با هق هق گفتم : کجایی داداش کجایی؟ خواهرت بهت احتیاج داره یهو صدای حاج ابراهیم شنیدم گفت : غصه چی رو میخوری؟ نترس خواهرمن سرمو به عقب برگردوندم واقعا خود حاجی بود اومدم بلند بشم برم سمتش بی هوش شدم. 👌وقتی به هوش اومدم فقط مسئول کاروان کنارم بود مسئول خواهران : حنانه جان خوبی؟ -نه +دکتر اینجا گفت بخاطر چشمت باید بریم اهواز بیمارستان یه ذره که بهتر شدی بگو اطلاع بدم با ماشین بیان دنبالمون 💔من فقط گریه میکردم. بعد از نیم ساعت با همون خانم و دوتا آقا منو بردن یه بیمارستان تو اهواز که مخصوص چشم بود. دکترا چندین بار چشمم معاینه کردند بعد از ۵-۶ ساعت گفتن چشمش صحیح و سالمه. 🍃توراه گریه میکردم منو ببرید شلمچه بالاخره دلشون سوخت رفتیم شلمچه با گریه و زاری صدا میزدم : کجایی فرمانده کجایی حاج ابراهیم همت 🔸دوباره بی هوش شدم، خبر شفا گرفتنم از حاج ابراهیم همت مثل بمب ترکید 👌حنانه حاج ابراهیم همت را دیده بود 🌹اصلا فکر کنم بازگشت من از راه پرگناه بزرگترین ، شهید زنده است که منو از خواب غفلت بلندم میکنه. سفرمون تموم شد اما با خودم عهد کردم برگشتم تهران حتما درمورد حاجی تحقیق کنم... ... http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
👈زمانی ڪه بمیرم...😢 🔹تلگرامم آفلاین خواهد شد😔 🔹فیس بوڪم آفلاین خواهم شد😔 🔹وایبرم آفلاین خواهم شد😔 🔹واتس آپم آفلاین خواهم شد😢 🔹اسڪایپم آفلاین خواهم شد😔 🔹شماره ام خاموش خواهد شد، 😔 👈🏻دیگر روی پست ها ڪامنت نخواهم گذاشت، یا حتی دیگه پیامی هم از طرف دوستان و خانواده دریافت نخواهم ڪرد..💯😱 پس وقتی ڪه رفتم(مُـردم) چه چیزی با من خواهد ماند؟🤔😥 👈🏻قرآنیڪه خوانده ام آنلاین خواهد بود...👌 👈🏻پنج وقت نمازی ڪه خواندم آنلاین خواهد بود..👌 👈🏻زڪاتی ڪه دادم آنلاین خواهد بود...👌 👈🏻اعمال صالحم آنلاین خواهد بود..👌 👈🏻روزه هایم آنلاین خواهد بود..👌 همه ڪارهایی ڪه برای الله انجام داده ام با من در قبر آنلاین خواهند بود..👌 ☝🏻چرا الله را راضی نڪنیم و خوشبختی و تفریح و شادی و لذت ابدی را بدست نیاوریم؟😢 👌یادت باشه، هر ڪس طعم مرگ را خواهد چشید..ڪل نفس ذائقه الموت🌺 #پند http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
زندگینامه شهیدحاج محمد ابراهیم همت دوران کودکی 🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘ قسمت1⃣ 🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘ به روز 12 فروردين سال 1334 هـ.ش در شهرضا در خانواده مستضعف و متدين بدنيا آمد. او در رحم مادر بود که پدر و مادرش عازم کربلاي معلي و زيارت قبر سالار شهيدان و ديگر شهداي آن ديار شدند و مادر با تنفس شميم روحبخش کربلا، عطر عاشورايي را به اين امانت الهي دميد. 🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘ محمد ابراهيم در سايه محبت هاي پدر و مادر پاکدامن، وارسته و مهربانش دوران کودکي را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد. در دوران تحصيلش از هوش استعداد فوق العاده اي برخوردار بود و با موفقيت تمام دوران دبستان و دبيرستان را پشت سر گذاشت. ☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹 ادامه این داستان فردا درکانال تخصصی شهیدهمت http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
❤️ماجرای خواندنی شهیدی که امام زمان(عج) او را کفن کرد💔👇 🍃یکی از شهدا همیشه ذکرش این بود: یابن الزهرا گشته ام از فراق تو شیدا💔 یا بیا یک نگاهی به من کن😔 یا به دستت مرا در کفن کن😭 از بس این شهید به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف علاقه داشت❤️ 🍃بعد به دوست روحانی خود وصیت کرد🍃: اگر من شهید شدم، دوست دارم در مجلس ختم من تو سخنرانی کنی☝️ آن روحانی می گوید: من از مشهد که برگشتم، عکس ایشون رو دیدم که شهید شده بود🕊 🍃رفتم پیش پدرش و گفتم: این شهید چنین وصیتی کرده است، طبق وصیتش باید توی مجلس ختم او سخنرانی کنم؟🎤 رفتم منبر و بعد از ذکر خصوصیات شهید و عشقش به امام زمان عج، گفتم: ذکر همیشگی این شهید در جبهه ها خطاب به مولایش امام زمان عج این بوده است:💔 یا بن الزهرا گشته ام از فراق تو شیدا یا بیا یک نگاهی به من کن یا به دستت مرا در کفن کن💔 🍃تا این مطلب را گفتم، یک نفر از میان مجلس بلند شد و گفت: من غسال هستم، دیشب (به من گفتند یکی از شهدا فردا باید تشییع شود، و چون پشت جبهه شهید شده است باید او را غسل دهی) 🍃وقتی که می‌خواستم این شهید را کفن کنم، دیدم درب غسالخانه باز شد و شخص بزرگواری به داخل آمد و گفت:😔 بروید بیرون، من خودم باید این شهید را کفن کنم🍂. من رفتم بیرون و وقتی برگشتم بوی عطر در فضا پیچیده بود. شهید هم کفن شده و آماده ی تشییع بود💔 📚منبع: کتاب روایت مقدس صفحه 100 به نقل از نگارنده کتاب میر مهر(حجه الاسلام سید مسعود پورآقایی) صفحه۱۱۷ 🍃🌹🍃🌹 http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
🔻زندگی بر اساسِ حرفِ مردم🔻 📛 مشکلِ ما از اونجایی شروع شد که:👇 تو انجام هر کاری... 👈 به جای اینکه بگیم خدا چی میگه؟ 👈 گفتیم مردم چی میگن؟🤔 ✅ تو انتخاب لباس ✅ تو انتخاب ماشین ✅ تو انتخاب خونه ✅ تو مهمونی‌های عادی ✅ تو مراسم عزا ✅ تو مراسم عروسی ✅ حتّی تو انتخاب همسر ✅ و... 👈 نصف عمرمون، درصددِ برآوردنِ رضایت مردم گذشت‼️😔 😟 اما چه فایده... هر کاری کردیم، پشت سرمون حرف زدن‼️😳 هر شکلی شدیم، پشت سرمون حرف زدن‼️😳 ❗️❗️ جالب اینجاست، که بعضی‌ها انقدری که از مردم و حرف مردم می‌ترسند، از خدا نمی‌ترسند:↶ 🕋 فَرِیقٌ مِّنْهُمْ یَخْشَوْنَ النَّاسَ کَخَشْیَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْیَةً. (نساء/۷۷) 💢 بعضی‌ها هستند که از مردم می‌ترسند، همانطور که از خدا می‌ترسند، بلکه بیشتر! بعد خداوند می‌فرماید:↶ 🕋 فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ. (مائده/۴۴) 💢 از مردم نترسید، از من بترسید! 👂 ولی کیه که گوش بده.❌ دوباره خدا می‌فرماید:↶ 🕋 فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِی. (بقره/۱۴۹) 💢 از اونها نترسید، از من بترسید. 👂 ولی باز کیه که گوش بده.❌ و بعد می‌فرماید:↶ 🕋 تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ. (احزاب/۳۷) 💢 از مردم و حرفشون مي‌ترسيدى، در حالیکه خداوند سزاوارتر است که از مخالفتِ امرِ او بترسى. 😱 واااای بر ما... 👥 مردمی که عمری نگران حرفاشون بودیم، 👈 اون دنیا یه لحظه‌ هم نگران ما نیستد.. 👈 پس بذار مردم هر چی میخوان بگن.. ☝️ خدا باید تو رو قضاوت کنه، و خدا هم، پرونده‌ای رو که مردم می‌نویسند، نمی‌خونه..😊 👈 پس نگران حرف مردم نباش، و رضایت خدا رو به دست بیار. http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
1_135607413.mp3
1.48M
دستورآیت الله بهجت ره برای بیدار شدن نمازشب👌 به امید روزی که اسامی همگی ما را جزء نمازشب خوانها بنویسن😌 کسانی که نمازشب می خونند برای ظهور آقا امام زمان(عج)دعاکنند😔 التماس دعای فرج و شهادت👌 خیلی قشنگه👌👌 حتما گوش کنید http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
امروز دوشنبه چهارم آذر☺️ روز چهارم چلہ ے حدیــــث ڪـــساء👌 🌹🌺🥀🌹🌺🥀🌹🌺🥀🌹🌺🥀 🌺به نیت فرج آقا امام زمان(عج) و سلامتے امام زمان(عج)🌺 و هدیه به روح سردار خیبر 🌹شهید حاج محمد ابراهیم همت🌹 و به نیابت از همه ے 🌺شــــهداے مدافـــع حـــرم🌺 🌺و شـهداے دفـــاع مقـــدس🌺 و به نیت حاجات عزیزان زیر مے باشد👌 🌹🥀🌺🌸🌼🌻🌹🥀🌺🌸🌼🌻 روز چهارم ازهرگروه به نیابت حاجات افراد زیر است👌 گروه اول:گروه سردار خیبر حاج محمد ابراهیم همت ۱.خانم گمنام 🌹🥀🌺🌸🌼🌹🥀🌺🌼🌺🥀🌸 گروه دوم:گروه سردار شهید حاج حسین خرازے ۱.خانم غریب 🌹🥀🌺🌸🌹🥀🌺🌸🌹🥀🌺🌸 گروه سوم:گروه شهید ابراهیم هادی ۱.خانم محمودے 🌺🥀🌹🌺🥀🌹🌺🥀🌹🌺🥀🌹 🔈بزرگواران توجه داشته باشن هرکدوم ازافراد توهرگروهی هستند باید حدیث کسای امروز رو به نیت حاجات هم گروهی خود بخونن هرکسی خوند به پی وی زیر همراه باکد و نام گروه ارسال کنند @deltange_hemmat68 مانند زیر کد ۴گروه شهید همت✅ نشون دهنده این هست حدیث کسا در گروه خودم به نیابت خانم یاآقای فلانی در روز اول تلاوت شد👌👌 همه افراد حتما قرائت کنند و اعلام کنند👌 حاجت رواشید🙏 یازهرا(س)✋ ان شاالله همه ی افراد گروه حاجت رواشند👌 التماس دعا👌 یازهرا(س) http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
°•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
زندگینامه شهیدحاج محمد ابراهیم همت دوران کودکی 🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘ قسمت1⃣ 🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘ به روز 12 فروردين
زندگـــــینامه شهید حاج محمدابراهیم همــــــــــت دوران کودکی 🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘ قسمت 2⃣ 🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘ هنگام فراغت از تحصيل به ويژه در تعطيلات تابستاني با کار و تلاش فراوان مخارج شخصي خود را براي تحصيل بدست مي آورد و از اين راه به خانواده زحمتکش خود کمک قابل توجهي مي کرد. 🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘ او با شور و نشاط و مهر و محبت و صميميتي که داشت به محيط گرم خانواده صفا و صميميت ديگري مي بخشيد. ☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹 پدرش از دوران کودکي او چنين مي گويد: «هنگامي که خسته از کار روزانه به خانه برمي گشتم، مي ديدم فرزندم تمامي خستگي ها و مرارت ها را از وجودم پاک مي کرد و اگر شبي او را نمي ديديم برايم بسيار تلخ و ناگوار بود.» 🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘ اشتياق محمد ابراهيم به قرآن و فراگيري آن باعث مي شد از مادرش با اصرار بخواهد که به او قرآن ياد بدهد و او را در حفظ سوره ها کمک کند. 🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘ اين علاقه تا حدي بود که از آغاز رفتن به دبيرستان توانست قرائت کتاب آسماني قرآن را کاملا فرا گيرد و برخي از سوره هاي کوچک را نيز حفظ کند. 🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘🌹☘ ادامه این داستان فردا درکانال تخصصی شهیدهمت 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
°•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
#شهیدهمت به روایت همسرش4 #قسمت_هشتاد ویکم یکبار گوشت مان تمام شد. بچه ی دوم توی راه بود و مهدی هم ب
به روایت همسرش4 همیشه می گفت کسانی هستند که شرایط شان خیلی بدتر از ماست.اگر هم چیزی هست،امکانات یا هرچی،حق آنهاست نه من.😞همیشه به گوشم می خواند که مطمئن باش زندگی ما از همه بهترست.می گفت آنقدر که من می آیم به تو سر می زنم بقیه نمی توانند بروند زن و بچه هاشان را ببینند.🍃می گفت ما کسانی را داریم که الآن ده یازده ماه ست خانواده‌هاشان را ندیده اند.🙁مقید بود به من یاد بدهد همیشه لباس ارزان قیمت بپوشم.میگفتم چرا؟می دانستم او فرمانده لشکرست و فرمانده های تیپ و گردان و گروهان چشمشان به اوست و خانواده اش،که چه می پوشند،چه می خورند،چه می گویند.🙂می گفت زن من باید توی همه شان الگو باشد.مواظب باش لباسی نپوشی که از بدترین لباس اینجا بهتر باشد.خیلی از خانه‌های آن جا فرش داشتند ما نداشتیم.تلویزیون📺 داشتند ما نداشتیم.وسایل رفاهی داشتند ما نداشتیم.ما فقط یک روفرشی داشتیم،که روش می نشستیم،که همین الآن هم انداخته امش توی آشپزخانه تا یادم نرود چه روزگاری به من و بچه هام گذشت.🍁 همیشه بم می گفت دوست ندارم زنم با بی دردها رفت وآمد کند.می گفت اگر می خواهی ازت راضی باشم سعی کن با آن هایی نشست و برخاست کنی که مشکل دارند.حتی مرا مأمور کرده بود یواشکی بروم اختلاف بین دوست هاش و خانم هاشان را بفهمم یا حل کنم یا به او بگویم برود حلشان کند.یک موردی پیش آمد که من نتوانستم از پسش بربیایم.از همین اختلاف های جزیی زن و شوهرها.رفتم به گفتم.بغض کرد😢 گفت بش بگو دو سه ماه تحمل کند.فقط دو سه ماه.بعد بعدی نبود.چون او توی عملیات خیبر شهید شد.💔😔 @hemmat_channel
°•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🌹قسمت بیست وپنج #کرامات_و_معجزات_شهدا من منتظر رفتن به شلمچه بودم، اونجا محجبه شدم اونجا #حاج_ابرا
🌹قسمت بیست وشش ❤️دلم میخواست در مورد مردی که کلا زندگیمو عوض کرده بدونم. تو گوگل در موردش سرچ کردم... زندگی نامه "به روز 12 فروردین 1334 ه.ش در شهرضا در خانواده ای مستضعف و متدین بدنیا آمد. او در رحم مادر بود كه پدر و مادرش عازم كربلای معلّی و زیارت قبر سالارشهیدان و دیگر شهدای آن دیار شدند و مادر با تنفس شمیم روح بخش كربلا، عطر عاشورایی را به این امانت الهی دمید. 🍃🌹محمد ابراهیم در سایه محبتهای پدر و مادر پاكدامن، وارسته و مهربانش دوران كودكی را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد. در دوران تحصیلش از هوش واستعداد فوق العاده ای برخوردار بود و با موفقیت تمام دوران دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشت. 🍃هنگام فراغت از تحصیل بویژه در تعطیلات تابستانی با كار وتلاش فراوان مخارج شخصی خود را برای تحصیل بدست می آورد و از این راه به خانواده زحمتكش خود كمك قابل توجه ای میكرد. 😊او با شور ونشاط و مهر و محبت و صمیمیتی كه داشت به محیط گرم خانواده صفا و صمیمیت دیگری میبخشید. پدرش از دوران كودكی او چنین میگوید: «هنگامی كه خسته از كار روزانه به خانه برمیگشتم، دیدن فرزندم تمامی خستگیها و مرارتها را از وجودم پاك میكرد و اگر شبی او را نمیدیدم برایم بسیار تلخ و ناگوار بود.» 👌اشتیاق محمد ابراهیم به و فراگیری آن باعث میشد كه از مادرش با اصرار بخواهد كه به او قرآن یاد بدهد و او را در حفظ سوره ها كمك كند. 💘این علاقه تا حدی بود كه از آغاز رفتن به دبیرستان توانست قرائت كتاب آسمانی قرآن را كاملاً فرا گیرد و برخی از سوره های كوچك را نیز حفظ كند..." ... ✅تمام روایات هست و اسامی بجز و مستعار میباشد http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f