این تورنمنت تهیه یک پازل که به مدت ده ساعت بود بالاخره تموم شد و فقط خود موکب مونده.
حس میکنم اینکه یهو گفتن این تعداده پازل همش بخاطر حرف دیشبمه و یکی به برادران رسونده😂وگرنه هیچ ایده دیگه ای به ذهنم نمیرسه.
حالا که یک وقت استراحت کوتاه پیدا کردیم و منم آنچنان قصد ندارم دراز کش بشم(چون موتور شترم خاموش میشه😔) بیایید براتون بگم که کی بود میگفت من از ریسک خوشم نمیاد؟ داداش من خود ریسکم
وگرنه هیچ دلیل دیگه ای نداره صوت کتاب ناتوان دقیقا بخش کای و با اون صدای داغون صداپیشه هاش رو جلوی مسئول خواهران اتحادیه پلی کنم🦥😂
آسایشگاه روانی 🪖
واقعاً دارم با آخرین توانایی های روح و با دوپامین های لحظه ای انرژی روزانه و هفتگی مو نگه میدارم تا
و پایان این تورنمنت غدیری با بازگشت به خانه و چشمانی سرخ ✨
امروز با زهرا داشتیم حرف میزدیم یهو گفت چقدر زندگیت شبیه فیلم های صدا و سیماست🎀😂
و خلاصه داشتم فکر میکردم اگر یک فیلم یا کتاب از زندگیم ساخته می شد اسمش چی بود؟ مهی و رازهای مگو؟ هیس مهدیه ها حرف نمی زنند؟ مهدیه و راه های نرفته؟ ابد و یک روز مشکل؟ مهدیه(به سبک کیمیا😂)؟
و اینگونه شد به نتیجه نرسیدم. اومدم کمک بگیرم.
بیایید بگید اگر از زندگیتون میخواستن فیلم یا کتاب درست کنند اسمش رو چی میذاشتن/ میذاشتید؟