هدایت شده از ســادات:))💚
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_ولی من باور ندارم به کسی نه بگویی...❤️🩹
تکه پازل گم شده🤏🏻🔖
پارت ششم
مریم گفت:
اتفاقا چندبار دیده بودمشون👀
یه بار دوستم برای برنامه ای که ایشون مسئولش بود،دیر رسید سر قرار.
اولش خیلی تند و خشک بهم تذکر دادن ولی بعد اومدن و گفتن:بچه ها ناراحت که نشدین؟ببخشید وظیفه ام بود که نظم رو برقرار کنم🙏🏻✨
خلاصه که همونجا از دلمون در آوردن🙃❤️
تو دلم گفتم:چقدر مهربون و دوست داشتنی🥰
چقدر آشنا،چقدر شبیه...
اینکه این دختر شهید کی بوده برام مثل حل کردن یه تیکه از پازل بود🧩🩰
+میشه عکسشون رو ببینم؟
یه عکس کوچیک گذاشتن کف دستم🧕🏻✋🏻
یه دفعه جا خوردم😶
+اینکه همون خادمه ستتتتت😐
یه شب اینجا دیدمشونننن😬
با پریسا اومده بودیم و حرف میزدیم که یه خادم اومد و با لحن بد خواست مارو ساکت کنه و ما رو لجش بیشتر حرف زدیم و ایشون اومدن و با لحن خوب مارو ساکت کردنننن👀🗣
مریم داشت به عکس نگاه میکرد و میگفت:چه ظاهر بی ریا و بی شیله پیله ای هم داشتن😌
خواهرش گفت:
خیلی ساده زندگی میکرد.اهل ولخرجی های الکی نبود که خرج ظارهش کنه..
هنرش همین بود که با این وجودم خوش تیپ بمونه🧕🏻
هدایت شده از •{بَرآیِمَنِبیطُ}•
درودایتاییون☕️.
تقدیمیداریمخفنننشومالطفمیکنی
[بَرآیِمَنِبیطُ][افکار]
عضومیشیاینوداخلچنلتفورمیدیمنم
مشتیازتحمایتمیکنم🦦.