چشمهایش آبی بود... جوری که هر بار نگاهش میکردم، وجودم را آبی میکرد!
همون لحظهای که نگاهم به نگاهش افتاد، جهان برای چند ثانیه دست از کار کشید.
چشمهایش مثل دریا نبود؛ چشمهایش امواج دریا بود.
جزر و مد نگاهش عمیق بود! اونقدر عمیق که آدم یادش میرفت نفس بکشد.
آبی یعنی وقتی کنارش مینشستم،
جهان کمصدا میشد،
خاطرم آسوده میشد،
و دلم....
آبی همون لحظهای بود که دستهایمان توی هم قفل میشد و سکوتی بین ما جاری؛
همون سکوتی که داخلش هزاران دوستت دارم پنهان بود.
گاهی فکر میکنم آسمان آبیست تا یادم نرود چشمهایش یک جایی توی این دنیا، برای من…
آرامش رو شبیه عشق کرده است🦋.
ღBlueGirl
Shervin HajipourShervin Hajipour - Bade Ma.mp3
زمان:
حجم:
6M
"0:47"
بعد ما بارون میباره عطر آزادی..
پر میشه این خونه از رقص و گل و شادی..
یه روز ازم میپرسی کدوم مهمتره؟ زندگی خودت یا زندگی من؟ و من میگم زندگی خودم و... تو میری، بدون اینکه بفهمی زندگی من تو بودی!
Shervin Hajiaghapour | موزیکدلShervin Hajiaghapour - Bimeye Omr (320).mp3
زمان:
حجم:
8.3M
"1:26"
نری بپره از سرت فکر خونه،
نری عطرت تو اتاقم جا بمونه،
نری خاطراتم با تو آرزوشه،
نری رنگ موهات بشه قلب و روحت...
هدایت شده از ࣪˖ .𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜 𝒯𝑤𝑒𝑒𝑡𝄒 ࣪✭
«یه وقتایی حس میکنم از دور دارم خودمو نگاه میکنم … انگار یکی دیگه جایِ من راه میره و من فقط تماشاچیام.»
فامینور - لامینور - سی مینور - دودیزماژور - لاماژور
𝘓𝘢𝘣𝘺𝘳𝘪𝘯𝘵𝘩
«یه وقتایی حس میکنم از دور دارم خودمو نگاه میکنم … انگار یکی دیگه جایِ من راه میره و من فقط تماشاچی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا