eitaa logo
𝘓𝘢𝘣𝘺𝘳𝘪𝘯𝘵𝘩
140 دنبال‌کننده
211 عکس
44 ویدیو
2 فایل
برای آخرین بار، تو را خدانگهدار؛ که میروم به سوی سرنوشت..!
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اگر دردی داری برو برای دریا تعریف کن برای گربه‌ها ابرها برای گلدان‌های کنار پنجره درد را مگر می‌شود با انسان‌ها در میان گذاشت؟..
ای عشق نخستین و پاکم ، ای که برای اولین بار قلبم را به تپش واداشتی ، این آخرین کلماتم را با تمام وجودم برایت می‌نویسم به امید آنکه به دستت برسد . هر نگاهت، هر لبخندت، حتی سکوتت، برای من نوری بود که در تاریکی روزهای سردم می‌درخشید و قلب یخی‌ام را ذوب میکرد.اما من هیچ‌گاه نتوانستم این نور و گرما را به زبان بیاورم. همه‌ی حرف‌هایم، همه‌ی ترس‌ها و عاشقی‌هایم، در دل مانده‌اند و اکنون سنگینی‌شان را روی شانه‌هایم حس می‌کنم. چقدر دلم می‌خواست تو را ببینم ، چقدر می‌خواستم دستت را بگیرم و بگویم که تو برایم یعنی همه‌ی جهان، اما هر بار تعلل، فاصله‌ای بیشتر بین ما ساخت. اکنون می‌دانم که هر کلمه‌ای که نگفتم، زخمی بود بر دل خودم، زخمی که چرکین شد و دردناک تو رفتی، یا شاید مسیرهای سرنوشت ما را جدا کرد، اما هر لحظه‌ی زندگی‌ام هنوز پر از توست. عشقم به تو مثل اولین برف زمستان، پاک و سرد و تازه است، و ردپای آن تا ابد بر قلبم باقی خواهد ماند. گاهی دلم می‌خواهد فریاد بزنم، حتی اگر کسی نشنود، حتی اگر هیچ‌کس باور نکند که چقدر دوستت داشتم. این نامه، تنها راه من برای رهایی از بار غم و عشق است، تنها وسیله‌ای که می‌توانم تو را دوباره در آغوش بگیرم، حتی اگر فقط در خیال و خاطره باشد. اگر این آخرین کلمات من باشند، بدان که عشقی که تو بر قلب من گذاشتی، هیچ‌گاه نمی‌میرد. تو همیشه با من خواهی بود، در هر لبخند، هر نگاه و هر سکوتی که از زندگی‌ام عبور می‌کند. حتی اگر هیچ‌گاه نشنوی، حتی اگر هیچ‌گاه ندانی، من عاشقت هستم، تا آخرین نفس، تا آخرین لحظه‌ی زندگی‌ام..
گل‌ها را بریدند؛ اما نتوانستند آمدن بهار را متوقف کنند🌻!
"باز باران با ترانه، می‌خورد بر بامِ خانه خانه‌ام کو؟ خانه‌ات کو؟ آن دلِ دیوانه‌ات‌ کو؟ یادت آید روزِ باران، گردشِ یک روزِ دیرین پس چه شد؟ دیگر کجا رفت خاطراتِ خوب و شیرین"
وقتی به دستش اوردی یادت نره چقدر میخواستیش!