یه سریالی دارم میبینم یه دیالوگی توش بود که میگفت:
فکر میکردم گذر زمان میتونه خاطرههامون رو کمرنگ کنه اما....
آره دوست عزیز منم همین فکرو میکردم اما نه تنها کمرنگ نشد بلکه به واضحی همون روزی که اتفاق افتاده هنوزم میتونی تو سرم پیداشون کنی:)
Sometimes a heartbreak drags on for so long that you're actually embarrassed to tell anyone you're still sad about it.
چشمهایش آبی بود... جوری که هر بار نگاهش میکردم، وجودم را آبی میکرد!
همون لحظهای که نگاهم به نگاهش افتاد، جهان برای چند ثانیه دست از کار کشید.
چشمهایش مثل دریا نبود؛ چشمهایش امواج دریا بود.
جزر و مد نگاهش عمیق بود! اونقدر عمیق که آدم یادش میرفت نفس بکشد.
آبی یعنی وقتی کنارش مینشستم،
جهان کمصدا میشد،
خاطرم آسوده میشد،
و دلم....
آبی همون لحظهای بود که دستهایمان توی هم قفل میشد و سکوتی بین ما جاری؛
همون سکوتی که داخلش هزاران دوستت دارم پنهان بود.
گاهی فکر میکنم آسمان آبیست تا یادم نرود چشمهایش یک جایی توی این دنیا، برای من…
آرامش رو شبیه عشق کرده است🦋.
ღBlueGirl
Shervin HajipourShervin Hajipour - Bade Ma.mp3
زمان:
حجم:
6M
"0:47"
بعد ما بارون میباره عطر آزادی..
پر میشه این خونه از رقص و گل و شادی..
یه روز ازم میپرسی کدوم مهمتره؟ زندگی خودت یا زندگی من؟ و من میگم زندگی خودم و... تو میری، بدون اینکه بفهمی زندگی من تو بودی!