eitaa logo
حِرفِه‌ی هُنَر/ زهرا ملک‌ثابت
482 دنبال‌کننده
2هزار عکس
158 ویدیو
97 فایل
کانال عمومی حرفه‌ی هنر راه ارتباطی: @zisabet زهرا ملک‌ثابت نویسنده داستان و ادبیات دراماتیک کتاب‌ها: قهوه یزدی دعوت‌نامه ویژه فیلم کوتاه: کاغذ، باد، بازی دبیر استانی جشنواره‌های هنری مدرسه عاشق هنر
مشاهده در ایتا
دانلود
🦋 سرخ 🖋 زهره باغستانی میبدی  انارهای قرمز میان سفره می‌درخشند. سایه‌ی شمع روی برش‌های هندوانه افتاده. - کاشکی رفته بودیم خونه‌ی مامانم اینا، شب یلدایی همه اون جا جمعن! - که چی بشه؟! باز سگ‌توله‌های فامیلت رو به رخم بکشی؟! مرد با لگد انارهای سفره را پخش می‌کند. برگه‌های دیوان حافظ را جر می‌دهد. زن جیغ می‌کشد. _ نکن روانی...!  مرد خم شده، برش هندوانه‌ها را چنگ می‌زند و روبروی صورت زن فشارمی دهد. آب‌هندوانه روی لباس سفید زن می‌چکد. زن خودش را عقب می‌کشد. _نقشه‌ات نگرفت امشب...آره؟! - م.. من.. کجا.. خ.. خواستم چیزی رو به رُ.. رخت بکشم؟! اشک از چشم‌های زن می‌چکد. - خفه شو... کثافت! هر روز عقیم بودنم رو چماق می کنی تو سرم. سی‌ساله...! خستم کردی. زن هق می‌زند. - باشه…باشه! لال میشم. کاش خدا عمرم رو کوتاه کنه، از این زندگی نکبت راحت بشم! مرد حالا نزدیک کمد ایستاده. نگاهی به قیافه‌اش توی آینه می‌کند. تمام سفیدی چشم هایش، مثل دانه‌ها انار سرخ و ابروهایش به هم گره‌خورده. کشوی کمد را می‌کشد. از زیر خرت‌وپرت‌ها چیزی را بیرون می‌آورد. گوشه ی سبیل زرد شده از دود سیگارش را می جود. دستش را به سمت زن دراز می‌کند. _بنگ بنگ مرد نگاهش روی صورت زن است، پوزخند زنان، دود اسلحه را فوت می‌کند. _کوتاهش کردم. دیدی... دیدی؟ شب یلدایی آرزوی خوبی بود. هه... هه... مرد تلو تلو می‌خورد.  _اَه امید مادر... این چه فیلم مزخرفیه شب چله‌ای..! بزن یه شبکه ی دیگه!   🦋🦋🦋 گروه ادبی حرفه‌داستان @herfeyedastan 🦋🦋🦋
جلسه نگارش و ویرایش با ارائه و تدریس خانم "طاهره علم‌چی" از اعضای گروه ادبی حرفه‌داستان و بامشارکت بانوان حرفه‌داستان برگزارشد.😊 ۱۴۰۲ / ۹ / ۲۸ 🌹🌹🌹🌹 گروه ادبی حرفه‌ی‌داستان @herfeyedastan 🌹🌹🌹🌹
حسن کچل با کله‌ی تاس، شکم گنده و چشم‌های فندقی‌اش کاسه به دست، دوان دوان فارغ از غم مادر می دوید. خانه را دود گرفته، عدسی روی گاز به غلط کردن افتاده بود و نفس‌های آخرش را می کشید، اما ننه حسن یادش رفته که چیزی روی گاز دارد به سرعت به دنبال حسن کچل می‌دوید. خاله اقدس همسایه تا ماجرا را دید، پرید توی حیاط بی‌بی، رفت سمت آشپزخانه وعدسی روی گاز را خاموش کرد. همان‌طور که داشت از در هال بیرون می آمد چشم‌‌اش به گل‌های شمعدانی کنار حوض افتاد. _به به! چه کرده بی‌بی !؟حیف که دچاره این بچه شده دیگر رمقی برایش باقی نمانده بود با کمری چون کمان با آه وناله پشت سر حسن می‌دوید. _آی جووونی کجایی که یادت بخیر! آخه من پیرزن چقده جون دارم که هر ساعت چی درست کنم؟ نمی‌دونم چرا این بچه سیر نمی‌شه؟ وایسا بینم مگه گیرت نیارم. حسن، آش به دست، یک دستش به کاسه و دست دیگر به شلوارش که نیفتد. حواسش به چاله جلوی پایش نبود. به زمین افتادن همان وفرو رفتن صورت گرد و تپلش در آش ریخته شده همان. همه اهالی کوچه شروع کردن به خندیدن. خاله اقدس به سمت ننه حسن رفت و دستش را گرفت و گفت: «بی‌بی والا برات بده تو این سن دویدن، ولش کن بزار بخوره.» _ننه چی چی بخوره کُمش از سرش زده بالاتر. برا خودش می‌گم. من گور سیاه. من که آفتاب لب بومم. بچه‌ها حسن را بلند کردند و صورتش را شستند. چند نفر از بزرگای کوچه جمع شدند و از حسن قول گرفتند که بیشتر از سه وعده دیگر نخورد، اما چه شود آن وعده، خدا می‌داند. ✍ ثریا کریمی 💫💫💫 گروه ادبی حرفه‌داستان @herfeyedastan 💫💫💫
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
حِرفِه‌ی هُنَر/ زهرا ملک‌ثابت
#داستان_طنز حسن کچل با کله‌ی تاس، شکم گنده و چشم‌های فندقی‌اش کاسه به دست، دوان دوان فارغ از غم ماد
📕 نقد داستان _ 🖋 منتقد: استاد زهرا ملک‌ثابت سلام به خانم ثریا کریمی نازنین از شیراز 🥰 این داستان، طنز موقعیت است. خوب است که سریع وارد داستان می‌شویم و حسن کچل شیرین‌کاری می‌کند. حسن کچل، شخصیت طنز ایرانی‌است اما کلمه "با کله‌ی تاس" در جمله اول، زائد است. داستان، نام ندارد. در مورد نام‌گذاری داستان مطالبی در حرفه‌ی‌داستان گذاشته‌ایم. متاسفانه طنز موقعیت گسترش پیدا نمی‌کند. شما شخصیت‌های داستانی‌تان را به‌قدر کافی درک نکردید. چه می‌شد اگر خاله اقدس، باردار باشد و زمانی که سر دیگ می‌رسد همه غذا را بخورد؟ یا چه می‌شود خاله اقدس سر نرسد و دیگ بسوزد؟ چه می‌شد بوی سوختگی بلند شود و خانه بسوزد ولی ننه‌حسن همچنان به فکر تلافی باشد؟ 😉 گاهی اینقدر کاراکترهای طنز درگیر یک ماجرای جزئی و بیخودی می‌شوند که متوجه مسائل مهم و بزرگی که دراطرافشان اتفاق می‌اُفتد، نمی‌شوند. مثالش را در یکی از قسمت‌های "لورل و هاردی" داریم. لورل و هاردی در نقش مغازه‌دار به‌قدری درصدد تلافی و وارد کردن خسارت به مغازه بغلی هستند که سرقت اجناس مغازه‌شان توسط یک دزد چندان برایشان مهم نیست😄 "دیگر رمقی برایش نمانده ..." چه‌کسی برایش رمقی نمانده؟ منظورتان را مشخص کنید. شخصیت‌های داستانی‌تان را با دل و جان بپذیرید. این جمله یعنی چه؟ اگر حسن کچل، شخصیت شکمویی است آیا صبر می‌کند تا به‌جای امنی برسد و بعد آش را بخورد؟ حالا صحنه‌ای را تصور کنید که در حین فرار آش را هم می‌خورد.🍵 صحنه دوم بامزه‌تر است ✅️ چه می‌شود اگر وقتی که حسن کچل با کله در ظرف آش می‌رود کسی صورت او را نشوید. صحنه‌ای را تصور کنید که نخود و لوبیا به صورت و کله کچل او چسبیده. این صحنه بامزه‌تر است ✅️ در فیلم "عصر جدید" به کارگردانی چارلی‌چاپلین را ببینید. شخصیت اصلی میان چرخدنده‌های ماشین صنعتی گرفتار می‌‌شود.😏 فیلم احمق و احمق‌تر را تماشا کنید. این فیلم به کارگردانی برادران فارلی، یک کمدی اسلپ‌استیک ( بزن و بکوب) است‌. 🤕😄 کمدی بزن‌بکوب یا اسلپ‌استیک (Slapstick) گونه‌ای کمدی است که در آن تحرک بدنی نقش اول را بازی می‌کند. اسلپ‌استیک پر از صحنه‌های حرکت و جنجال و زدوخورد و سروصدا و مسخره‌بازی است. در آن گونه از کمدی از برخوردهای عجیب‌وغریب و شوخی‌های فیزیکی به شکلی مبالغه‌آمیز استفاده می‌شود. نکته آخر: در پایان نصحیت و موعظه آوردید. اما نصیحت و موعظه در پایان حکایات می‌آید. داستان معاصر، روش خودش را دارد که در پایان آن نصیحت و موعظه نمی‌آورند. منابع این نقد: ۱.کتاب فنون نگارش طنز در ادبیات نمایشی/ فرزین پورمحبی‌ ۲. ویکی پدیا 🖋📕🖋📕🖋📕 حرفه‌ی‌داستان، نامی معتبر در عرصه ادبیات دراماتیک @herfeyedastan 🖋📕🖋📕🖋📕
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سید سعید هاشمی: نویسنده کتاب‌های کودک و نوجوان، سردبیر مجله سلام بچه‌ها، ۳۰ سال عضو تحریریه مجله از سال۷۲ پوپک ملا محمدی وسر دبیر سنجاقک علی بابا‌جانی. اهداف جشنواره معرفی کتابهای خوب به خانواده ها. چهاردهمین جشنواره تجربه نگارهای رمان نوجوان استاد هاشمی: طنز نویس ونوجوان نویس خلاصه‌نویسی: ثریا کریمی تعریف رمان دینی: رمانی که مضمون اصلی و آشکار، مضمون دینی هست. نمونه بارز :داستان راستان شهید مطهری رمان دینی قبلا جنبه هنری نداشت؛ اما الان با رمان نویسی جذب مخاطب صورت گرفته است. شروع رمان دینی: نکات زیر رعایت شود: _تمام زمینه‌ها را بسنجیم _آیا اون اطلاعاتی که در زمینه سوژه ما هست کفایت اصلی را برای رمان شدن دارد یا خیر؟ ۱ می‌توانیم تمام نگرش‌های دینی حضرت مریم یا بلال حبشی رو بیاریم اطلاعات کافی رو داریم، خیر. آیا می‌توانیم شخصیت پردازی کنیم یا از زبان بلال حبشی حرف بزنیم. ۲ آیا می‌توانیم خلاقیت به خرج بدهیم؟ اولین کسی که به صورت منسجم در مورد امام حسین نوشته ملا حسین کاشف سبزواری بوده که الان ان را رمان نمی‌دونیم. اولین کسی که رمان به معنای خاص غربی کلمه نوشت در مورد امام حسین زین العابدین رهنما. الان دیگه زمان عوض شده، نگرش‌ها عوض شده، باید خلاقیت‌ها تغییر کند و شروع و پایان شخصیت پردازی نگاه ونگرش رو ببینیم تا رمان مخاطب محور ومشتری محور باشد. طنز در رمان دینی بله در رمان مذهبی هم می‌تواند طنز وجود داشته باشد. اسلام و پیامبر اکرم ص وائمه اطهار به طنز و اهمیت زیادی می‌دادند. کتاب :محمد مهدی اشتهاردی در زمینه شوخ طبعی اصفهانی‌ها قدر هستند. کتابی دارم به نام« فرمانده گندم‌خوار» خلاقیت در مورد حادثه عاشورا از قصد از زبان عمر سعد که بتوانم طنز بیارم و از زبان یک شخصیت منفی شروع کرد. کتاب حجیم بود چون از خشکی کار باید کم می‌کردم رگه‌هایی از طنز درش به کار بردم. کتاب« پادشاه نصف دماغ »انتشارات جمکران در مورد ابرهه و اصحاب فیل از ابتدا تا انتها طنز هست. ابرهه غلامش اریات دوپسر و همسرش ضد دین خدا حرکت کردند.حرکت ضد دین به طنز نوشتم. در رمان عاشورایی هم می‌توانیم طنز داشته باشیم. اصلاً یزید خباثتی داره که می‌تونیم با طنز یزید رو بکوبیم. در کتابی به نام «ماجرای یک دیکتاتور دلسوز»در مورد «صدام حسین» را با دید طنز نگاه کردم. رمان آبنبات دارچینی و پسته‌ای اصول دینی و اجتماعی آداب معاشرت را زیر پوست دینی می‌گوید اما ۱۰۰ طنز هست. نکته فقط اونجایی نمیشه طنز استفاده کرد که مختص سوگواری هست یعنی بار سوگواری رو کم می‌کنه و هدف شما رو از بین می‌برد. شخصیت‌های منفی دست شما رو باز می‌کنند برای طنز در رمان. از زبان پیامبر و ائمه نمی‌توانید چیز اضافه از تاریخ بیاورید،شخصیت های خیالی بسازید یا می‌توانید از زبان اصحابی که کمتر شناخته شده‌اند دیالوگ بیارید و طنز استفاده کنید. خط قرمز هست مرز هست لبه تیغ هست حتی گل آقا هم رعایت کرده است. نوجوان امروز را چطور بگوییم‌؟ با نگرش جوان امروزی بنویسیم حتماً نباید شخصیت محوری باشه می‌تونید در مورد غیبت؛ دروغ؛ آدم کشی‌های غزه ماجرا محور باشند نه شخصیت محور. وقتی اطلاعات کافی نداریم؟ یک مسیر دینی را از شخصیت اصلی دور کنیم یا اینکه اصلاً ننویسیم. اطلاعات برای رمان گیری را از کجا به دست بیاوریم؟ از تاریخ عبور کرده به تاریخ تکیه نکنیم از زبان پیامبر و ائمه اطهار نمی‌تونیم حرف بزنیم و تحریف می‌شه در مبحث تاریخ. سید مهدی شجاعی بعضی جاها خیلی شاعرانه هست و عیبی هم نداره تخیل به کار برده اما در مورد شخصیت اصلی نمی‌تونه تخیل به کار ببره فقط از اطرافیانش استفاده می‌کند. کتابی در مورد حضرت زهرا«کشتی پهلو گرفته» گزارش یک حادثه از زبان قمپز یا از زبان خالد بن ولید دیالوگ آوردم و شخصیت فاطمه زهرا هیچ صحبتی در تاریخ نشده مگر اینکه به امام حسین و امام حسین احترام خاصی گذاشتن موقع مرگشان دست از بستر مرگ در آورده واین دو معصوم را در آغوش گرفتند. کتاب بنهور در آمریکا در مورد حضرت عیسی ۱۲۰ سال پیش هنوزم که هنوزه داره چاپ میشه این کتاب. اما کتاب وسوسه مسیح مسیحی های متعصب تظاهرات کردند. اما در شعر حساسیتی ندارند و از زبان معصومین هم می‌توانند نقل قول کنند اما در مورد داستان مردم حساسند شعر حس برانگیزه نه تاریخ ساز اما داستان و رمان تاریخ ساز هستند. رمان دینی موقعی خلاقیت داشته باشه و کلیشه‌ای نباشه مخاطب را جذب می‌کنه. انسان‌ها فطرتشون دین باور هست هنر یعنی با خلاقیت سخن گفتن ضعف از من رمان نویس هست. وقتی حادثه کربلا از زبان آدم منفی باشد برای جوانان و نوجوانان باورپذیرتر می‌شود. قالب نوین« پرتقال هوپا » چون خلاقیت و نوآوری داشتند جذب زیادی گرفتند. جوانان را الان فضای مجازی جذب کرده چون اون‌ها جذاب‌تر هستند. مشکل از مسئولین و نویسندگان هست که نتوانستند جوانان را جذب دین کنند.
مثلاً اسرائیل تبلیغات دین یهود را می کنند درصورتی که حتماً باید از نژاد یهود باشه یعنی پدر مادر یهودی داشته باشه اما باز هم دارند تبلیغ می‌کنند.کم کاری کردیم. خلاقیت به خرج ندادیم باید بازنگری بشود مفهوم در رمان نباید رو باشه اگه بنا باشد رو باشد نیازی به رمان نیست. در رمان باید شخصیت پردازی بشود زمان ،مکان ، شروع ، پایان ودیالوگ داشته باشد و تعلیق و اضطراب بیارد. عناصر رمان برای خلق یک رمان کفایت می کند. ملموس وروان باشه معنای ظاهری نداشته باشد. مثالی روشن:👇 در ماه رمضان پیرمردها هنگام سحر نزدیک اذان، تریاک داخل خمیر می‌گذاشتند و می‌خوردند تا ظهر هضم می‌شد و ظهر که خمار بودند، بعد نعشه می‌شدند و مشکلی برایشان پیش نمی‌آمد. می‌توانستند روزه‌شان را بگیرند‌. رمان هم باید به همین صورت باشد. نوجوان امروز اون معنا رو نمی‌فهمه اما به جوانی که رسید اون عناصر حل می‌شوند و بعد می‌رسند به اون معنا«تریاک». رمان نباید معنای ظاهری داشته باشد بلکه بعد از یک سال تا ۱۰۰ سال بعد بتونیم نتیجه ازش بگیریم. بدترین هنر، هنریه که نتیجه آن معلوم باشه.بروز نتیجه زمان بر است. شخصیت پردازی یعنی :صحبت کردن در مورد شخصیت تا اون شخصیت را در ذهن خواننده قابل باورتر کنیم. اگر شخصیت پردازی نشه مثل افسانه است که فقط نقش سیاه و سفید داره و نقش خاکستری نداره. قبل از اینکه به حادثه برسیم باید اشخاص داستان را به مخاطب بشناسانیم تا قابل باور شود. گروه سنی آموزش و پرورش برای داستان ۱@زیر دبستان ....خردسال ۲@گروه‌های ابتدایی دبستان....کودک ۳@کلاس پنجم و ششم و دوره متوسطه ....نوجوان البته در یونسکو که این ماجرا قوی‌تر هست یک گروه دیگر هم دارند به نام کنیزر در داستان خردسال و کودک آمادگی پذیرش یک دیالوگ یا هنر طولانی را ندارند و حوصله‌شان کم و داستان کوتاه می‌پسندند. اما نوجوان برعکس هست. من و محمدی باباجانی سید هاشمی داور کتاب سال هستیم از بین ۳۰۰۰ تا رمان برای نوجوان دو سوم آنها برای نوجوان هست. چرا شما رمان دینی را انتخاب می‌کنید با اینکه شاعر و طنز نویس هستید؟ این انتخاب نیست بلکه علاقه و کششی که انسان را در این مسیر قرار میده حس من میگه تو این راه برو. اگر علاقه ای نباشه وسط راه آدم بر می‌گرده. ممکنه شما طنز انتخاب کردین ولی ممکنه در مسیر دیگری قرار بگیرید. در کتاب« شوشو »نوشته خودم دو شخصیت هست که دور از چشم پدر و مادر سگی را می‌خرند و سگ‌گردانی می‌کنند و این داستان خود‌به‌خود طنز شد. رمان« آبتین» طنز نشد و رمان دینی نشد، مادر بزرگی که دخترش سر زا می‌میره، می‌فهمه پسر دخترش پرورشگاه هست و میره اونو نجات بده. زین العابدین رهنما در زمان پهلوی اول کتاب پیامبر را نوشت انتخاب نکرده بلکه علاقه و ذات نوشتن، این کار در وجودش پیش آمد. آقای هاشمی ۱۲ عنوان رمان دینی دارند. اولین کتاب «محله چائوسن‌ها» در مورد شیخ احمد قمی روحانی که ۴۰۰ سال در قم زمان صفوی پیش در زمینه اقتصادی در زمینه صنف کار می‌کردند. از ایران زعفران پسته به تایلند می برده و برنج وارد می کرده. این داستان چرا به این اسم گذاشته شد چون شیخ احمد قمیدر این راه در تایلند همسری انتخاب کرده و همسر و خانواده همسر شیعه می‌شوند و اون محله همه شیعه می‌شن و شیعیان زمانی که در ماه محرم سینه می‌زدند و حسین حسین می‌گفتند. تایلندی‌ها زبانشان نمی‌چرخید می‌گفتند : «محله چائوسین‌ها» زلزله در نیل «در مورد عروس امام صادق»، زیبای رانده شده «امامزاده موسی مبرقع»، شیطان در خانه که از زبان جهت همسر امام حسن هست ، فرمانده گندم‌خوار از زبان ابن سعد ماجرای عجیب در بغداد «بهلول»، زندانبان یهودی «از زبان سندی قاتل امام موسی کاظم»، لشکر خون آشامها« در مورد خوارج»، دیوهای کنار رودخانه « عبدالله بن خباب اولین شهید خوارج، پادشاه نصف دماغ مرد «ابرهه واصحاب فیل»، مرد بی سر «سعید بن جبیر اصحاب امام سجاد»، سایه مشکوک «در مورد مقدس اردبیلی.» سیدسعید هاشمی گل آقا نسل نوجوان نوجوان الان با نوجوان دهه ۶۰ و آینده فرق خواهد کرد باید روز به روز ایجاد خلاقیت کنیم خلاقیت روز به روز تغییر پیدا کند حتی در عرضه کتاب و رمان هم باید خلاقیت به خرج بدهیم. در دوره پهلوی خود خلق کتاب خلاقیت محسوب می‌شه.چون مردم بی سواد بودند اما حالا همه با سوادند و رمان هم زیاد آمده. @herfeyedastan
نوجوان به سن تکلیف میرسه و اگر بخواهیم اون رودر مسیر قرار بدیم در زمینه انتخابگری چه کنیم؟ در موردش خیلی فکر و زیاد صحبت کرد. کار طنز کتاب ایلیا تیراژ بالا والان هفدهمین اومده بیرون شخصیت هایی انتخاب می‌کنند که با ایلیا باشند اون تیمی که داره ایلیا رو می‌نویسه با چه زحمتی دارند فکر می کنند شخصیت‌ها را همراه با ایلیا انتخاب می‌کنند. داستان تن‌تن اصلیتش صهیونیستی هست. دوستانی که با او همراه هستند دوست یا دشمن یا پلیس‌اند.انتخاب در جریان داستان تاثیرگذاره. میشه طنز اورد، مثل لبه تیغ ممکنه نوجوان را پس بزند. مطالعات و شخصیت پردازی خیلی قوی باید باشد حتماً باید بررسی داشته باشیم. کارشناس، مورخ، منبع موثق استفاده کنیم. مثلاً در رمان فرمانده گندم‌خوار از مورخین استفاده کردم بعضی موارد را حذف کردم چون کذب بودند مثلاً عاشورا آسمان سیاه و باد سیاه و قرمز این‌ها درست نبود یا لباس امام حسین را موقعی که به شهادت رساند از تنش بیرون خواهند آوردند این هم درست نبوده است منبع موثق ندارد. آقای لنگرودی شیر وظفر جن در« کتاب ارمغان هند» آورده مقبره ظفر جن را در هند دیدم، هندی‌ها براشون عزاداری می کنند.در صورتیکه که قبل از قرن ۹ در مورد ظفر جن صحبتی نشده. باید به گذشته حدیث کتاب شیخ صدوق ، شیخ مفید، علامه مجلسی از مورخ که کارشناس دینی بهره ببرید. به اختلافات شیعه و سنی نمیشه آشکار پرداخت باعث تفرقه می‌شه. کودکان هم درگیر طنز ونوشتن بکنیم. آیا بچه هابه ژانر وحشت آسیب می بینند؟ دوره پنجاه پلیسی داستان‌های پرویز قاضی صحیح بود. در دوره ۶۰ کتابهای فهیمه رحیمی .دوره ای میگذره میره‌، نگران نباشید هرکس نوجوانی هر نوع از کتاب بخواند به گمراهی کشیده نمی شود. اول باید مطالعه کنیم و هنگام نوشتن باید باز رجوع کنیم. هم مهارت نویسندگی وهم اطلاعات داشته باشیم. 🌹🖋🌹🖋🌹 گروه ادبی حرفه‌ی‌داستان @herfeyedastan 🌹🖋🌹🖋🌹
📣 برنامه‌های کانال حرفه‌ی‌داستان غیرقابل تغییر است. چه یک نفر داخل کانال بماند و چه همه انسانهای روی کره‌ی زمین داخل این کانال عضو شوند. زهرا ملک‌ثابت مدیر گروه ادبی حرفه‌ی‌داستان @zisabet