eitaa logo
حِرفِه‌ی هُنَر/ زهرا ملک‌ثابت
483 دنبال‌کننده
2هزار عکس
158 ویدیو
97 فایل
کانال عمومی حرفه‌ی هنر راه ارتباطی: @zisabet زهرا ملک‌ثابت نویسنده داستان و ادبیات دراماتیک کتاب‌ها: قهوه یزدی دعوت‌نامه ویژه فیلم کوتاه: کاغذ، باد، بازی دبیر استانی جشنواره‌های هنری مدرسه عاشق هنر
مشاهده در ایتا
دانلود
. 💥 انتشار برای نخستین بار همون‌طور که می‌بینین این داستانک در مهر ۱۴۰۱ نوشته‌شده و آماده شده‌بود برای انتشار در اینستاگرام اما شرایط طوری پیش‌رفت که نه تنها منتشر نکردم بلکه محل فعالیت مجازی را به ایتا تغییر دادم. در این ، درس و عبرتی است برای عبرت‌گیرندگان، ان‌شاالله 🤲 🔻🔻🔻🔻 کانال حرفه‌هنر https://eitaa.com/herfeyehonar
حِرفِه‌ی هُنَر/ زهرا ملک‌ثابت
. در دو اسلاید نوشته شده همون طور که ملاحظه می‌کنید شماره صفحه زدم. شماره ۱ و ۲ زیرش خورده 😊 سپاس از دقت شما .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. معلق بخوان غزل که تو را من بیاورم به سواد بخوان غزل که سفیدیِ چشم دیده سواد تو را شبیه کلاسی به دیده می دیدم نه یک طریقت آسان که بوده است بمراد ببین معلمِ غایب که این مداد و قلم به جای مشقِ وصالت نوشته آه، زیاد شبیه بادکنکی به آسمانِ تو ام معلقم به جوابی که داده ای بر باد شنیده ام سخنت را؟نه پادشاهِ سکوت ولی بدان به سکوت تو گشته ام معتاد سجاد دهنوی عضو گروه حرفه‌هنر 🔻🔻🔻🔻 کانال حرفه‌هنر https://eitaa.com/herfeyehonar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🙏😊 لینک خرید کتاب قهوه یزدی باتخیف تا آخر این هفته https://shavaladpub.ir/product/قهوه-یزدی ☕️❤️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. ادامه "محرم در صفائیه با حضور انصار" درسال ۱۴۰۳ تقدیم شما می‌شود. .
محرم در صفائیه با حضور انصار (۱۴۰۳) قسمت سیزدهم تغییرات از پارسال تا امسال، زیاده بوده. هم در من و هم جامعه یزد و هم در کشور و منطقه و جهان. پارسال می‌خواستم به هیئت مذهبی انصار ولایت بروم و در مورد نحوه عزاداری‌شان و تفاوتشان با هیئت‌های محلات بنویسم. امسال دیگر نمی‌خواهم. به‌قدر کافی در مجازی از جوانان انقلابی افراطی چیزها دیدم که دلم نخواهد حتّی پابگذارم در هیئت انصار. حالا که نتیجه انتخابات هفتم تیر هم به نفعشان نشده برخی رفتارهای افراطی هم در مجازی داشته‌اند. باخودم می‌گویم اگر در مجازی این است پس در حضوری هم همین است. در سه سال اخیر برای شغل نویسندگی بسیار اذیت شدم و زجر کشیدم. شرایط بسیار بغرنجی شد بعد از آنکه مدیرکل جوانی گفت: "دست زیاد است، ما به شما کار نمیدیم" الان در شرایط تعادلیم با این مدیرکل جوان که تقریبا همسالیم. یعنی من از لحاظ مالی ورشکسته شدم ولی از لحاظ اعتبار و دانش بالاتر رفته‌ام. ایشان به‌نظر می‌رسد در دولت بعدی جایگاه مدیرکل نخواهدداشت و اگر احتساب می‌کردند که هشت سال اینجا می‌مانند حالا شکست سختی برایشان است. از طرفی گروه‌های انقلابی که متشکل از هنرمندان انقلابی است اکثراً افراطی هستند. به‌ندرت معتدل و اهل فکر در آن‌هاست که تلاش می‌کنند تشکل را معتدل نگه‌دارند ولی پس از مدتی افراطی‌ها آن روی خودشان را نشان می‌دهند. در آثار این گروه‌ها باید بگردی تا کار خلاقانه و عمیق پیدا کنی. آن‌ها به دولتی‌هایی که در این سه‌ساله اخیر روی کار بودند می‌گفتند: "دوستان ما" برای من عجیب است که هنرمندی این‌طور بگوید. اگرچه دشمنان ما نیستند ولی دوستان هم که نمی‌شود. به عقیده من جایگاه هنرمند، جایگاه استاد و معلم است برای تربیت جامعه. آن‌هم رفتارهای افراطی‌شان در دوران رقابت انتخاباتی که بعضی از پوسترها و نوشته‌هایشان بسیارزشت و دور از جایگاه هنرمندی است. از طرف دیگر در حوزه داستان مشکلات دیگری هم داریم. کسانی که نظریات قدیمی و دورافتاده در مورد داستان دارند و حتّی وقتی تمسخرشان هم که می‌کنیم یا نمی‌فهمند تا ترجیح می‌دهند که نفهم بمانند. با این شیوه‌ای که فعلا داریم رغبت مخاطبان همچنان به خواندن داستان‌های ترجمه‌شده است، نه آثار داخلی. در جهان هم به خاطر مسئله طوفان‌الاقصی تغییرات زیادی پیش‌آمده. ما که حتّی نتوانستیم یک کتاب از مجموعه داستانک‌های نویسندگان را در این موضوع چاپ کنیم. ما یعنی همان گروه سابق حرفه‌داستان که حالا منحل شده و باتعجب زیاد اُفت و رکود بعضی از دوستان سابقم را می‌بینم. بعد از آن همه صحبت که کردم در مورد داستان‌نویسی عجیب است که برخی روی نظریات قدیمی، منسوخ و ناکارآمد برای داستان ایرانی می‌نویسند. از آنجا که دولت در این سه ساله اخیر حمایتی نکرد، گروه ما هم به علت مسائل مالی منحل شد. مسائل دیگری هم بود اما این مسئله اصلی بود. وقتی این مشکلات را به جوانان انقلابی می‌گفتم انتظار همدلی و ارائه راه‌حل داشتم اما نتیجه این شد که آنها تلویحاً گفتند که تو از ما نیستی و باعث آزار دوستان ما ( دولتی‌ها) هستی. به سرانگشتان پینه بسته‌ام نگاه می‌کنم که به‌خاطر نوشتن و تایپ کردن زیاد این‌طور شده. به کارت بانکی‌ام که مدتها منقضی شده و پولی در آن جابه‌جا نمی‌شود. پا که هیچ، دلم نمی‌کشد که به هیئت انصار ولایت بروم. خدا روضه‌های محلات و حسینیه‌ها و هیئت‌های محلات را حفظ کند که ما هم در آن جائی داریم. اما درکل حالم دلم خوب است این روزها... ادامه دارد
‌ ‌ ▪️ شکر خدا را که در پناهِ حسینم عالَم از این خوب‌تر پناه ندارد... .