نیاز دارم یه مریضیای بگیرم که آخرش مرگ باشه، ذره ذره جلوی چشم کسایی که زندگیمرو جهنم کردن آبشم.
Heroin
دلتنگی؟ استرس، تپش قلب، اشکِ حبسشده توی گلو.
دلتنگی؟ دردِ بیدرمان، زندانِ متحرک، اشکِ نامرئی.