eitaa logo
اندیش‌کده حدید
212 دنبال‌کننده
26 عکس
14 ویدیو
1 فایل
تاملاتی در فلسفه، سیاست و اقتصاد ارتباط با ما: @hadidesf
مشاهده در ایتا
دانلود
✔️فراسوی ترس و عشق 🖋 دکتر امیرحسین پرورش ➖نیکولو ماکیاولی فیلسوف نامی ایتالیایی در مشهورترین اثر خود «شهریار» به حاکمان دو گزینه را برای جلب اطاعت مردم پیشنهاد می‌کند: ترس یا عشق. او بر مبنای اصول واقع‌گرایانه‌‌اش به شهریار راه ساده‌تر یعنی حکمرانی بر اساس ترس را پیشنهاد می‌کند.‌ زیرا که شهریار خود خانه‌ی ترس و منبع اصلی آن است. مالک اصلی ترس خود شهریار است و از این رو خود کنترل کننده‌ی بنیان حکومت خویش است. ‌ ➖اما راه دشوارتر حکومت بر اساس عشق است. دشواری تاسیس رژیم سیاسی بر مبنای عشق در این است که منبع عشق درون مردم است. اگر ترس در ید قدرت حکومت است٫ هندسه‌ی عشق در مختصات مردم معنا می‌یابد. مردم دوست می‌دارند و عشق می‌ورزند٫ مردم خانه‌ی عشق است. از همین روست که حکمرانی بر اساس عشق حکمرانی دگربنیاد است. این بیرون‌بودگی بنیان حکومت از آن سبب خواهد شد که «دیگری» نقشی حیاتی در بقای حاکم ایفا کند. در این معادله حکومت کردن بدون دوست داشته شدن ممکن نخواهد بود. و این یکی از دشوارترین پرسش‌های سیاسی برای ماکیاولی است٫ چگونه می‌توان بر اساس عشق حکومت کرد؟ ‌ ➖در فلسفه‌ی سیاسی شیعه نیز به خوبی می‌توان رد این پرسش دشوار را رهگیری کرد. کلیدی‌ترین واژه در گفتمان سیاسی شیعه «ولایت» است. ولایت خود واژه‌ای با همین دوپهلویی معنایی است. مولا کلمه‌ای ممزوج از دو مفهوم تصرف و عشق است. در طول تاریخ گروهی از عشق به نفع تصرف صرف‌نظر کرده‌ و راه آسان‌تر را برگزیده‌اند و گروهی با انصراف از دشواری پرسش؛ از حکومت به نفع عشق گذشته‌اند. از همین‌روی به نظر می‌رسد دشواری تحقق ولایت همان دشواری برپایی حکومت بر اساس عشق است. ولایت سنتز عشق و تصرف است. تصرفی دگربنیاد و خانه‌گزیده در مردم که تنها زمانی محقق می‌شود که بدان عشق ورزیده شود. @Hesfir
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
✔️ جهانِ بدیو 🎙 سخن‌رانی دکتر امیرحسین پرورش در اندیش‌کده حدید ⏱ سه شنبه، ۱۱ شهریور ۰۴ @Hesfir
✔️ ۱۰ نکته درباره فرهنگ، رسانه و اقتصاد 🖋 دکتر علی‌رضا مکاریان‌پور ➖ ۱. تئودور آدورنو می‌گفت انسان به‌دست رسانه‌های همگانی، به افسونِ بت‌وارگیِ کالاهای فرهنگی گرفتار آمده است. ➖ ۲. هنر توده‌ای و صنعت فرهنگ، ذهنِ دریافت‌کننده را خِردگریز می‌کند و بدان ماهیت غریزی می‌دهد‌. این پدیده به دلیل ماهیت کالاگونه خود روی به ابتذال می‌آورد. ➖ ۳. در این زمانه، میان هنر و اقتصاد پیوند مدرن برقرار است و هنر سیاسی شده است. فرهنگ، صنعت شده و از قوانین صرفا اقتصادی پیروی می‌کند. از دید مکتب فرانکفورت، جریان‌های اصلی در تئاتر، تلویزیون و اینترنت و... در خدمت فرهنگ بورژوازی هستند و وظیفه رام‌کنندگی توده‌های مردم را برعهده دارند. ➖ ۴. صنعت فرهنگ، تکنولوژی و خِرد ابزاری را در خدمت سلطه هرچه بیش‌تر سرمایه به کار می‌گیرد. سرمایه‌داری همه نوع آزادی بیان را مُجاز می‌شمارد البته تا جایی که تحت فرمان آن باشد. ➖ ۵. هنر توده‌ای لذت‌بخش هست اما تعالی‌دهنده استعدادها یا نیازهای زیبایی‌‌شناسانه نیست. ➖ ۶. این هنر معمولا پنهان‌کننده‌ی نابرابری‌های اجتماعی است و می‌کوشد آداب بورژوایی را تحمیل کند. مارکس از بردگیِ با دست‌مزد در سرمایه‌داری می‌گفت اما فرانکفورتی‌ها از تمایل خودِ مردم به بردگی می‌گویند. این بردگی عبارت‌ست از تمایل به واردشدنِ خودخواسته به نظامی که سرکوب‌شان می‌کند. ➖ ۷. سرمایه‌داری در همین فضا اسطوره "افراد موفق" را به خوردِ مخاطب می‌دهد. تو اگر موفق نیستی خودت بی‌عرضه‌ای؛ اگر سلبریتی میلیاردر است حتما توانایی خود او علت‌اش بوده؛ ایراد از سرمایه‌داری نیست. سوبژکتیویته معاصر از نوع هم‌دستی منحرف سوژه با سرمایه‌داری است. (ملپس و ویک، درآمدی بر نظریه انتقادی، ص ۷۲) ➖ ۸. بخصوص در زمانه ما، متغیرهای اجتماعی تابع منطقِ تصویر هستند. تصاویر تلویزیونی قوام‌بخشِ صورت‌های اجتماعی هستند. (محمد مددپور، فلسفه‌های پست‌مدرن غربی و گریز و گذر از مدرنیته، ص ۱۱۶) البته در این قوام‌بخشی، نوعی گرایش توتالیتر در فرهنگ ظهور می‌کند که موجِد نوعی یگانگی در جامعه است؛ یگانگی استثمارکننده. ➖ ۹. آدورنو می‌گفت "شعر گفتن پس از آشویتس وحشی‌گری است." چرا که ما را به فراموشی یا بی‌اعتنایی به قساوت بشری سوق می‌دهد. به همین سیاق، نسل‌کشی و فاجعه مرگ کودکان در غزه به‌دلیل گرسنگی می‌تواند به‌راحتی فراموش شود. پس از سکوت سلبریتی‌ها در ایران چندان تعجب نکنید. ➖ ۱۰. شاید اینان راهی برای برون‌رفت ارائه نکرده باشند، شاید فرهنگ نقادانه‌ای که مطرح می‌کنند مناط و ضابطه‌ای نداشته باشد اما در تبیین و تفسیر آن‌چه در فضای فرهنگی هنری ایران شاهدیم، از نقش پررنگ سلبریتی‌ها تا سینمای خانگی، کنسرت‌های موسیقی و مهم‌تر حضور سرمایه‌داران بدنام در نقش سرمایه‌گذار فرهنگی‌هنری، نیاز به توجه د‌وباره به این مباحث بیش‌تر احساس می‌شود. اهالی فرهنگ و هنرمندان که می‌خواهند مستقل بمانند، به این مباحث بیش از دیگران نیازمندند. @Hesfir
✔️ در جنگ ۱۲ روزه شکست خوردیم یا پیش رفتیم؟ 🖋 عادل شکیبایی، دانشجوی دکتری اقتصاد در بخشی از پیام رهبری در مراسم چهلم فرماندهان شهید این جنگ آمده: "بی‌شک فقدان فرماندهانی چون شهیدان باقری و سلامی و رشید و حاجی‌زاده و شادمانی و دیگر نظامیان، و دانشمندانی چون شهیدان طهرانچی و عباسی و دیگر دانشمندان، برای هر ملتی سنگین است. اما دشمن ابله و کوته‌بین به هدف خود نرسید. آینده نشان خواهد داد که هر دو حرکت نظامی و علمی شتابنده‌تر از گذشته به سمت افق های بلند پیش خواهد رفت ان‌شاءالله." ➖ سوالی که برایم پیش می‌آید این است که وقتی در فقدان شخصیت‌های مهم ملی می‌گوییم درست است ما ضربه خوردیم ولی دشمنی که ضربه زد موفق نشد، آیا این حرف تناقض‌آمیز نیست؟ ما در عین اینکه ضربه خوردن را خودمان داریم تایید می‌کنیم، می‌گوییم دشمن ما پیروز نشد، پس سوال این‌جاست که این ضربه را چگونه باید تحلیل کنیم؟ آیا اساسا این مدل ادبیات توجیه‌کننده پس از شکست نیست که برای تسلی خودمان آن را تکرار می‌کنیم؟ پس از این اعتراف وقتی بلافاصله این عبارت می‌آید که دشمن ابله ما به هدفش نرسید.آیا این دو گزاره با هم ناسازگار نیستند؟ ➖ موفقیت هر اقدامی را باید در نسبتش با هدفش سنجید مثلا اگر شخصی به هدف دزدیدن تلفن همراه به شما هجوم آورد و شما با او درگیر شوید و در این درگیری او شما را زخمی کند و بعدش فرار کند آیا کسی می‌گوید دزد موفق شد؟ آیا خود دزد خوشحال است و خود را پیروز می‌داند و عمليات سرقتش را خوب ارزیابی میکند؟ قطعا خیر ولو اینکه زخمی که ایجاد کرده قابل توجه باشد. ➖ حال اگر از این قصه بخواهیم برای تحلیل درگیری و تقابل‌های بین حکومت‌ها استفاده کنیم، ملاک موفقیت برای ما روشن‌تر خواهد شد. آیا رژیم بعث در جنگ ۸ ساله موفق شد؟ با آن‌که در پایان جنگ امکانات نظامی علی‌حده‌ای داشت و توان زمینی و هوایی‌اش چند برابر ابتدای جنگ شده بود و ضربات جانی و اقتصادی فراوانی هم بر ما تحمیل کرد، ولی هیچ کس او را پیروز جنگ نمی‌داند چون به هدفش که سرنگونی نظام و اشغال ایران بود به هیچ وجه نرسید. پس وقتی او به هدف اصلی خود نرسیده صرف نظر از فقدان فرماندهان و جوانان پاک و ارزشمندمان که حقیقتا خسارت آور است و همه آسیب‌هایی که به شهرها و تاسیسات ما وارد کرد او شکست خورد. بلی رژیم بعث در جنگ با ایران شکست خورد. ➖ در تحلیل جنگ ۱۲ روزه ایران و اسراییل نیز همین‌گونه است. اسراییل به هدف تسلیم و فروپاشى نظام حاکم و تجزیه ایران جنگ را آغاز کرد و وقتی به این هدفش نرسید آمریکا نیز ورود مستقیم نظامی کرد. قطع نظر از ارزش شهدایی که از دست دادیم که قابل قیاس با هیچ نیروی انسانی در جهان نیستند او را نمی‌توان پیروز میدان دانست. ➖ حال یک نکته عجیب‌تر در دل جنگ‌های ما که بر محور دفاع از حق و مردم و میهن است هم وجود دارد و آن تاثیرات معکوسی است که چنین اقدامات ناشیانه دشمن بر ما می‌گذارد و آن به‌وجود آمدن و تقویت عنصری درست بر خلاف هدف دشمن است که این دیگر به واقع حیرت‌انگیز است. دشمن به قصد فروپاشی حمله می‌کند اما خون شهدا و اتحاد مردم، نظام را قوی‌تر می‌کند او به قصد پراکندگی و نارضایتی مردم از نظام حمله می‌کنند ولی مردم متحدتر میشوند و مخالفین نظام هم مدافعش می‌شوند و با تمام ناراحتی‌ها و انتقادهای‌شان عبای آخوند را امن‌تر بمب‌های دشمن می‌یابند. ➖ این‌جاست که حماقت دشمن نمایان می‌شود که نه تنها با ضرباتش به هدفش نزدیک نشده که با شتاب بیش‌تری دورتر هم شده و این وضعیت محصول و نتیجه یک سیاست محکم مبتنی بر وحی در دکترین دفاعی و نظامی و تقابل با دشمن است که شرایطی پدید می آید که هر اقدام دشمن به ضررش تمام خواهد شد؛ اگر دست روی دست بگذارد ما قوی و قوی‌تر می‌شویم و ديگر دست درازی به ما برایش ناممکن خواهد شد و اگر دست درازی کند همین تجاوزش ما را مصمم‌تر، متحدتر و هوشیارتر می‌کند. @Hesfir
✔️ ایستادن در آستانه ✔️ سوفیسم در زمانِ ما 🎙 با ارائه: دکتر حسین نوروزی‌فرد ⏱ سه شنبه، ۲۵ شهریور، ساعت‌ ۱۷ 🏢 اصفهان، خیابان صائب، مجموعه فرهنگی هنری صائب ➖ ثبت نام (ظرفیت محدود) در ایتا و تلگرام: @hadidesf @Hesfir
sophism.mp3
زمان: حجم: 38.4M
✔️ سوفیسم در زمانه ما 🎙 سخن‌رانی دکتر حسین نوروزی‌فرد در اندیش‌کده حدید ⏱ سه شنبه، ۲۵ شهریور ۰۴ @Hesfir
✔️ فیلسوف تواب تاملی در سیر اندیشه‌ورزی دکتر رضا داوری اردکانی 🖋دکتر امیرحسین پرورش ➖این خصیصه‌ی عمومی بسیاری از روشنفکران و اندیشمندان است که در دوران جوانی، تفکر را از آب‌های خروشان انقلابی‌گری و چپ‌گرایی آغاز می‌کنند و در کهن سالی در مانداب محافظه‌کاری و راست‌گرایی آرام می‌گیرند. ➖از این باب شاید نتوان به‌ متفکران ایرانی نیز خرده گرفت که چرا از گذشته‌ی خود پشیمانند و چنان بی‌رحمانه در پیرانه سری روزگار جوانی خویش را به افراط و تندروی متهم می‌کنند. می‌توان دلایل گوناگونی را برای این توبه‌ی خودخواسته برشمرد اما نقش دو مسئله در این خانه گزینی در مرداب برجسته‌تر است. ➖نخستین دلیل، انقطاع از مفهوم عدالت است. عدالت رود خروشان و شمشیر آخته‌ای است که نه از حرکت باز ‌می‌ایستد و نه از رقصیدن. خروش رود و رقص تیغ عدالت است که مانداب محافظه ‌کاری و بزم مخمور عافیت‌طلبی را برمی‌آشوبد. اندیشمندی که از عدالت می‌گسلد یا به آن نمی‌اندیشد، از حرکت باز می‌ایستد. این باز ایستادن به واپس‌گرایی می‌انجامد. وقتی مسیر پیش رو مسدود شد یا باید ایستاد، درجا زد و حرف‌های گذشته را دوباره و دوباره تکرار کرد. یا باید به عقب نگریست و از زیاده‌روی‌های گذشته عذر خواست و بهانه‌جویی کرد. ➖دلیل دوم مشغول شدن به خویش و ندیدن جهان است. عدم فهم منطق جهانی که در آن درافتاده‌ایم، جهان خواست قدرت. امپریالیسم نشانِ وضعیت جهان مدرن است. هیچ گونه‌ای از تفکر بدون اندیشیدن به سودای قدرت جهان‌گیر امپراتوری سرمایه ‌نمی تواند وصف درستی از حال خود و حال جهان ارائه دهد. اگر امپریالیسم فهم نشود، همه‌ی مصائب و مصیبت‌ها بر سر خود ما آوار خواهد شد. ما مسئول توسعه نیافتگی خود خواهیم بود، ما متهم به بی‌بهره‌گی از عقل و مشغولیت به امور کم اهمیت خواهیم شد و خود متهم درجه اول ظلم‌هایی هستیم که به ما روا می‌شود. این خوداتهامی ویرانگر، در دوران پایانی حیات، اندیشمند تواب را کلافه خواهد کرد. او را مجبور می‌کند به عقب بنگرد و عیب و ایراد را در کرده‌ی گذشته‌ی خود جست‌وجو کند. به جای آنکه به بیرون بنگرد و خصم تمامیت‌خواه و دیگر ستیزی که گلویش را فشرده نیز نهیبی زند. ➖در این تردیدی نیست که هر انقلابی مبری از کژ روی‌ها و افراط‌کاری‌ها نیست. اما فهم رخدادی به ما می‌آموزد تفکر باید به کژی‌ها نگاه کند اما مسحور و مشغول به آن نشود. نباید در مانداب کاستی‌های گذشته ماند و بر طبل عجز و استیصال کوبید. باید به رخداد اندیشید به آن‌چه می‌توانست به جهان عرضه کند و هنوز می‌تواند. باید آرزوهای محقق نشده را تمنا کرد به جای اینکه پشیمان و مغموم افق گشایی‌های پیشین رخداد را انکار کرد. این تفاوت میان فیلسوف وفادار و فیلسوف تواب است. فیلسوف وفادار برای وفادار ماندن به رخداد گذشته را نقد می‌کند و به آینده بشارت می‌دهد. اما فیلسوف تواب بریده از رخداد گذشته را نفی می‌کند و در برابر آینده ناامیدانه تسلیم می‌شود. @Hesfir
✔️ میراث داوری ✔️ تاملی در سیر اندیشه‌ورزی دکتر رضا داوری اردکانی ⏱ سه شنبه، ۸ مهر، ساعت‌ ۱۶:۳۰ 🏢 اصفهان، خیابان صائب، مجموعه فرهنگی هنری صائب ➖ ثبت نام (ظرفیت محدود) در ایتا و تلگرام: @hadidesf @Hesfir
✔️ آیا امیدی هست؟ 🖋 دکتر امیرحسین پرورش ➖ "پی‌پین گفت: «بگو ببینم امیدی هست؟» گندالف دستش را روی سر پی‌پین گذاشت. جواب داد: «هیچ وقت امید زیادی نبود. به قول آن‌ها فقط یک جور امید احمقانه.» گندالف لحظه‌ای متفکرانه ایستاد. زیر لب گفت: « عهد و روزگار آراگورن نزدیک می‌شود. او در خفا نیرومند و جدی است؛ جسور و مصمم و می‌تواند خودش راه خود را انتخاب کند و وقتی لازم باشد دست به مخاطرات بزرگ بزند. جواب، شاید همین است.» " ➖ این پاراگراف مشهوری از داستان ارباب حلقه‌هاست‌. زمانی که شهر سفید گوندور، پایتخت تمدن انسانی در محاصره‌ی نیروهای تاریکی و در آستانه‌ی سقوط است. جسد برومیر قهرمان شهر در انتظار مراسم تدفین است. فرودو فرستاده‌ی یاران حلقه برای نابودی حلقه‌ی قدرت، در کوره‌ راه‌های موردور، سرزمین ارباب تاریکی سرگردان و تنهاست. و آراگورن منجی وعده داده شده هنوز سپاهی گرد نیاورده و فرسنگ‌ها با گوندور فاصله دارد. ➖ در این شرایط دشوار است که گندالف سفید، فرستاده‌ی خدایان در جهان موجودات فانی، در اصل حرکت رهایی‌بخش مورد سوال قرار می‌گیرد‌؛ آیا امیدی هست؟ گندالف پرسش موجود فانی را نه تنها بی‌جواب نمی‌گذارد که آن را تا سرحدات خود به پیش می‌برد؛ پاسخ او این است که اساسا از ابتدا هم امید چندانی وجود نداشت! اما گندالف بلافاصله ضرورت عمل را به میان آورد. ضرورت عمل به عهدی که بر دوش یاران روشنایی است. باری که باید جسور و مصمم بر دوش کشند و مخاطرات آن را بپذیرند حتی اگر تنها امیدی احمقانه در کار باشد. ➖ دو سال از عملیات ۷ اکتبر گذشته و امروز اولین سالگرد شهادت سید حسن نصرالله است. مردی که شاید گذر دهه‌ها و قرن‌ها نیاز است تا کسی مانند او پای بر زمین بگذارد. بیش از ۶۵ هزار نفر در غزه به شهادت رسیده‌اند و ارتش اسرائیل آماده‌ی آغاز عملیات زمینی در غزه است. ایران در معرض فشار حداکثری قدرت‌های غربی است و پرهیب جنگی‌بزرگ بر منطقه سایه انداخته است. ➖ امیدی هست؟ پاسخ به این سوال نباید پاسخی زیاده خوش‌بینانه یا ساده‌لوحانه باشد. باید مسئولیت رادیکال کردن این پرسش را پذیرفت. کما اینکه یحیی سنوار در طوفان الاقصی و سید حسن نصرالله در عملیات اربعین مسئولیت آن را پذیرفتند. پاسخ این است که هیچ‌وقت امید زیادی وجود نداشت، اما ضرورت عمل همیشه حاضر بود. باید به عهدی که روزگار بر دوش جریان مقاومت، بر گرده‌ی سیاست رهایی‌بخش گذاشته وفا شود‌. باید دست به مخاطرات بزرگ زد. آزادگان جهان در حال بیدار شدنند، روح‌های آزاد در حال به هم پیوستنند. چنان که گندالف در آستانه‌ی نبرد نهایی گفت: «زمین بازی چیده شده است. مهره‌ها به حرکت درآمده‌اند. بالاخره زمان نبرد بزرگ عصر ما فرا رسیده است.» @Hesfir
42.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 سخن‌رانی دکتر امیرحسین پرورش ➖ نشست "میراث داوری؛ تاملی در سیر اندیشه‌ورزی دکتر رضا داوری اردکانی" | بخش نخست ➖ عنوان: فیلسوف تواب @Hesfir
42.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 سخن‌رانی دکتر امیرحسین پرورش ➖ نشست "میراث داوری؛ تاملی در سیر اندیشه‌ورزی دکتر رضا داوری اردکانی" | بخش دوم ➖ عنوان: فیلسوف تواب @Hesfir
46.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 سخن‌رانی دکتر امیرحسین پرورش ➖ نشست "میراث داوری؛ تاملی در سیر اندیشه‌ورزی دکتر رضا داوری اردکانی" | بخش سوم و پایانی ➖ عنوان: فیلسوف تواب @Hesfir