کلا یکی از دلایلی که باعث میشه نتونم با بچه های کلاس و دانشگاه ارتباط بگیرم همینه که حس میکنم خود واقعیشونو از آدم مخفی میکنن
نمیگم اصلا بده یا خوبه
شایدم خوب باشه حتی
ولی من نمیتونم ارتباط بگیرم
البته میتونم بفهمم که دلیل این رفتارشون دانشگاه فرهنگیان و سختگیری هاشه
بعد یه مشکلی که هست اینه که مثلا من میام یه چیزیو خیلی راحت میگم
مثلا نمره ی افتضاحم یا مثلا یه گندی که زدم
نمیخوام نقطه ضعف دست کسی بدم
فقط اشتباها فکر میکنم اینا مثل دوستای خودمن و میشینیم دور هم به اشتباهاتمون میخندیم (البته بعضی موقع ها خودشون به اشتباهاتشون میخندن در حالی که به نظر من یه سری اشتباه هم وجود داره که نباید بهش خندید اونقدرا ...)
بعد یهو میبینم خیلی جدی میشن 😐 و این شکلی 😧😧 نگاه میکنن
مثلا برای امتحان میانترم روانشناسی همشون همه چیزو حفظ بودن
من حالم بد بود و اصلا نتونستم درست حسابی بخونم
دو سه تا سوال رو بی جواب گذاشتم چون اصلا نخونده بودم
و وقتی بهشون گفتم اینطوری بودن که واااا یعنی واقعا بلد نبودییی 😮😮 چه عجیببب
یک انسان در کره ی زمین امتحانش را بلد نبود و الان کمتر از ۱۸ میگیرد (حالا مثلا)
خب زهرمار
Hester's Garden
بعد یه مشکلی که هست اینه که مثلا من میام یه چیزیو خیلی راحت میگم مثلا نمره ی افتضاحم یا مثلا یه گندی
کلا خیلی مودی ان نمیدونم چرا هیچ وقت نمیفهممشون
یه بار خیلی میشه روشون حساب کرد این شکلی میشم که به به خودشه
بعد یه بار میزنن تو ذوق آدم تا سه روز افسردگی میگیرم
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
اصلا گروه های کلاسی دانشگاه واسه اینه که پیام رو سین کنن ولی جواب سوال همدیگه رو ندن=))
»بنفش هنری«
@farsitweets
جالبیش اینجاست تو واقعیتم همینن😐
مثلا میتونن بگن ببخشید الان دارم یه کاری میکنم دارم کتاب میخونم دارم یه چیزی گوش میدم دارم میمیرم الان حالم خوب نیست
ولی به جای اینا
زل میزنن تو چشمات و میبینن داری باهاشون حرف میزنی و هیچی نمیگن😐
میناسو حالم رو به هم زد واقعا
دختره ی اسکل در یک زمان ۴ نفر رو علاف خودش کرد
بعد برگشته به سوبین میگه چرا سوییشرتتو دادی به یه دختر دیگه 😐