- حیدریه .
بیمست چو شرح غم فراق ِتو نویسم ؛ کآتش به قلم درفتد از سـوز درونم .
#ضمیمه
/ٕ
میترسم میترسم از اینکه، سال بعد اربعین به جای «بغل گرفتن ضریحت خاک سرد من رو تو آغوشش کشیده باشه » .
میترسم از اینکه دیگه نفسی نباشه که بخوام توی حرمت بکشم ، قدمی نباشه که بخوام توی طریقت بردارم ، میترسم از اینکه جای خودم عکسم بیاد کربلات . .
اونوقت چی؟(:
/؛واما دلبرِ عراقیِ من، اگر مرگ من فرا رسید و یکدیگر را ندیدیم، بدان که دیدارت را بسیار آرزو کردم ؛|
- حیدریه .
_
خوش به حال ساکنان کربلا
همسایه اند
آن بهشتي را که مآ هر شب تمنا میکنیم./
- حیدریه .
جانیدمید،او . . ❤️🩹
[؛ اینکه هنوز رفتنم مشخص نیست و طبق معمول بلاتکلیفم و احتمال رفتنم ۸۰ درصده کوله پشتی جمع شده گوشه اتاق بهم چشمک میزنه، این یعنی هنوز یه کورسوی امیدی هست به رفتن ، حالم شبیه اون گُلی که تو دل صحرا رشد کرده و امید داره که یه روزی بارون میاد و از آب بارون تغذیه میکنه ، محکم تر وایمیسته ..
«حالا منم امید دارم،تا لحظه آخر،تصدقت بشم عزیزِ عراقی »؛
521.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اونایی که اعدام شدن این دوتا شغ*ال بودن.
جنایتشون توی فیلم هم مشخصه .
- حیدریه .
اونایی که اعدام شدن این دوتا شغ*ال بودن. جنایتشون توی فیلم هم مشخصه .
کشتن معمولاً یه اتفاق لحظهایه. ولی یهسری جنایتها هستن که با حوصله، قدمبهقدم و با دست باز انجام میشن؛ بهش میگن قتلِ صبورانه. بستن، زندهزنده سوزاندن، تکهتکه کردن... به نظر من اینا کار کسی نیست که از یه حکومت ناراضیه. اینجور کارا یه زمینهٔ روحی دیگه میخواد؛ میگیری چی میگم؟ بازم خودتی و وجدانت.
«براساس اسناد پرونده، او یکی از مأموران را از روی موتورسیکلت به زمین انداخته، با چاقو به کتف وی ضربه زده و سپس به همراه تعدادی دیگر از متهمان، مأمور مجروح را روی زمین کشید. در ادامه روی پیکر مأمور بنزین ریخته شد و او در حالی که هنوز زنده بود، در آتش سوخت.»
- حیدریه .
اونایی که اعدام شدن این دوتا شغ*ال بودن. جنایتشون توی فیلم هم مشخصه .
مادر یکی از این شهدا میگفت به من گفتن محاسنش سوخته فقط
انشاءالله که هنوز از اونشب، فکر کنه فقط محاسنش بچهش سوخته و فیلمای وحشیگری این داعشیهای فرقه تروریستی پهلوی رو ندیده باشه.
الانم ذره ای برای کسی که مامور پلیس رو زنده بسته به تیر برق و آتیش زده و بعدشم پیکرش رو تیکه تیکه کرده و تلفن مامور که زنگ میخورد رو جواب داده و به خانوادش گفته بیایید خاکسترشو جمع کنید دل نمیسوزونم.
- حیدریه .
الانم ذره ای برای کسی که مامور پلیس رو زنده بسته به تیر برق و آتیش زده و بعدشم پیکرش رو تیکه تیکه کر
پس از من نپرسید چجوری از مرگ کسی خوشحال میشید؟! ما همون ۹اسفند از شماها یاد گرفتیم چجوری برای مرگ کسی میشه خوشحال شد عزیزای دلم .