- حیدریه .
باید بگم که چشام و دوربین گوشیم خیلی خوشبختن که تونستن همچین صحنه ای رو ثبت کنن ..
که بهتر از #نجف تو زندگیم ندیدم:)
- حیدریه .
کاش آدم همینجا عمرش تموم میشد (:
هوای شهـر مـن آلودهی غُبار غَم است
مرا بِبَـر بـه #نجف یاعلی،نفس بکشم..
بقول شهید دهقان امیری :
این همه داد زدم ، زار زدم کربُ بَلا ؛
این حرم گفتن من را نشنیدی؟ باشد .
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی پرنسسی اما کنارش میخوای خادم هم باشی ؛
| قدم های جامانده |
ما از اربعین جا ماندیم...
نه از عشق حسین،
نه از دلتنگیِ کربلا؛
فقط از آن قافلهای که امسال قسمت شد برود و ما بمانیم...
بعضی راهها را آدم
با پاهایش نمیرود...
با حسرت میرود،
با بغض،
با «کاش»هایی که تمام نمیشوند...
فردا قرار است راه بیفتیم؛
نه به سمت کربلا،
که به سمت دلی که تمام این روزها
یک «یا حسین» در آن گیر کرده...
قدم برمیداریم
با همان پاهایی که آرزو داشتند
خاک بینالحرمین را لمس کنند،
با چشمانی که به جای گنبد،
فعلاً آسمان را نگاه میکنند
و با دلی که هر قدمش میگوید:
«حسین جان، ما را هم دیدی؟»
فردا هر قدممان
یک سلام است؛
یک «السلام علیک یا حسین»
از طرف دلی که امسال
پشت مرزهای قسمت ماند.
ما جاماندهایم،
اما نمیخواهیم از قافلهی عشقت جا بمانیم...
شاید فردا، در میان همین جاماندهها،
کسی از طرف ما به کربلا برسد؛
شاید یک قدم،
یک «یا حسین»،
یک اشک،
نایبالزیارهی دلهای جاماندهمان شود...
آقا...
ما کربلا نرسیدیم،
اما فردا میآییم؛
با دلی پر از حسرت،
با چشمی پر از اشک،
و با امیدی که فقط یک چیز میخواهد:
سال بعد، خودمان را در میان زائرانت ببینیم...
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین 🖤
#اربعین_۱۴۴۸
✍️ به قلم صائب