✌️🇮🇷 حزب حق
این سه تا پست قبلی، خاطره من از روز ۹ دی سال ۸۸ هستش. قبلا تو یه فایل پی دی اف تو لپ تاپم داشتم...ول
حالا یه چیز جالب بگم.
من نمیدونم این ۹دی ماجراش چیه؟
سال ۹۸ (فکر کنم) برای سالگرد ۹دی، رفته بودم برنامه #نطنز
محمدرضا_شهبازی تو میدون فلسطین، سینما #فلسطین ...ایام برگزاری #جشنواره_عمار هم بود.
اونموقع من گلکسی نوت ۶ داشتم...پن یا همون مداد داشت این گوشی.
موقع نشستن گوشی از دستم افتاد.
گویا موقع افتادن، به این پن فشار اومده و از جاش خارج شده ولی نیفتاده.
موقعی که مراسم تموم شده و من بلند شدم که برم، این پن هم از جاش خارج میشه و میفته انگار...وقتی به در خروج رسیدم گوشیم هشدار داد که S pen سرجاش نیست. با چه شوک و هولی برگشتم دنبالش ولییی.....دریغ و صد حیف که برای بار دوم و این بار در #سالگرد #۹دی بنده یک اتد دیگه از نوع دیجیتالیش (!) رو گم کردم!🤦🏻♀️🙄😐
چقدر هم دوسش داشتم...کلا اون گوشی و همه متعلقاتش رو دوست داشتم.
اصلا نمیدونم این ۹ دی با وسایل من بخصوص از نوع اتُد طورش چه خصومتی داره؟😑🤔
.
✍️
🆔 @hezbehagh
عضو #حزب_حق شوید 👇
https://eitaa.com/joinchat/3338469598C0ec53cfa58
25.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این کلیپ کار یکی از دوستانه.
برای این کلیپ ها وقت و انرژی صرف میشه...ببینید و ببینانید لطفا.
.
کلیپ کامل در
@hafezeh_tarikhi_irani
.
#حافظه_تاریخی_ایرانی
#امیرحسین_ثابتی
#برجام
.
✍️
🆔 @hezbehagh
عضو #حزب_حق شوید 👇
https://eitaa.com/joinchat/3338469598C0ec53cfa58
هدایت شده از نوشتهها
🔰از حسرت شهادت تا مرکب شهادت
نوشته بود:« این شهید را روایت کنید. به برکت خون این شهید باید تقدس مقام معلم را به آن برگرداند» و من دنبال روایتی بودم از این معلم شهیده. کسی که در عصر غلبهی نگاه مادی به شغل مقدس معلمی و در زمانهی معلمبلاگری، با نگاه تربیتمحور عزمش را جزم کرده بود تا در قامت یک معلم انقلابی به دل میدان تعلیم و تربیت بزند. دختری دهه هشتادی که با طرح بینهایت، مبانیش را برای برداشتن بار تربیتی محکم کرده و با دورهی اندیشهورزی استراتژیک کودکان و نوجوانان، چگونه و برای چه اندیشیدن را آموخته بود. معلمی که در پیوند با ولی فقیه زمانش میدان جهاد را اینگونه فهم کرده بود: «از زمانی که شما را شناختم و علاقه قلبی به شما در قلب و اندیشهام ریشه دواند، سربازتان شدم، دانشجو شدم، معلم شدم.»
این اطلاعات جسته و گریخته را که از گوشه و کنار میخواندم بیشتر ذهنم درگیر شهیدهای میشد که حالا قرار بود در دانشگاه فرهنگیان آرام گیرد و چون کعبه، سنگ نشان راه معلمان نسل آینده شود که ره گم نکنند. هرجا نگاهم را میچرخاندم از گروههای ایتا تا استوریهای اینستاگرام فائزه را میدیدم. تا اینکه دیشب قبل از بستن اینستاگرام استوری بزرگواری را دیدم که تصویر فائزه را استوری کرده و نوشته بود: «به چفیه سبز و نحوه انداختنش نگاه میکنم و عینک دودیاش! نمیدانم عدهای به فائزه هم میگفتند مذهبی صورتی؟» متن استوری برایم عجیب بود. درنگ نکردم و پاسخ دادم: «عجیبترین برداشتی بود که تا حالا از این عکس دیده بودم». پاسخ داد: «چرا الان اگر شهید نشده بود خیلی بعید نبود که یکی بیاد و بگه این مذهبی صورتیه! ژست گرفته کنار تابلو و عینک دودی زده و چفیه رنگیش را انداخته پشت»
نه با تعبیر مذهبی صورتی همراهم و نه با چنین قضاوتی در مورد افراد. گفتگویی شکل میگیرد و تا نقد فضای گفتمانی حاکم بر زیست مجازی و رسانهایمان پیش میرود. اینکه هر وقت کسی حرفی زد حتی به اشتباه، بجای نقد همان حرف تا تخریب شخصیت و بی حیثیت کردنش پیش میرویم. بعد از این گفتگو، بیشتر نگران قلمی میشوم که به دست گرفتهام. آخر شنیدهام که فائزه هم اهل قلم بوده.
بیشتر از خودم میترسم. آن هم در زمانهای که شوق و شهوت دیده شدن در دنیای تبرجهای کلامی و تصویری از در و دیور شعله میکشد. خصوصا اکنون که به روایتی جدید از این بانوی شهیده رسیدهام. روایتی به نقل از معلمش که میگوید: «فائزه تو همهی عکسهای مشترکمون کنار جمع ایستاده در مرکز نیست. نمایش نداشت دنبال دیده شدن و در مرکز بودن نبود اما موثر بود.» چقدر توصیف معلم فائزه منطبق بر این توصیف حضرت آقا از حاج قاسم است: «دنبال دیده شدن نبود. حتی از دیده شدن فرار میکرد. کار را برای خدا میکرد» وقتی میخوانم: «در جمعها و جشنهامون داوطلب انجام کم ارزشترین کارها بود.» ذهنم گریز میزند سمت روایتی از حاج قاسم که «وقتی کارگرها برای نظافت سرویس بهداشتی حسینیه بیتالزهراء آمده بودند. همه را بیرون کرد. در را بست. خودش تنها شلنگ دست گرفت و همه جا را شست.» بیریاترین و در ظاهر کمارزشترین کار.
به اینجای روایت که میرسم: « با یه بسته دستمال پاک کننده آرایش، شعار از در و دیوار دانشکده و مترو پاک میکرد. لگد میخورد از مسافران و فحش از همكلاسيا...» جملهی «بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرمها میماند.» با لحن صدای سردار در مغزم ضرب میگیرد. آری فائزه میدانست در و دیوار حرم مقدس است و باید تطهیر شود. به یاد آخرین دستنوشتهاش میافتم«در حسرت شهادت» حسرتی که دیگر حسرت نیست. باید شهید زندگی کنی تا شهید شوی.
✍️مریم اردویی
@maryamordouei
9.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گفتگو با مردم شمال #تهران درباره #مهاجرت
.
نمیدونم این عدم مهاجرت و #نه گفتن اینها چقدر خوبه ولی جالب بود.
از یه نظر هم بده البته...از اون نظر اقتصادیش که میگن، بده به نظرم...بده که ساختارها طوری تنظیم و طراحی شده که برای عده ای سهل و همواره پول در آوردن و روز به روز و ساعت به ساعت پول رو پولشون میاد و برای عده ای دیگه پولدار شدن محاله و هر چقدر جون میکنن کمتر به پول میرسن.
و اینطوری هر روز بیشتر از دیروز فاصله طبقاتی زیاد میشه و عملا قشر متوسط کم و کمتر میشه و بیشتر به قشر فقیر و از اونطرف قشر غنی اضافه میشه.
.
✍️
🆔 @hezbehagh
عضو #حزب_حق شوید 👇
https://eitaa.com/joinchat/3338469598C0ec53cfa58
8.73M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#بی_بی_سی دیگه غلط بکنه با یکی از این #یمنی ها مصاحبه بکنه!😁✌🏻
اولش که میگه #من_اطلاع_ندارم دقیقا شبیه جواب دادن #امام_خمینی به اون خبرنگار شبکه تلویزیونی پی بی اِس آمریکاست.
واقعا این یمنی ها شبیه دهه شصت ما هستن.
.
#اطلاع_ندارم
✍️
🆔 @hezbehagh
عضو #حزب_حق شوید 👇
https://eitaa.com/joinchat/3338469598C0ec53cfa58
https://harfeto.timefriend.net/17048472689309
🤜 حزب حق لینک پیام ناشناس ایجاد کرده است * 👸🤴️
*همین حالا به لینک بالا بروید و نظرتون رو به صورت ناشناس بفرمایید*
‼️👆👆👆👆👆👆‼️
✌️🇮🇷 حزب حق
https://harfeto.timefriend.net/17048472689309 🤜 حزب حق لینک پیام ناشناس ایجاد کرده است * 👸🤴️ *همی
اگر نقدی نظری حرفی پیشنهادی داشتید در پیام ناشناس بگید.
دیگه از این به بعد لینکش تو بیو هست. هر وقت خواستید میتونید پیام بذارید.
🌹
.
@hezbehagh
May 11
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مسئولین نفهم و نامسئول!
#رهبر مملکت صریحا داره بهتون میگه یه تکونی بخورید و از این خواب خرگوشی بیدار بشید.
داره میگه تمهیدات و برنامه داشته باشید....بسه دیگه.
داره میگه مردم رو تربیت کنید...
یه کاری بکنید
.
#حجاب
#بیحجاب
#بیحجابی_اجباری
.
✍️
🆔 @hezbehagh
عضو #حزب_حق شوید 👇
https://eitaa.com/joinchat/3338469598C0ec53cfa58