اما عزیز من،
من به تو بارها فرصت دادم تا رنجاندنم را جبران کنی؛
اما تو همان فرصت ها را هم صرف رنجاندن دوباره ام کردی.
کاش در پایان این بغضها، خستگیها، اندوهها، چیزی باشد که ارزش این همه دوام آوردن را داشته باشد.
مثلا یکی باشه سرتو بگیره بالا و بهت بگه:
منو نگاه کن. کی اذیتت کرده؟ فقط اسمشو بهم بگو.
هر چیزی، که اذیتت می کنه، داره صبر کردن رو بهت یاد میده؛ هر کسی که ترکت میکنه داره ایستادن رو پای خودت رو، بهت یاد میده؛ چیزی که عصبانیت میکنه داره بخشش رو بهت یاد میده، هیچ چیز بدون نتیجه نمیمونه.
کی فهمیدم دوستش دارم؟
اونجایی که من آدم قربون صدقه رفتن نیستم
اما تا میبینمش دلم براش ضعف میره و قربونش میرم.
این که بهش قول بدی گریه نکنی
پس،از فشار بغض رگ چشمت پاره بشه
و به معنای واقعی خون گریه کنی ته بی کسی و بدبختیه://