برای کافه یورول ✨
وِرِکسا، اژدهای فرمانروای آذرآب
لور: در قلمرویی که دریاها از فلز مایع ساخته شدهاند، اژدهایی نقرهای به نام وِرِکسا بر طوفانهای آبی حکومت میکرد. سنگ آبیِ میان بدنش، «هستهی آذرآب» بود؛ گوهری که میتوانست خشمِ موجودات جادویی را خاموش کند یا برعکس، تمام نیروی آنها را برای لحظهای بیدار کند. بعدها جادوگران بدن وِرِکسا را به شکل یک دستبند ساختند، اما هسته هنوز زنده است.
نحوه استفاده: صاحب دستبند باید سنگ آبی را با کف دست بپوشاند و یک فرمان کوتاه به زبان اژدها بگوید. سنگ ناگهان سرد میشود و جادوی موجود در اطراف را به خودش میکشد؛ سپس آن نیرو را به شکل یک موج نقرهای آزاد میکند که میتواند طلسمها، موجودات جادویی یا حتی اشیای افسونشده را برای چند لحظه وادار به اطاعت کند.
خطر:
برای Doctor Nyoko ✨
اِلویرا، عینکِ باغِ بلور
لور: اِلویرا عینکی افسونشده از شهرِ باغبانان آسمانی است؛ شهری که در آن گلها روی فلز رشد میکنند و قطرات شبنم مانند سنگهای قیمتی ارزش دارند. گلهای آبیِ ظریف روی قاب، فقط تزئین نیستند؛ هرکدام یک گلِ زنده از باغ سلطنتیاند که هنگام نزدیک شدن جادو، آرامآرام باز میشوند. قطرههای شیشهای آویزان از آن نیز شبنمِ منجمدشدهی همان باغ هستند.
نحوه استفاده: وقتی اِلویرا روی چشم گذاشته شود، جهان برای صاحبش به دو لایه تقسیم میشود: دنیای عادی و دنیای جادوییِ پنهان. او میتواند ردّ طلسمها، مسیر حرکت موجودات نامرئی و شکافهای جادویی در فضا را ببیند. اگر یکی از گلهای قاب را لمس کند، عینک حتی میتواند برای چند لحظه مسیر امن میان دو نقطه را به شکل خطوطی درخشان نشان دهد.
خطر:
برای جادوگر رها شده ✨
آرالیس، شانهٔ ماهِ غرقشده
لور: میگویند این شانه از بقایای تاجِ جادوگری ساخته شده که در شبی مهتابی به اعماق دریای خاموش فرو رفت. گلهای سفید، مرواریدها و پرهای حکشده روی آن، نماد پیمانی میان ماه و دریا هستند و سنگ آبیِ مرکز، آخرین قطره از نور ماه را در خود نگه داشته است. هرکس آرالیس را در دست بگیرد، صدای بسیار آرام موجهایی را میشنود که در هیچ دریایی وجود ندارند.
نحوه استفاده: آرالیس باید هنگام شب، زیر نور ماه از میان موها کشیده شود؛ با هر بار عبور دندانهها، رشتههای مو برای لحظهای مثل سطح آب میدرخشند و شانه میتواند یک «راهِ پنهان» را آشکار کند؛ دری، مسیر یا حتی اتاقی که در دنیای عادی دیده نمیشود. هرچه نور ماه کاملتر باشد، راهی که شانه نشان میدهد عمیقتر و اسرارآمیزتر خواهد بود.
خطر:
برای تولید و توزیع تریاک اصل ✨
سِلِسترا، کفشهای مارِ زرین
لور: سِلِسترا در سرزمین امپراتوریهای بیابانی ساخته شد؛ جایی که زرگران دربار برای محافظان معبد، کفشهایی از طلای جادویی میساختند. بدنهی آن با نقشهایی شبیه پیچش مار و پرهای درهمتنیده پوشیده شده و دو چشم سرخ کوچک در میان طلا پنهان است. افسانه میگوید نخستین جفت از پوست یک مارِ طلایی ساخته شده بود که نگهبان گنجینهی خدایان بود و پس از مرگ، قدرتش را در کفشها باقی گذاشت.
نحوه استفاده: هنگامی که سِلِسترا پوشیده شود، نقشهای طلایی روی آن شروع به حرکت میکنند و قدمهای صاحبش را سبک و بیصدا میسازند. اگر صاحب کفش سه بار پاشنه را به زمین بکوبد، مارهای طلایی بیدار میشوند و میتوانند برای مدتی کوتاه از دیوارها و ستونها بالا بروند؛ به همین دلیل این کفشها بیشتر برای عبور از مکانهای غیرقابلدسترسی و فرار از نگهبانان استفاده میشوند.
خطر:
برای اتلانتیس گم شده✨️
فِیروِن،آوازِ بالهای یخی
لور: در سرزمینی که دریاها هرگز موج نمیزدند، افسانهای از «پرندگان ژرفا» وجود داشت؛ موجوداتی شفاف که گفته میشد در اعماق اقیانوسی بیانتها زندگی میکنند و بالهایشان از آبِ منجمد ساخته شده است. فِیروِن از نخستین قطرهی خونِ یکی از همان موجودات ساخته شد؛ کریستالی آبی که میان شاخههایی از فلز طلایی گرفتار شده و هرگز ذوب نمیشود. گفته میشود سازندهی آن، جادوگری بوده که تلاش کرده صدای یک پرندهی ژرفا را درون سنگ زندانی کند. اما چیزی که درون فِیروِن به دام افتاد، صدا نبود؛ بخشی از خودِ موجود بود. به همین دلیل، گاهی درون سنگ آبی، چیزی شبیه بالهایی زنده دیده میشود که بدون هیچ منبعی به آرامی حرکت میکنند.
نحوه استفاده: فِیروِن تنها در حضور آب بیدار میشود. هنگامی که آویز با سطح آب تماس پیدا کند، کریستال آبی شروع به درخشیدن کرده و بالهای درون آن باز میشوند. آب اطراف آویز برای چند لحظه از قوانین طبیعی پیروی نمیکند؛ قطرهها در هوا معلق میمانند، جریانها تغییر مسیر میدهند و صاحب فِیروِن میتواند آب را مانند موجودی زنده به حرکت درآورد. اگر قدرت بیشتری لازم باشد، بالهای آبی کاملاً از کریستال بیرون میآیند و موجی عظیم را تنها با یک حرکت آزاد میکنند.
خطر!