اگه میدونستین حرفایی که میزنین چهقدر تو روحیه و روز طرف مقابل تاثیر داره هیچوقت دهنتونو باز نمیکردین هر چرتیو بگین:)
حالا که این پیام را مینویسم، تو دفن شدهای. با احترامی تمام. بر روی میلیونها شانه. شانههای لرزان. چه تشییع شکوهمندی. میلیونها سیاهپوش. در میان گلبرگهایی هموزن خودت. و قطرات گلاب بر پیکرت. به شهری که از آن آمدهبودی بازگشتهای. که کل شئ یرجع الی اصله. در غربت نه. خون از نگین انگشترت شسته و به خانوادهات دادهاند. لباسهایت را کسی دست نزده. عمامهات؟ روی تابوت بین گلبرگها گم شد. راستی زنان مومنه، زیر شانههای مادرت را گرفتهاند. نوازشش میکنند. همسرت، خواهرت و دخترانت را، دختران شهدا احاطهکردهاند به دلگرمی و تسلی. از اکناف میآیند به تسلیت و اشکی میریزند و خرمایی باز میکنند. هوای خانوادهات را دارند. راستی این سه روز را روی خاک گرم که نماندی؟ روی شانهها بودی. آنجا آفتاب داغ بر پیکرت نبود، کوهپایه همیشه خنک است. اسب و نعل تازهای اصلا توی کوهستان پیدا نمیشود که. میشود؟ کفن سپید گلبارانت را هم توی عکسها دیدهام. بوریا نبود. همهچیز با عزت و بزرگداشت تمام شد و تو حالا آرام گرفتی. همه دارند « ابعث ثوابها الی قبر ابراهیم» میخوانند. آه... هیچ ابراهیم... هیچ. امشب شبجمعه بود... زینت دوش نبی، روی زمین جای تو نیست!
مهدی مولایی