^᪲هیما/𐚁̸𝐻𝒾𝓂𝒶
گلِ چادر گل دارت تبِ دستای تب دارت نفست که خراب میشه مثل شمعی که آب میشه..
شبا ساکت و بیداری
ولی معلومه درد داری بین هر نفس
پر اشک سکوت تو پر گریه قنوت تو
کنج این قفس