ارتباط گرفتن با مسیحا واقعا خیلی راحت و خوشحالکنندست.
وقتی باهاش با لحن مهربونی حرف بزنی بهت لبخند میزنه. اگه دست به سرش بکشی گوش تا گوش میخنده. اگه توجه بخواد به دستت میزنه و وقتی حالش خوبه سعی میکنه باهات حرف بزنه.
اگه تو بغل آشنا باشه و خسته باشه میخوابه و از بادکنکا و پوسترای رو دیوار اتاق خوشش میاد. حتی از چشمهاش هم مهربونی میباره و کسایی که میشناسه رو با حرکت چشم دنبال میکنه و حتی وقتی میشینم پیشش میخنده و دست و پا میزنه.
من دوتا چشم دارم که به انتظارم برق میزنن و شاید زندگی واقعا همینه؟