𝖬𝖺𝗋𝗌𝗁𝖺𝗅𝗅
اهخ دلم برای اینا تنگ شده بود
سیما ببین امیدوارم در لحظات آخر در آغوش خدای خودت باشی
𝖬𝖺𝗋𝗌𝗁𝖺𝗅𝗅
سیما ببین امیدوارم در لحظات آخر در آغوش خدای خودت باشی
میخواستم لاشی بازی دربیارم و بگم پس بغلم کن ولی نه
با رها یه پروندهی قدیمی حلنشده پیدا کردیم و ریختیم سرش
سرنخها بیربطترین بودن و پیدا کردن جواب کاملا شانسی بود
یکی از سرنخها یه منوی رستوران بود و رها توی کل مدتی که من داشتم خودخوری میکردم مدام تکرار میکرد "برام فلان غذا بخر"