این سریال باعث میشه از شدتِ حرص دلتون بخواد کرکترا رو یه دور کتک بزنید، از شدتِ ذوق سر کاپلاش نصفه شبی جیغ بکشید، از فرطِ غم و اندوه و این داستانا تا یه هفته سر کرکتر موردعلاقهتون زار بزنید بعد یهو بوم! طرف زنده میشه و همچنین از شدت عشقِ زیاد به یه کرکتر قلبتون از جاش دربیاد و پودر بشه.(مثل همون احساسی که من نسبت به تایلر، الایژا و کلاوس دارم.FR)
یاد اون موقعی که تازه استی شروع کرده بودم افتادم:)
مغازهی خودکشی!(فن پیجِ تایلر و خاندانِ مایکلسون)
کاش سارا بره ومپایر دایریز ببینه بیاد باهم واسه برادران مایکلسون فنگرلی کنیم وای☹️
چیزی که سوگل من رو به دیدنش دعوت می کنه:
چیزی که من امروز دیدم: چهار قسمت فوتبال رباتی.