اولِ هر سفر یه دعوای خانوادگی مفصل داشتیم، وسطش یه جرورحثِ مفصل، آخرشم یه جنگِ جهانیِ کامل.
مغازهی خودکشی!
از بچگی هر سفری که میرفتم جهنم بود
بعد بابام سرِ هرکدوم از این سفرها یه دور کامل منو تخریب میکرد و با آسفالت یکی میکرد.🙏
بابای خوبی دارم و خب چه بخوام چه نخوام مجبورم خیلی زیاد عاشقش باشم چون این تنها کاریه که میتونم واسهی سلامتِ روان خودم و نداشتنِ عذاب وجدان انجام بدم ولی هروقت بیشتر از ۱۲ ساعت باهم باشیم یه جنگ جهانیای چیزی رخ میده.🥀
هدایت شده از فنجون ˖☕️ ࣪⭑
چالش شماره 𝟑 .🐠
بفرست توی چنلِت / دیلیت و
بپرس که کدوم وایب رو میدی 😼⭑