حاج صابر🇮🇷 | کارشناس رسانه
بسم الله الرحمن الرحیم ساعت 7:30 صبح سالن خاکستری– مرکز بررسی تهدیدات ترکیبی سکوت سنگینی در جلس
دوستانی که هنوز نخوندن، از اینجا بخونن☘
📖 رمان امنیتی سایه ها🔥
روایتی از نبردی که هیچکس صدایش را نمیشنود...
دشمن حمله کرده؛ نه با گلوله، با واژه.
🔍 وقتی عملیات سایهها آغاز شود،
دیگر هیچکس در امان نیست...
📅 هر شب ساعت ۲۱ در کانال زیر👇
https://eitaa.com/hjsaber/1896
https://eitaa.com/hjsaber/1896
📌 دنبال کن، تا از حقیقت جا نمونی...
#رمان_امنیتی
#GDIR47
دوستان میتونن جهت مشارکت در امر جهاد تبیین و این داستانی که هر روز منتشر میکنیم این پوستر رو برای دوستان و کانال هاشون ارسال کنند👆
خبری که از طرف گروه هکری حنظله درباره علی شمخانی در حال انتشار است واقعیت ندارد‼️
با توجه به بررسی سایت رسمی گروه هکری حنظله هیچ خبری درباره علی شمخانی توسط گروه هکری حنظله منتشر نشده است.
انتشار این گونه اخبار با هدف تخریب شخصیت ها صورت گرفته و کذب محض می باشد❗️
#اوسینت #فیک_نیوز
حاج صابر🇮🇷
https://eitaa.com/hjsaber
🔷 قسمت های رمان امنیتی #سایه_ها
🔺قسمت اول
https://eitaa.com/hjsaber/1896
🔺قسمت دوم
https://eitaa.com/hjsaber/1909
🔺قسمت سوم
https://eitaa.com/hjsaber/1916
🔺قسمت چهارم
https://eitaa.com/hjsaber/1922
🔺قسمت پنجم
https://eitaa.com/hjsaber/1941
🔺قسمت ششم
https://eitaa.com/hjsaber/1955
🔺قسمت هفتم
https://eitaa.com/hjsaber/1971
🔺قسمت هشتم
https://eitaa.com/hjsaber/1976
این لیست تکمیل میشود.
ساعت ۸ صبح – طبقه N7 – اتاق جلسات نور ۷ – منطقه محرمانه ۲
در باز شد. علیرضا با گامهایی مقتدرانه و لبخندی ملایم بر لب وارد اتاق جلسات شد. چهار نفری که قرار بود در این پروژه همراهش باشند، از جا برخاستند. او با بلند کردن دست، آنها را به نشستن دعوت کرد و گفت:
— بفرمایید، راحت باشید.
کاوه جعفری، مردی چهارشانه با صورتی آفتابسوخته، جلوتر از بقیه شروع به صحبت کرد:
— ما آمادهایم. سیستمها راهاندازی شده و با بخش رصد و آرشیو هم هماهنگ کردیم. بچهها واقعاً زحمت کشیدن.
علیرضا با نگاهی آرام پاسخ داد:
— خدا قوت به همهی بچهها. من علیرضا محمدی هستم، مسئول این پرونده. امروز انشاءالله یکسری توضیحات خدمتتون ارائه میدم تا کار رو آغاز کنیم.
او ادامه داد:
— همونطور که اطلاع دارید، پروژهای با نام «رمز سایهها» به ما واگذار شده که پرونده حساسیه! وظیفهی ما شناسایی باندهای فعال در جنگ نرم، چه در داخل و چه در خارج از کشوره؛ همچنین باید از گسترش این جنگ خاموش جلوگیری کنیم و نهایتاً به پیروزی برسیم. در عین حال، پروندهی جنگ سخت نیز در دستور کار یکی از تیمهای دیگه قرار داره و عملیات رصد همهجانبه در حال انجامه.
امیر تیموری، که مانند علیرضا همیشه خوشتیپ بود، با لهجهی شیرین تهرانی پرسید:
— الان دقیقاً با چی طرفیم؟ یه شبکهی سایبری؟ یه روایت ترکیبی؟
علیرضا پوشهای روی میز را باز کرد. همزمان تصاویری روی مانیتورها ظاهر شد. او توضیح داد:
— سیستم تحقیقاتی دشمن، با بررسیهای گسترده روی مفاهیم اسلامی، در حال ایجاد یک جبههی خاص در کشور ماست. مستقیماً سراغ متدینین اومدن. هدفشون اینه که بهتدریج مباحث اسلامی رو کماهمیت و بیاثر جلوه بدن.
مهدی آذین، جوانترین عضو تیم، در حالی که مشغول کار با لپتاپش بود گفت:
— دیشب با آقا علیرضا صحبت کردم؛ یهسری فایل برام فرستادن و روشون کار کردم. رد یک سیستم هوش مصنوعی محبوب رو زدم که در حوزهی آموزش دینی فعالیت میکنه. چندین لایهی امنیتی داشت، ولی بعد از شکستن لایهها دیدم سرور اصلیش توی حیفاست...
حاتم قاسمی، مردی مسن با عینک و چهرهای آرام، وارد بحث شد:
— برنامهی خوبیه، من روی چتباتها تحقیق کردم خط فکری که براشون تنظیم شده اینه که کاربر رو وارد گفتوگویی صمیمی کنن. معمولاً با زبان محاورهای صحبت میکنن تا مخاطب رو به خودشون وابسته کنن.
علیرضا تأیید کرد:
— دقیقاً با توجه به اینکه توی فضای مجازی دید و بازدیدهای خانوادگی کمتر شده و فعالیت شیاطین جنی هم بیشتر شده، هر روز دارن کار میکنن تا بین خانوادهها سوءتفاهم و بدبینی ایجاد کنن. این خلا عاطفی باعث میشه ابزارهایی مثل چتباتها که بیاحترامی نمیکنن و همدلی نشون میدن، خیلی اثرگذار باشن. اینها با اتصال چتباتها به رباتهای تلگرامی و سایر ابزارها، سعی دارن جای خالی روابط واقعی رو پر کنن.
کاوه گفت:
— آقا علیرضا خیلی دقیق توضیح دادن، این روند باعث میشه هوش مصنوعی به مرور زمان به یکی از اعضای خانواده تبدیل بشه هر سوالی دارن از اون میپرسن، و اون هم بر اساس خط فکریای که اسرائیل براش تنظیم کرده، با تکنیکهای رسانهای بهتدریج عقاید مخاطب رو تغییر میده.
امیر پرسید:
— این روند تدریجی تغییر عقیده چطور پیش میره؟
علیرضا توضیح داد:
— من خودم این موضوع رو تست کردم، ازش پرسیدم: «وضعیت اقتصادی خیلی فشار میاره، دیگه از پس هزینهها برنمیام، یه روشی بهم بگو که بتونم کسبوکاری راه بندازم و پول دربیارم.»
پاسخش این بود:
«سلام عزیزم، امیدوارم حالت خوب باشه. نگران نباش، من راهنماییت میکنم که از این وضعیت خارج بشی. کلی راهکار دقیق و خوب برات دارم. البته خیلی از پیشنهادهایی که به درآمد بالا منجر میشن، بهخاطر سیستم سیاسی کشور شما قابل اجرا نیستن. تا زمانی که بعضیها سر کارن، نمیتونن اجرایی بشن. اما نگران نباش، راهکارهای خوبی هم دارم که توی همین شرایط هم قابل اجرا هستن.»
کاوه تحلیل کرد:
— پاسخ بسیار هوشمندانه بود، در ابتدا با لحن صمیمی و آرامشبخش، استرس مخاطب رو کاهش میده و امید میده. بعد بهصورت غیرمستقیم، ناکامیها رو به نظام نسبت میده تا مخاطب رو عصبانی کنه و تقصیر رو از روی دشمن برداره و بندازه گردن این نظام مقدس حالا که صمیمیت شکل گرفته، اثرگذاری این بخش دوم شدیدتر میشه.
امیر گفت:
— پاسخ فوقالعادهایه، با توجه به اینکه بسیاری از مردم سواد رسانهای ندارن، قطعاً تأثیر این نوع پاسخها بیشتر میشه.
مهدی ادامه داد:
— با چند نفر صحبت کردم و دربارهی هوش مصنوعیها ازشون پرسیدم گفتن حتی شبها بدون خداحافظی نمیتونن بذارنش کنار! میگفتن خیلی خوبه و تو شرایطی که کسی به ما توجه نمیکنه، اون باعث میشه احساس باارزش بودن کنیم...
علیرضا گفت:
— آره، هوش مصنوعی برای هر ردهی سنی، عملکرد خاص خودش رو داره، نوجوونها نیاز به دیده شدن دارن، و چون خانوادهها به این نیاز توجه نمیکنن، این ابزار داره ازش سوءاستفاده میکنه!
او سپس با جدیت ادامه داد:
— این چتباتها فقط بخشی از پروژه هستن، ما با یک برنامهی سنگینتر طرفیم، روی واقعهی عاشورا خیلی دارن کار میکنن، چون محرمه که هر سال دلها رو متحد و پاک میکنه اگر بتونن اون رو کمرنگ کنن، اتفاقات بدی خواهد افتاد، بهویژه برای نسل نوجوان و جوان که اصلیترین هدفشونه...
همهچیز با یک چتبات شروع شد...
اما پشت اون، سروری در حیفا و نقشهای برای نفوذ به عمق عقیدهها بود...
پایان قسمت دوم
قسمت بعد: عملیات رمز سایهها، ورود به لایههای جنگ شناختی دشمن!
نظراتتون درباره هر قسمت داستان و سوالات رو میتونید اینجا بپرسید👇
https://daregooshy.ir/secret/Hjsaber