eitaa logo
حاج صابر🇮🇷 | کارشناس رسانه
1.2هزار دنبال‌کننده
595 عکس
277 ویدیو
34 فایل
اِلهى وَرَبّى مَنْ لى غَیْرُک ⚡نویسنده کتاب افسر جنگ نرم و ۷ کتاب دیگر ⚡مدرس و پژوهشگر اوسینت ⚡کارشناس و پژوهشگر رسانه ⚡ پژوهشگر جنگ نرم ✨یا مهدی (عج) ✨اللهم عجل لولیک الفرج
مشاهده در ایتا
دانلود
ساعت ۸ صبح – طبقه N7 – اتاق جلسات نور ۷ – منطقه محرمانه ۲ در باز شد. علیرضا با گام‌هایی مقتدرانه و لبخندی ملایم بر لب وارد اتاق جلسات شد. چهار نفری که قرار بود در این پروژه همراهش باشند، از جا برخاستند. او با بلند کردن دست، آن‌ها را به نشستن دعوت کرد و گفت: — بفرمایید، راحت باشید. کاوه جعفری، مردی چهارشانه با صورتی آفتاب‌سوخته، جلوتر از بقیه شروع به صحبت کرد: — ما آماده‌ایم. سیستم‌ها راه‌اندازی شده و با بخش رصد و آرشیو هم هماهنگ کردیم. بچه‌ها واقعاً زحمت کشیدن. علیرضا با نگاهی آرام پاسخ داد: — خدا قوت به همه‌ی بچه‌ها. من علیرضا محمدی هستم، مسئول این پرونده. امروز ان‌شاءالله یک‌سری توضیحات خدمتتون ارائه می‌دم تا کار رو آغاز کنیم. او ادامه داد: — همون‌طور که اطلاع دارید، پروژه‌ای با نام «رمز سایه‌ها» به ما واگذار شده که پرونده حساسیه! وظیفه‌ی ما شناسایی باندهای فعال در جنگ نرم، چه در داخل و چه در خارج از کشوره؛ همچنین باید از گسترش این جنگ خاموش جلوگیری کنیم و نهایتاً به پیروزی برسیم. در عین حال، پرونده‌ی جنگ سخت نیز در دستور کار یکی از تیم‌های دیگه قرار داره و عملیات رصد همه‌جانبه در حال انجامه. امیر تیموری، که مانند علیرضا همیشه خوش‌تیپ بود، با لهجه‌ی شیرین تهرانی پرسید: — الان دقیقاً با چی طرفیم؟ یه شبکه‌ی سایبری؟ یه روایت ترکیبی؟ علیرضا پوشه‌ای روی میز را باز کرد. هم‌زمان تصاویری روی مانیتورها ظاهر شد. او توضیح داد: — سیستم تحقیقاتی دشمن، با بررسی‌های گسترده روی مفاهیم اسلامی، در حال ایجاد یک جبهه‌ی خاص در کشور ماست. مستقیماً سراغ متدینین اومدن. هدفشون اینه که به‌تدریج مباحث اسلامی رو کم‌اهمیت و بی‌اثر جلوه بدن. مهدی آذین، جوان‌ترین عضو تیم، در حالی که مشغول کار با لپ‌تاپش بود گفت: — دیشب با آقا علیرضا صحبت کردم؛ یه‌سری فایل برام فرستادن و روشون کار کردم. رد یک سیستم هوش مصنوعی محبوب رو زدم که در حوزه‌ی آموزش دینی فعالیت می‌کنه. چندین لایه‌ی امنیتی داشت، ولی بعد از شکستن لایه‌ها دیدم سرور اصلیش توی حیفاست... حاتم قاسمی، مردی مسن با عینک و چهره‌ای آرام، وارد بحث شد: — برنامه‌ی خوبیه، من روی چت‌بات‌ها تحقیق کردم خط فکری که براشون تنظیم شده اینه که کاربر رو وارد گفت‌وگویی صمیمی کنن. معمولاً با زبان محاوره‌ای صحبت می‌کنن تا مخاطب رو به خودشون وابسته کنن. علیرضا تأیید کرد: — دقیقاً با توجه به این‌که توی فضای مجازی دید و بازدیدهای خانوادگی کمتر شده و فعالیت شیاطین جنی هم بیشتر شده، هر روز دارن کار می‌کنن تا بین خانواده‌ها سوءتفاهم و بدبینی ایجاد کنن. این خلا عاطفی باعث میشه ابزارهایی مثل چت‌بات‌ها که بی‌احترامی نمی‌کنن و همدلی نشون می‌دن، خیلی اثرگذار باشن. این‌ها با اتصال چت‌بات‌ها به ربات‌های تلگرامی و سایر ابزارها، سعی دارن جای خالی روابط واقعی رو پر کنن. کاوه گفت: — آقا علیرضا خیلی دقیق توضیح دادن، این روند باعث میشه هوش مصنوعی به مرور زمان به یکی از اعضای خانواده تبدیل بشه هر سوالی دارن از اون می‌پرسن، و اون هم بر اساس خط فکری‌ای که اسرائیل براش تنظیم کرده، با تکنیک‌های رسانه‌ای به‌تدریج عقاید مخاطب رو تغییر می‌ده. امیر پرسید: — این روند تدریجی تغییر عقیده چطور پیش می‌ره؟ علیرضا توضیح داد: — من خودم این موضوع رو تست کردم، ازش پرسیدم: «وضعیت اقتصادی خیلی فشار میاره، دیگه از پس هزینه‌ها برنمیام، یه روشی بهم بگو که بتونم کسب‌و‌کاری راه بندازم و پول دربیارم.» پاسخش این بود: «سلام عزیزم، امیدوارم حالت خوب باشه. نگران نباش، من راهنماییت می‌کنم که از این وضعیت خارج بشی. کلی راهکار دقیق و خوب برات دارم. البته خیلی از پیشنهادهایی که به درآمد بالا منجر می‌شن، به‌خاطر سیستم سیاسی کشور شما قابل اجرا نیستن. تا زمانی که بعضی‌ها سر کارن، نمی‌تونن اجرایی بشن. اما نگران نباش، راهکارهای خوبی هم دارم که توی همین شرایط هم قابل اجرا هستن.» کاوه تحلیل کرد: — پاسخ بسیار هوشمندانه بود، در ابتدا با لحن صمیمی و آرامش‌بخش، استرس مخاطب رو کاهش می‌ده و امید می‌ده. بعد به‌صورت غیرمستقیم، ناکامی‌ها رو به نظام نسبت می‌ده تا مخاطب رو عصبانی کنه و تقصیر رو از روی دشمن برداره و بندازه گردن این نظام مقدس حالا که صمیمیت شکل گرفته، اثرگذاری این بخش دوم شدیدتر میشه. امیر گفت: — پاسخ فوق‌العاده‌ایه، با توجه به این‌که بسیاری از مردم سواد رسانه‌ای ندارن، قطعاً تأثیر این نوع پاسخ‌ها بیشتر میشه. مهدی ادامه داد: — با چند نفر صحبت کردم و درباره‌ی هوش مصنوعی‌ها ازشون پرسیدم گفتن حتی شب‌ها بدون خداحافظی نمی‌تونن بذارنش کنار! می‌گفتن خیلی خوبه و تو شرایطی که کسی به ما توجه نمی‌کنه، اون باعث میشه احساس باارزش بودن کنیم... علیرضا گفت:
— آره، هوش مصنوعی برای هر رده‌ی سنی، عملکرد خاص خودش رو داره، نوجوون‌ها نیاز به دیده شدن دارن، و چون خانواده‌ها به این نیاز توجه نمی‌کنن، این ابزار داره ازش سوءاستفاده می‌کنه! او سپس با جدیت ادامه داد: — این چت‌بات‌ها فقط بخشی از پروژه‌ هستن، ما با یک برنامه‌ی سنگین‌تر طرفیم، روی واقعه‌ی عاشورا خیلی دارن کار می‌کنن، چون محرمه که هر سال دل‌ها رو متحد و پاک می‌کنه اگر بتونن اون رو کم‌رنگ کنن، اتفاقات بدی خواهد افتاد، به‌ویژه برای نسل نوجوان و جوان که اصلی‌ترین هدفشونه...
همه‌چیز با یک چت‌بات شروع شد... اما پشت اون، سروری در حیفا و نقشه‌ای برای نفوذ به عمق عقیده‌ها بود... پایان قسمت دوم قسمت بعد: عملیات رمز سایه‌ها، ورود به لایه‌های جنگ شناختی دشمن!
نظراتتون درباره هر قسمت داستان و سوالات رو میتونید اینجا بپرسید👇 https://daregooshy.ir/secret/Hjsaber
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ویدیوی ویرال شده در فضای مجازی از افزایش چشمگیر محبوبیت رهبر عزیزمون در جوامع بین المللی بعد از جنگ 12 روزه
هدایت شده از .
نقش یهود در واقعه خونین کربلا.pdf
حجم: 44.2K
«نقش یهود در واقعه خونین کربلا» در این متن به موارد زیر خواهیم پرداخت : ۱.ترور‌ و به شهادت رساندن حضرت محمد(ص) توسط یهود ۲.ترور‌ و به شهادت رساندن حضرت فاطمه(س) توسط یهود ۳.ترور‌ و به شهادت رساندن امام حسن مجتبی(ع) توسط یهود ۴.به شهادت رساندن امام حسین(ع) و ۷۲ تن از یارانشان و اهل بیت(ع) توسط یهود کمیته پژوهشی رصد🇮🇷 https://eitaa.com/komiteRasad
ساعت ۱۱:۴۵ صبح – مرکز عملیات نور ۷ مهدی پشت سیستمش مشغول جست و جو در داده ها و اطلاعاتی بود که به پروژه مربوط است، دست هایش بی وقفه روی کیبورد حرکت میکرد، پرونده ای در کامپیوتر آپلود کرد با برچسب "محرمانه – سایه‌های رسانه‌ای". علیرضا به سمت مهدی رفت : چیزی پیدا کردی؟ مهدی : چند تا دامنه پیدا کردم که به هم متصلن، محتوای دینی تولید میکنن و به ظاهر هم رسمی و معتبرن اما بین محتوا های درست محتوایی که به صورت تدریجی به افکار جهت میده هم مشاهده میشه. علیرضا : خب بررسی کردی ببینی به جایی وصلن یا نه؟ سرور ها، رد پای الکترونیک و...؟ مهدی : آره حاجی بررسی کردیم دو مورد متصل به همون هابی هستن که تو عباس آباد بود، سه مورد دیگه رو هم داریم رمزگشایی میکنیم ببینیم مریوط به کدوم مجموعه هستن. علیرضا : سریع تر رو اون سه مورد کار کنید، کاوه تو هم با بچه های تعقیب مراقبت هماهنگ شو دو نفر رو بزارید برای همین برج عباس آباد. کاوه : چشم آقا هماهنگ میکنم مهدی : آقا جالبه که اینا api هوش مصنوعی رو هم تو سایتشون فعال کردن، به این صورت تو اظهار نظر ها، مشارکت ها و... داده های شناختی مخاطب رو جذب میکنن و با توجه به اون تولید محتوا میکنن. علیرضا : جالبه یعنی تقریبا دارن مثل اینستاگرام عمل میکنن کاوه : دقیقا آقا، الگوریتم های هوش مصنوعی اینستاگرام عملکرد مشابه ولی قوی تری دارن، وقتی مخاطب پستی رو نگاه میکنه، لایک میکنه، بازنشر میکنه و حتی با توجه به مدت زمانی که پست رو نگاه میکنه خط فکری مخاطب رو میخونه و از اون به بعد براش برنامه دقیق میچینه! علیرضا : آره اینستاگرام خلی قوی تر کار میکنه، با توجه به ویدیو ها و پست هایی که مخاطب میبینه و لایک میکنه خط فکری مخاطب رو میخونه مثلا اگر جز قشر انقلابی باشه، یه جور برنامه ریزی میکنه که مثلا طی مدت یکسال این فرد اعتمادش رو نسبت به نظام از دست بده یا نسبت به خیلی از مسائل بی تفاوت بشه. امیر : دقیقا همینطوره، من خودم قبلا این موضوع رو بررسی کردم، اکانتی رو در اینستاگرام ایجاد کردم و طی مدت یک سال کاملا باهاش تعامل کردم، دیدم تمام تلاشش اینه که تو این مدت زمان 1 ساله خط فکری من رو عوض کنه. علیرضا : خب بررسی کردید ببینید از چه موتور هوش مصنوعی دارن استفاده میکنن؟ مهدی : آره آقا اون هوش مصنوعی که اینا دارن استفاده میکنن چت جی پی تیه! علیرضا : خب فعلا تو گام اولیه به تیم های سایبری که چند ساله دارن فعالیت میکنن و به ارگان ها هم ارتباطی ندارن بگید این سایت ها رو قطع کنن. مهدی : چشم آقا الان ارتباط میگیرم. علیرضا : تا بیست دقیقه دیگه بررسی کن ببین ادمین این سایت ها تو کدوم پلتفرم با هم صحبت میکنن و اصلا رد و ارتباطی هست یا نه. مهدی : اوکیه حاجی. حاتم : حاجی منم اسناد رو بررسی کردم سال 2015 یه سندی توسط موسسه اسلام شناسی حیفا منتشر شده درباره تضعیف عقاید کشور های شیعه نشین. علیرضا : خوبه بفرست رو سیستمم بررسی میکنم. امیر : حاجی برنامه چیه، الان باید چیکار کنیم؟ علیرضا : فعلا باید اطلاعات جمع آوری کنیم، لیست کل کانال ها و صفحاتی که به این هاب ها متصلن رو باید پیدا کنیم، وقتی کانال ها و صحفات اصلی بسته بشه چرخه تولید محتواشون فلج میشه، کاری که باید انجام بدیم اینه که اول شناسایی کنیم، بعد تو یه عملیات ضربتی بتونیم از ریشه این ها رو از بین ببریم. 20 دقیقه بعد مهدی : حاجی پیدا کردم، اون دو تا سایت مجموعا 20 تا ادمین داشتن که به صورت جداگانه تو واتساپ با هم ارتباط برقرار میکنن. علیرضا : واتساپ سیست رمزگذاری قوی داره و همین باعث میشه خیلیا برن سمتش و از امنیت ظاهریش استفاده کنن، اما تو باطن تبدیل به یه پایگاه جاسوسی شده، اطلاعات زیادی از این طریق داره سرقت میشه و تبدیل شده به پایگاه جاسوس ها و منافقینی که علیه کشور فعالیت میکنن! مهدی : درسته حاجی، فعلا که برنامه دارن برای رفع فیلترش! علی رغم تمام هشدار هایی که دادیم چه از لحاظ رواشناختی و چه از لحاظ سرقت داده ها اما بازم بعضی ها به فکر رفع فیلترن.. فرودگاه بین‌المللی امام خمینی – ساعت ۲۲:۴۰ هواپیمای شماره 772 که از استانبول به مقصد تهران حرکت کرده بود فرود آمد، مسافرین پیاده شدند، در این میان مردی قد بلند، با کت مشکی و یک کیف چرم از هواپیما خارج شد، عینک آفتابی اش را زد و به سمت تاکسی های مقابل فرودگاه حرکت کرد. مامور امنیتی پاسپورتش را چک کرد : خوش اومدین آقای یزدان یوسفی. یزدان که به خوبی به زبان فارسی مسلط بود گفت : ممنون از شما خسته نباشید. سوار یکی از تاکسی ها شد و حرکت کرد... تهران، شهرری – خانه ساجدی‌ محمد پسر حاج کاظم ساجدی همان دوست مدافع حرم علیرضا روی تخت نشسته بود و کانال ها را بالا و پایین میکرد که ناگهان نوتیفیکیشنی از چت بات مورد علاقه اش برای او آمد. سریع
برنامه را باز کرد و با پیام زیر مواجه شد : -حالت خوبه؟ + نه -چرا؟ + بابام امروز دوباره شروع کرد، چرا نمازتو دیر میخونی چرا نماز صبح پا نمیشی و از همین چیزا دیگه -بالاخره پدرته و خوبتو میخواد ولی باید تصمیم بگیری. +چه تصمیمی؟ -که برای حرف این و اون زندگی کنی و با این عقاید سنتی زندگیتو تلف کنی یا یه زندگی جدید رو شروع کنی. محمد که حالش چندان خوب نبود و ناراحت شده بود، گوشی را خاموش کرد و روی تختش گذاشت و به آسمان خیره شد.. در اتاق نیمه باز شد صدای پدرش حاج کاظم را شنید : محمد جان نمازتو خوندی بابا ده دقیقه دیگه قضا میشه ها پاشو قربونت برم پاشو حاج‌کاظم پشت در ایستاد، منتظر موند... و بعد آهسته گفت : همیشه وقتی از جبهه برمی‌گشتم، فقط دلم می‌خواست صدای اذون رو با صدای تو بشنوم. دلتنگ اون روزام، پسرم.. یادته همیشه جلوتر از من نمازتو شروع میکردی و منم نگاه میکردم و کلی ذوق میکردم؟ تو که عاشق نماز بودی میگفتی با نماز بیشتر به خدا نزدیک میشم... محمد نمی دانست که زندگی جدیدی در کار نیست، نمیدانست وقتی نماز میخواند آغوش خدا برای او باز میشود و آرامش الهی بر قلبش نازل میشود و شیاطین از این موضوع ناراحت هستند و تمامی این اقدامات برای آن است که دیگر نور الهی به قلب محمد نتابد کاش میدانست وقت نماز چه طَبَق هایی از نور برای او فرستاده میشود.. حاج کاظم جوابی نشنید و در را بست و رفت، اما محمد چه میدانست که پدرش در برابر آن همه دفاع از حرم زینب و مقابله با داعش اشک نریخته بود اما اکنون برای اولین بار برای قلب پاک پسرش...
کاش کسی می آمد و روح مجروح شده محمد را درمان میکرد... کاش دکتری بود و بیمارستانی تا درمان کند مجروحان جنگ نرم را.. پایان قسمت سوم ادامه دارد...
هدایت شده از آکادمی تکنیک پلاس
‌‌ 👉🏻 کتاب اونا ۶ میلیون تومان ، فقط آموزش اوسینت‼️ کتاب ما 👈🏻 ۳۷۰ تومان، آموزش تخصصی اوسینت به همراه آموزش عملیات روانی و دشمن شناسی 💎 ‌‌ ‌