‹هـُدیٰ›
-قسمتی از کتاب؛ نقش و سهم بانوان در نظام،یک نقش فوق العاده و ممتاز است؛همچنانکه در اصل انقلاب،نقش ب
از کتابِ پنجم؛
یعنی عرصه های حضور اجتماعی زن
‹هـُدیٰ›
-شهیدهصدیقهرودباری؛
امشب در دلم غوغایی بپاست.غوغای دل کندن و رفتن
رفتن و از خانه گسستن و از خانه و لذت و این جمع بریدن
می روم و خاطرات کودکی و خنده ها و گریه هارا در تو می گذارم.
چرا که فرا راهم نباشد.
می روم به خطه های عاشورایی ایران می پیوندم!
-شهیدهصدیقهرودباری
خب کتابِ بعدی
کتابِ زن و بازیابی هویت حقیقی؛
که بازهم از فرمایشات حضرت آقا درمورد بانوانِ.
-بخشی از کتاب؛
شخصیت اجتماعی زن به عنوان عضوی از این مجموعه عظیم،خیلی حایز اهمیت است.
زنان در گذشته،اصلا به این بخش توجهی نداشتند و اهمیتی نمی دادند.
در مسئولیت های عمومی جامعه،نقشی برای زنان فرض نمیشد.خودشان هم نقشی را فرض نمیکردند؛به خصوص در این سطح وسیعی که امروز مطرح است.
الان شما ملاحظه کنید،همه ی زنان روستاها و شهر های دور افتاده،به عنوان افرادی از مجموعه ی نگهدارنده ی این انقلاب و اصحاب و صاحبان آن،برای خودشان شأن قایلند.
از این جهت،هیچ فرقی بین زن و مرد نیست؛بلکه گاهی زنان،ایمان پر شور تر و دید روشن تری نسبت به مسائل جامعه دارند و کشور و مسائل آن را متعلق به خودشان میدانند.
عروسفرزندعلامہمصباحیزدی:
ظرف می شستم ڪه یڪهو دست هایے از پشت آمد روی چشم هایم.
خنده ام گرفت،
فڪر ڪردم همسرم یا خواهر شوهر ڪوچڪم باشد و دست گذاشتم روی دست ها،گرم بود و مهربان.
دست های او بود.تازه عروس این خانوادہ شده بودم و سن زیادی نداشتم.چند روز بیشتر نبود ڪه محرم شده بودیم و ڪمے خجالت می ڪشیدم،این را فهمیده بود.
با دستے ڪه به روی چشمم گذاشت همه خجالتم را برد.
قند توی دلم آب شد.
دلم میخواست زمان متوقف شود و دست هایش همان طور بماند...
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درحالفیلمبرداری
برایتولدصدیقهخانم
(هجدهاسفندماه)