‹هـُدیٰ›
؛
دستنوشته در تاریخ 6 مرداد 1359:
«خدایا! در هنگام شهادت، در هنگام رفتن و از دنیای زشتیها بریدن، در هنگام دل کندن از این بودنها، یادم باش.
خدایا! در این شب تنهایی با تو میگویم با تو که تنهاییهایم را پر، دردم را درمان و هر نبودنی را با بودنی پر میکنی، با بودنی که بهترین بودنهاست.
معبودا! به دخترک عزیز از دست داده، به مادران در راه نشسته، به پدران رخ ز غم چروکیده، با یاران هم سنگر، به ... بینهایت همراه، به هر چه که میدانی هست و برای بندههایت عزیز است، به قلم که مینویسند، به شب که میآید و به فجر که از دل سیاه امشب تیره، راه روشنی را طی میکند، به خوبی و نیکی و ... قسمت میدهم که پاسداران ما را نگهدار و انقلاب را تداوم و امام ما را طول عمر و مردم ما را صبر و شکیبایی و امت را ایمان و دشمنان ما را روسیاهی و پلیدی عطا کن.»
-شهیده صدیقه رودباری
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز چندتا شهیده پیدا کردیم که انشالله معرفیشون میکنیم🌚
‹هـُدیٰ›
معرفیکتاب؛
قسمتیازکتاب:
توهم خط خوبی داری،قشنگ می نویسی. اما من که نمی توانم بخوانم. مخصوصا وقتی اینجوری شکسته می نویسی. سوادم قرآنی است.این خط های ریزراهم که اصلا نمی توانم ببینم...چه نوشته ای؟.. چرا اینقدر درهم و برهم؟! چه خبراست؟چه همه کاغذ سیاه کرده ای؟
-روایت زندگی شهربانو،مادر ابراهيم،جانبازجنگ که پس از دوازده سال به شهادت رسید.