eitaa logo
حُفره
682 دنبال‌کننده
321 عکس
40 ویدیو
3 فایل
به نام تو برای تو . مبارکه اکبرنیا هستم. شیمیستِ روانشناسی‌خوانده که عاشقِ کتاب 📚 و محتاجِ کلمه✍️ است. مشغول به شغل‌های شریفِ همسری، مادری و استادیاری مدرسه‌ی نویسندگی مبنا @mob_akbarnia . در بله: https://ble.ir/hofreee
مشاهده در ایتا
دانلود
لباسِ بعد از کار این شکلی باید باشد، مگر نه؟ @hofreee
🔸دیشب حاج میثم مطیعی یه جمله خیلی خیلی زیبا گفت: ▫️گفت: «من می‌بینم مادران زیادی میان هیأت ولی همش باید دنبال بچه‌هاشون باشن یا بهشون غذا بدن و.... تقریباً چیزی از عزاداری متوجه نمیشن، اما کار بزرگی دارن انجام میدن، من همه ثواب این ده شب مداحی رو تقدیم این مادران می‌کنم. 🔹کار ارزشمند اینه که زن حس کنه درک میشه، زن حس کنه کرامتش مورد اهتمام هست، چقدر مادرای ما بابت شلوغی بچه‌ها در هیات‌ها خجل میشن، چقدر بین نیامدن و آمدن برزخی میشن ... فرهنگ‌سازی کنیم. هیئت با همین مادرایی که بدو بدو دنبال بچه هستند با دوام میمونه! همون بچه‌ها میشن هیئت‌دار نسل بعد... هیئت فقط به حال خوب روضه‌اش نیست، تربیت بچه هیئتی مهم‌تر هم هست. 💥وقتی صدای بچه ها توی هیئت نیاد باید خجالت بکشیم و بترسیم.
حُفره
آقا و خانمی که سال‌هاست حضور فعالانه‌ای در مساجد و هیئت‌ها دارید و پیشانی‌تان از عبادت‌های زیاد پینه
این پستمو یادتون هست؟ پیام بالا رو چند روزه که جاهای مختلف دیدم. از درست بودنش خبر ندارم اما اگر واقعا آقای مطیعی چنین حرفایی رو زدن ازشون ممنونم. ما با بچه‌ها دهه محرم سختی رو گذروندیم و هیئت‌مون رو دو سه بار عوض کردیم ولی ناامید نشدیم. چقدر خوبه که یه مداح برجسته به چنین جزئیاتی دقت کنه و در بین مردم مطرح کنه. بسیار دلم گرم شد. خدا خیرشون بده. من واقعا دوست ندارم دست بچه‌هام تو هیئت گوشی بدم که ساکت باشن. آخه این سبک تربیتی به اصطلاح دوستان حسینیه؟ فقط واسه اینکه می‌ترسیم صداها و بازی‌هاشون کسی رو اذیت نکنه با گوشی بی‌صداشون کنیم؟ اصلا یه هیئت‌هایی اونقدر خادم‌های بی‌اخلاقی دارن که باید بهشون پیشنهاد داد افراد زیر ۱۵ سال رو راه ندن! هم خودشون رو راحت کنن هم ما رو :) بازم میگم که تو دهه اول محرم جای بچه‌ها تو حسینیه کودک نیست و ما بچه‌ها رو حتی یک دقیقه هم اونجا نذاشتیم. جای بچه‌ها دقیقا وسط عزادارای امام حسینه! @hofreee
22.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ممنون که فیلمشو فرستادید. آقای مطیعی! من هم اگر ثوابی ببرم با شما شریک میشم که فرهنگ‌سازی می‌کنید و کمک به تربیت نسل شیعه و عاشق امام حسینی. نمی‌ذارید علم در آینده زمین بمونه. ممنونم. @hofreee @MeysamMotiee
تمام وطنم اینجا نشسته است.... @hofreee
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
می‌گفت: " همین دین و ایمونتون مملکتو به گند کشیده! یا باس وطنُ بپرستی یا دیندار باشی! بالاخره یکی واس اون یکی پشتِ پا می‌گیره! شیرفهمی؟ " نمی‌دانم امروز که طنین " ای ایران " در حسینیه‌ی امام خمینی پخش میشد کدام پشتِ پای کدام را گرفته بود؟ هیچکس در هیچ‌کجای دنیا فکر نمی‌کرد رهبری هم پیدا بشود که دیندارِ وطن‌پرست باشد؟ @hofreee
مادرایی که حسین دارن، امروز نمی‌تونن پسرشونو صدا کنن. انگار چند کیلو آهن گذاشته باشن رو زبونشون. انگار اگه صدا کنن یه مادری می‌شنوه و داغ دلش تازه میشه. انگار که دوباره و دوباره و دوباره همه چیز تکرار میشه.... @hofreee
هدایت شده از مجلهٔ مدام
دورهمی و رونمایی به بهانۀ یک‌سالگی مدام؛ در روزهایی که بیش از همیشه، رفاقت معنا پیدا کرده، از شما دعوت می‌کنیم تا در کنار ما باشید؛ برای رونمایی از شماره‌ای که تماماً دربارهٔ «رفاقت» است. با حضور و تحریریۀ مجله 📍مکان: تهران، شریعتی، بالاتر از مطهری، نبش کوچهٔ کلاته، شهر کتاب مرکزی 🗓 زمان: چهارشنبه، ۱۸تیرماه 🕒 ساعت: ۱۷ تا ۱۹ منتظر و مشتاق دیدار شما هستیم 🌿 مدام؛ یک‌ ماجرای دنباله‌دار | @modaam_magazine
خانه‌ی کتاب‌باز‌ها از معصومه امیرزاده نشر مهرستان @hofreee
معصومه امیرزاده فقط پسرهایش را کتاب‌باز بار نیاورده بلکه مرا هم آواره‌ی کتاب‌ها کرده. دومین نفری که تاثیر بزرگی در خوره‌ی کتاب بودنم داشته او بوده. هیچ‌وقت نفهمیدم چه شد و چطور شد و چرا؟ تمام این شش هفت سال و بعدتر که استادیار مدرسه نویسندگی مبنا شدم به این فکر کردم. همیشه دوست داشتم جایی پیدایش کنم و بپرسم با من چکار کردی؟ او هر جلسه کتاب‌های قطور کلاسیک را برایمان می‌آورد و می‌گذاشت روی میز. می‌گفت: " اگه دوست داشتین ببرین خونه بخونین." تا هفته‌ی بعد من آن دو سه کتاب کلفت را روی میزش می‌گذاشتم و کتاب‌های بعدی را برمی‌داشتم. حتی نمی‌گفت آفرین و مرحبا. حتی نمی‌پرسید چطور تمامشان کردی؟ فقط کیفش همیشه پُر از کتاب بود برایمان. مثل مادری که از سفر بازگشته و چمدانش پُر از سوغات است. این دومین باری بود که نمک‌گیرِ کتاب‌ها شده بودم. اولین‌بار در نوجوانی بود و با رمان‌های زردِ فارسی و حالا با کتاب‌هایی که استخوان‌دارتر بودند. او نه تنها مزه‌ی شیرین کتاب‌ها را دوباره به من چشاند که حتی سلیقه‌ام را هم تربیت کرد. این‌ها را حالا که کتاب او را تمام کرده‌ام، فهمیدم. تازه راز او را کشف کردم. آن هم در صفحه‌های پایانی کتاب. او با پیگیر نبودن و اصرار نکردنش به کتاب‌خوانی از من یک معتاد به کتاب ساخت. بله اعتیاد! چون واقعا اگر روزی کتاب نخوانم خمارم. حالم بد است و به زمین و زمان گیر می‌دهم. انگار فقط می‌گفت چند متر جلوتر دریایی است و اگر دلت می‌خواهد تنی به آب بزن. من نه تنها به آب زدم که شنا هم یاد گرفتم. کتاب‌ها جهان‌بینی و زیست مرا تغییر داده‌اند و از من یک " من" دیگر ساخته‌اند که نصف این مسیر را مدیون استادم هستم. حالا شاید و شاید یاد گرفته باشم که چه کنم که هنرجوهایم رغبت به کتاب پیدا کنند. صد البته که من معصومه امیرزاده‌ی مهربان نمی‌شوم که کتاب‌های سنگین را درون کیفش به دوش می‌کشید که به شاگردانش برساند. و تمام این‌ها به نظرم کافی باشد برای اینکه نویسنده شایستگی نوشتن چنین کتابی را دارد. او بلد است آدم‌ها را چطور کتاب‌باز کند! و اما راجع به کتاب: محتوای کتاب بسیار غنی و پُربار است برای هر پدر و مادری که دغدغه‌ی کتاب‌خوان کردن فرزندانشان را دارند. حتی برای افرادی هم که هنوز فرزندی ندارند هم به نظرم مفید خواهد بود. نحوه‌ی برخورد نویسنده با فرزندانش نکات تربیتی زیادی را غیرمستقیم نشانتان می‌دهد. فقط از کتاب نباید انتظار یک متن روایی داشته باشید. زبان ساده و روان است اما بیشتر به متون علمی و دانشگاهی نزدیک است. البته به جز تک‌روایت‌هایی که اول هر فصل می‌آمد و دلچسب بود. کتاب را نشر مهرستان چاپ کرده و باز هم دست گذاشتنش روی موضوع‌های ناب و کمتر بیان شده، ارزشمند است. @hofreee
سلام و ادب ممنون می‌شوم یادداشت پایین را بخوانید. اگر همراه بودید به اشتراک بگذارید و اگر نکته‌ای داشتید بگویید که بتوانم دید وسیع‌تری داشته باشم. https://daigo.ir/secret/41456395944