هدایت شده از گاه گدار
من دارم چه کار میکنم؟
شدهام مثل هزارتا پکیج فروش اینترنتی که به آدمها رویای رسیدن به چیزی را میفروشند؟
شدهام دکانداری که یک گوشه فضای مجازی دارد پولپارو میکند؟
آدم سرخوشی هستم که توی زمانه فشارهای اقتصادی و تهدیدهای نظامی و درگیریهای سیاسی، دنبال هنر و ادبیات و این قرتیبازیها هستم؟
نه برادر من، نه خواهر من.
من وسط لجنزار همه فریبهایی که توی فضای مجازی هست، کنار فلان سلبریتی دوزاری که ذکر و ورد میفروشد و آن یکی که غذا تست میکند و دیگری که ادای آرایش و پوشش را آورده جلو دوربین و آن ابلهی که بچههایشان را تبدیل کردهاند به اسباب دیده شدن و آن یکی که فحش سیاسی میدهد و آن دیگری که عینک بدبینی و بدبختی میزند به چشم مخاطبهایش، من چراغ زندگی دست گرفتهام. من دارم از ادبیات حرف میزنم نه چون قشنگ است، نه چون میشود تبدیلش کرد به ژستهایی برای استوری، نه چون پز روشنفکری دارد اهل ادبیات بودن، نه.
من ادبیات را آوردهام دم دست همه تا زندگیشان معنا و هویت پیدا کند. من تکنیکهای نویسندگی را پیوند زدهام به زندگی تا آدمها وقتی مینویسند، زندگیشان را بهتر کشف کنند.
ادبیات خیلی چیز مهمی است. تزیینی نیست. ادا نیست. خود خود زندگی است.
من دارم چه کار میکنم؟ من دارم برای انقلاب اسلامی آدم جمع میکنم. میخواهم آنهایی که دغدغه انقلاب دارند، بلدند زندگی را بدون شعار بفهمند، دوست دارند روی خودشان و روی دیگران اثر بگذارند و همه آنهایی که ایده و حرفی و تجربهای برای گفتن دارند، روایت کردن را، ماجراگویی را، درست تعریف کردن را و داستان نوشتن را یاد بگیرند.
و شما چه میدانید برای انقلاب اسلامی آدم جمع کردن چقدر سخت است.
حالا زمستان است و این روزها ترم جدیدمان دارد شروع میشود. من آن شیخم که گفت با چراغ همی گشت دور شهر، کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست.
من در آرزوی شما هستم. بیایید تا دیر نشده.
https://eitaa.com/mabnaschoole
https://eitaa.com/mabnaschoole
.
«محمدرضا جوان آراسته»
zil.ink/mrarasteh
حُفره
من دارم چه کار میکنم؟ شدهام مثل هزارتا پکیج فروش اینترنتی که به آدمها رویای رسیدن به چیزی را می
🔴 امروز آخرین مهلت ثبتنام هست....
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بزنیدش!
محکمتر بزنید!
فقط بدونید اسرائیل که حمله کرد دیگه کسی نیست که پشت پدافند بشینه که از ترس نلرزی! که دلت قرص بشه!
آره موهاشو بکش!
فقط بدون این همونه که چند ماه پیش ازش تشکر میکردی!
چی عوض شده؟
بگم چی؟
زمین بازی دشمن.
هموطن! گول نخور!
اون یه ایرانیه زیردستت!
#توزمیندشمنداریمیبازی
@hofreee
هچ
ـ نِگفتی؟
ـ چینه؟
ـ مو نیبیدُم، چه خبرا بید؟
ـ حرفِ یه روز دو روز نی عامو! شیش سال نبیدِت!
ـ خو حالا بوگو، چه خبرا؟
ـ هِچ!
ـ مگه میشه؟
- هَا!
ـ بوگو خو حاجی!
ـ اوّلِش حاجی قاسِمو زِدن!
ـ هیهااات! قاسم سلیمانی خو؟ چینه؟
ـ هچ! یه دس ازش واموند!
- یاالله! خو باز چی؟
ـ کرونا رو شِنُفتی؟
- ها شنُفتُم! سگِ مُصّب بید!
- ها!
- بعدش چی؟
ـ جَوونامون اُفتادن جونِ هم!
ـ واسه چی؟
ـ هچ!
ـ سرِ هچ؟
ـ ها!
ـ چطور شد عامو؟
ـ خیلیا پِر کِشیدن…
ـ عجب عجب!
ـ ها!
ـ چه داستانا!
ـ بعدُم رئیسجمهور رفت به رحمت خدا.
ـ کِدومشون؟
ـ آقا رئیسی. میشناختیش؟
ـ الله! ها میشناختُم! چطور؟
ـ هچ!
ـ بعد؟
ـ اسرائیل حمله کِرد ورِ ما!
ـ بیشرف! چطور شد؟
ـ جوونامون پِرپِر شدن…
ـ سرِ چی حمله کِرد؟
- هچ!
ـ اللهالله! بوگو که تِموم بید!
ـ ایشالا!
ـ چیطو؟
ـ گرونی عامو…
ـ خو؟
ـ دوباره جوونامون پِرپِر میشن…
ـ سرِ چی؟
ـ هچ!
- چیطو این همه چی شد عامو؟
ـ سِلیمیِنی رو که زِدن، شروع شد.
ـ چی؟
ـ همین هچ!
#یکوبیست
@hofreee
سگی از جایی دور پارس میکرد. تهمینه لبههای روسری را پشت گردنش گره زد. زیرلب آهنگی را زمزمه میکرد. پورهی گوجه را به مخلوط گوشت و لوبیا اضافه کرد. از پنجره نگاهی به بیرون انداخت. هیچ موجود زندهای در آن تاریکی نبود. ساعت روی دیوار پذیرایی را نگاه کرد. مارپیچ عدد هشت دلش را انگار میپیچاند. دانههای برنج توی آب جوش بالا و پایین میرفتند. صدای واق واق سگ دوباره بلند شد. پس سعید کجا بود؟ توی ذهنش این سوال به این طرف و آنطرف میکوبید. رفت روی مبل نشست. دست زیر چانه گذاشت و زل زد به عقربههای ساعت. بوی لوبیا و گوشت خانه را پُر کرده بود. حس کرد پلکهایش سنگین شدهاند. خودش را توی یک باغ پُر از درخت دید. بوی چمن و نارنج تازه پرههای بینیاش را لرزاند. پیراهن سفیدی تنش بود. پاهای لختش روی چمنهای خیس انگار میرقصیدند. درختی سیبی را نزدیکش دید. دستش را سمت سیب سرخ و بزرگی دراز کرد. سیب درون دستش له شد و باریکهی قرمز رنگی به پیراهنش پاشید. ناگهان با تقهی در پرید. به ساعت نگاه کرد. واقعا یک ساعت گذشته بود؟ بوی سوختگی تنش را لرزاند. دوید سمت آشپزخانه. زیر گاز را خاموش کرد. برنج و خورش هر دو ته گرفته بودند. مُشتی محکم در را میکوبید. سمت در رفت و بازش کرد. همسایهشان بود. نفسنفس میزد. صورتش گُر گرفته بود. گفت:
" چه نشستی همساده؟ سعیدت! میگن سعیدتو سگ پاره پوره کرده! دِ بدو! "
#فقطیکداستاناست!
@hofreee
هدایت شده از KHAMENEI.IR
⭐ بیانات امروز رهبر معظم انقلاب درباره عملکرد مسئولان کشور در ایام #فتنه_آمریکایی اخیر و توصیه مؤکد به آنان
💬 رهبر انقلاب، صبح امروز:
✏️ مطلب آخر من: در این حادثه، در مبارزهی با این فتنهی آمریکایی و صهیونی مسئولان انتظامی و امنیّتی و سپاه و بسیج حقیقتاً جانفشانی کردند، واقعاً جانفشانی کردند، شب و روز نداشتند تا توانستند فتنه را که با مقدّمات فراوان، با هزینهی فراوان دشمن به وجود آمده بود، فتنه را بکلّی پاک کنند، از بین ببرند.
✏️ مسئولین کشور هم همه همکاری کردند. ملّت ایران هم حرف آخر را زد، به طور قاطع قضیّه را تمام کرد امّا با وحدت! من توصیهی همیشگی را میخواهم عرض بکنم. اوّلاً وحدت بین مردم حفظ بشود؛ دعواهای جناحی و سیاسی و خطّی و غیره بین مردم رواج پیدا نکند؛ با هم یکی باشیم؛ همه با هم در دفاع از نظام اسلامی، در دفاع از کشور ایران، ایران عزیز، همه با هم باشند در کنار هم باشند.
✏️ مسئولین هم، مسئولین ذیربط در بخشهای مختلف هم، حقیقتاً کار کردند. رئیسجمهور محترم، دیگر رؤسای کشور فعّالیّت کردند، وسط میدان بودند و کار کردند. اینجور نباشد که چون بنده خبر ندارم از کاری که دیگری کرده، همینطور هی ایراد کنم که «آقا چرا چنین؟ چرا فلان؟» نه، همه کار کردند.
✏️ من از اینکه به رؤسای کشور، به رئیسجمهور و دیگران در یکچنین شرایط مهمّ بینالمللی و داخلی اهانت بشود بشدّت پرهیز میکنم و نمیگذارم و منع میکنم، نهی میکنم کسانی را؛ حالا ممکن است در مجلس باشد، ممکن است بیرون مجلس باشد، ممکن است هر جا باشد. قدر اینها را بدانیم ما، قدر مسئولینی که وقتی یکچنین حادثهای برای کشور پیش میآید، از مردم کناره نمیگیرند. گاهی داشتیم ما در گذشته، مردم وسط میدان بودند، مسئولین تماشا میکردند، گاهی هم علیه مردم یک حرفی میزدند. این دفعه، نخیر، مسئولین در کنار مردم بودند، توی مردم بودند، با مردم حرکت کردند، با همان هدف تلاش کردند، کار کردند. این قدرشناسی باید بشود. این خیلی مهم است.
✏️ من توصیهی مؤکّدم نسبت به شخص رئیسجمهور و مسئولین قوا، رؤسای دیگر قوا و رؤسای فعّال کشور است: بگذارید اینها کارشان را بکنند، تلاششان را بکنند، خدمت بزرگی را که بر عهده دارند انجام بدهند. البتّه وضع اقتصادی وضع خوبی نیست، معیشت مردم حقیقتاً مشکل دارد. بنده میدانم این را. باید آنها هم در این زمینهها بایستی دو برابر کار کنند. برای کالای اساسی، برای نهادههای دامی، برای ارزاق لازم، برای نیازهای عمومی مردم مسئولین دولتی باید دو برابر همیشه کار کنند، با جدّیّت بیشتری باید کار کنند. در این تردیدی نیست. هم آنها وظایفی دارند، هم ما مردم وظایفی داریم. باید به وظایفمان عمل کنیم. اگر ما به وظایف عمل کردیم خدای متعال به کار ما برکت خواهد داد. پروردگارا این برکت را به کار ما عنایت بفرما. ۱۴۰۴/۱۰/۲۷
💻 Farsi.Khamenei.ir