کاش زندگی وایسته خودمو برسونم بهش.
مثل وقتایی که معلممون سریع رو کتاب املا میگفت و من همیشه اونی بودم که از صندلی اخر داد میزد؛
- خانم، عقب موندم
حالا میتونم بگم کاش زندگی مثل معلممون میومد بالا سرم و میگفت کجاشو عقب موندی؟ و باز هم زمزمه میکرد برام و من مینوشتم..
میدونم که نمیرسم بهش؛ زندگی خیلی سریع داره املای اتفاقاتش رو میگه برامون، و من هر چقدر که بدوم وسط راه از شدت سخت بودن وایمیستم و نفس میگیرم و همین باعث میشه که همیشه عقب بمونم،
ولی نهایتاً اونقدری جا میمونم که خودکارو میکوبونم رو میز و با فریادی از خستگی، میگم که نمیخوام ادامه بدم؛ نمیخوام چیزی بنویسم، من جا موندم!
معذرت میخوام اگه گاهی دیر سین میزدم...
به خیال خودم نمیخواستم بفهمی که چقدر برام عزیزی و چقدر همیشه منتظر پیام هاتم:/
_النحیط
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
غم غلط کرده به تو سر زده مگه من مردم؟
[مَتروکه]
باید یه عکس از زیدی برای ناسا بفرستم. واقعا ستارست.
زیدی؟ تو؟ زیدی؟ واویلا