𝑺𝒆𝒍𝒘𝒚𝒏
نشستم آدمای چرت و پرت گمشده رو زدودم
مثلا دیلیت اکانتا
اونایی که بازدیدشون برمیگرده به زمان پیدایش زمین و اینا
هدایت شده از اطلسی چشمانش💙
بلاخره به هدفش رسیده بود، چیز هایی را از دست داده بود ولی حالا پیروزمندانه قدم برمیداشت.
میخواست به خودش هدیهای بدهد پس وارد گلفروشی شد و ورودش را زنگولهی کوچک اعلام کرد.
گلفروش با لبخند به سمتش برگشت و فورا او را شناخت، چندی بعد هر دو دنبال گل مناسبی میگشتند.
_گفتی میخواهی از خودت تشکر کنی؟
+آره
_پس شاید آفتابگردان گزینه خوبی باشه
+چرا؟
_آفتابگردانها همیشه دنبال خورشید میگردند، حتی وقتی آسمان مهآلود است یا شب نزدیک میشود. تو هم با تمام چیزهایی که از دست دادی، هرگز اجازه ندادی تاریکی مسیر، نگاهت را به سمت هدفت منحرف کنه. این گل پاداش ایستادگی توست.
و کمی بعد او همراه با گلش گلفروشی را ترک کرد
با خودش گفت "هیچ وقت این گل را دور نمیاندازم"
از طرف اطلسی
برای الون✨
𝑺𝒆𝒍𝒘𝒚𝒏
https://eitaa.com/deathofme/689
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا