eitaa logo
𝑺𝒆𝒍𝒘𝒚𝒏
20 دنبال‌کننده
57 عکس
10 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هفتم که تیزهوشان قبول نشدم مرگو جلوی چشمام دیدم نه چون فکرمیکردم تیزهوشان خیلی خفنه حتی قصد نداشتم برم ولی اینکه باید تلاش میکردم و نکردم خیلی درد داشت اینکه میتونستم و نشد درد داشت و حالا قبول شدم پس چرا خوشحال نیستم چرا انگار الان گریم‌میگیره؟
𝑺𝒆𝒍𝒘𝒚𝒏
هفتم که تیزهوشان قبول نشدم مرگو جلوی چشمام دیدم نه چون فکرمیکردم تیزهوشان خیلی خفنه حتی قصد نداشتم ب
منی که سر آزمون مسافرت بودم🤣💔 ولی ناراحت نباشششش عه خوبه کهههه الان قبول شدیییییی
هدایت شده از پشت قفسه های کتاب
-چه میکنی اخترک؟ -آسمان را نگاه میکنم پدربزرگ. -چرا الان؟ -چون هوا ابری است. -هوای ابری را دوست داری اخترک؟ -آره پدربزرگ. -چرا؟ -چون انگار میخواهد گریه کند. مثل وقت هایی که من ناراحت شده ام ولی نمیتوانم جلوی بقیه گریه کنم. انگار آسمان هم بعضی وقت ها گرفته است و در دلش غم دارد. مثل من.. -اوه اخترکم. من هم آسمان گرفته را دوست دارم. -شما چرا؟ -چون انگار میگوید، هر احساسی نیاز است.. و این فقط برای انسان ها نیست، برای آسمان و دنیا هم هست. همه ما به زمان هایی نیاز داریم که گریه کنیم، چون دنیا دو روز است اخترک. و در این دو روز، باید همه چیز را تجربه کرد.