نیاز نیست بگوییم دیگر از غـُسلش ؛
نیاز نیست بگوییم دیگر از کـَفنش ؛
بـَساط ِگریه ي ما می شـَود فراهم بـا
خیال ِروضه ي سنگین ِزیرو رو شـُدنَش💔..
بِیت...
بلا کپشن؛
سلام بر کســـــی که
مایه دلگرمی امتی است
در حالیکــــه خود
غرق دریایی از غـــم است
نماز جمعه نصر بود
آخرین باری که با
شوقی وصف ناپذیر
خودمان را به مصلی رساندیم
از بین همهمه و جمعیت
حواسم را به یک نقطه بردم
شنیدن سخنان شما
نمیدانستم حضور بعدی
چه تلخ است
وداع؟ یا به امید دیدار؟
برخلاف هربار
اینبار فقط شما ما رو میدید
بر خلاف هر بار
اینبار سر تا پا گوش نبودم تا بشنوم
سر تا پا بغض بودم
از اینکه دیر رسیدم
و دیگر صدایی نیست
حالا من مانده بودم و گفتههای دل
آقا در بین این بودنها و نبودنها
میشود حلالم کنید؟