eitaa logo
بِیت...
275 دنبال‌کننده
277 عکس
165 ویدیو
5 فایل
♡ بسم الله الرحمان الرحیم ♡ “بیت”؛ جایی که نبضِ تپنده‌ ی ایران در آینه‌ی بصیرت رهبری منعکس می‌شود... اینجا ؟ پناهی برای دل های تنگ من؟ @Narges3300 بگوشم🗣👥️ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_oftnl1b&btn=برای.بیت کپی ؟ نوشِ روحت🪿
مشاهده در ایتا
دانلود
تبادل پی وی @Narges3300
200 تایی شدنمون رو مدیون امام حسینیمـღ
به لطف شما خانه ما ( بیت ) 200 نفری شد و مرسی از همراهتون امیدوارم که محتوای کانال براتون مفید باشه👀⛓🤍
📭https://eitaa.com/homenj/839 بابا باریکلا +بلی بلی ما هنوز منتظر جابجا کردن شحیطاطیم هاااا👩‍🦯
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه‌کنج‌از‌حرم‌بهم‌جا‌بده...
بِیت...
「پرواز عاشق」 شهید محمدرضا دستواره را همه با عشق وافر به امام حسین (ع) می‌شناختند. می‌گفتند هر وقت اسم «یا حسین» می‌آمد، رنگ از رخسارش می‌پرید و چشمانش بارانی می‌شد. در سنگر، وقتی بچه‌ها نماز جماعت می‌خواندند، او در سجده‌اش آن‌قدر می‌ماند که گمان می‌کردی با مولایش در کربلا نجوا می‌کند. یک شب عملیات، همه خسته از جنگ برگشته بودند. محمدرضا اما انگار نه خسته بود و نه خواب‌آلود. نشست گوشه‌ای و شروع کرد به خواندن زیارت عاشورا. صدایش چنان گرفته و پر از سوز بود که همه‌ی بچه‌ها دورش جمع شدند. وقتی به «اللهم العن قتلة الحسین» رسید، اشک‌هایش مثل سیل جاری شد و با ناله گفت: «یا حسین! من که لایقِ هم‌سفره‌ای با تو نیستم، اما دلم هوای خیمه‌های سوخته‌ات را کرده...» همان شب در خواب دید که امام حسین (ع) به او فرمود: «محمدرضا! دیروز برایم گریه کردی، امروز بیا پیشم.» فردای آن شب، در عملیات کربلای ۴، وقتی ترکش به سینه‌اش خورد، لبخندی بر لب داشت و آخرین نفسش را با نام «یا حسین» بیرون داد. گفتند روی صورتش، نوری بود که تا لحظه دفن، هرکه نگاه می‌کرد، اشک‌هایش بند نمی‌آمد. او رفت تا در کنار مولایش باشد، همان که عشقش را از جان هم بیشتر داشت. ↲ خاطـࢪه‌ای‌از‌شهید محمدرضا دستواره 🫀✨ _بیت
میتونم تا ابد با ابن عکس گریه کنم >
مسجد اشرفی شیخ سعید شحیطاط 🍃